شبهنظامیانی که طالبانی به آنها اشاره کرد… نه شیعه، بلکه میلیشی کردِ قانونشکن هستند.
ضیاء الدراجی

بمجرد اینکه بافل طالبانی از لزوم “خلع سلاح نیروهایی که در داخل اقلیم کردستان تابع تصمیم دولت نیستند” سخن گفت، برخی از نویسندگان و تحریککنندگان برای بهرهبرداری از این اظهارات و تحریف آن به سمت بغداد شتاب ورزیدند، گویی منظور گروههای شیعی است. این روش رقتانگیز دیگر صرفاً یک گمراهی سیاسی نیست، بلکه یک بازیگوشی رسانهای عمدی است که تلاش میکند از حقیقتی که هر کُرد و هر عراقی منصفی آن را میداند فرار کند: طالبانی در مورد گروههای مسلح کُرد در داخل اقلیم صحبت میکرد، نه گروههای مذهبی در مرکز و جنوب.
اظهارات طالبانی نه علیه بغداد و نه علیه نیروهای شیعی بود، بلکه علیه گروههای مسلح کُردی بود که در داخل مناطق اقلیم در نتیجه درگیریهای احزاب، مداخله کشورهای همسایه و فقدان یک پروژه متحد برای تحویل سلاح به دولت کردستان و وزارت پیشمرگه فعالیت میکنند.
خطری که او در مورد آن صحبت کرد در هویت کسی که سلاح در دست دارد نیست، بلکه در این است که این سلاح بدون دولت است، سلاحی که نه تابع دولت اقلیم است و نه دولت فدرال، و یک نیروی موازی ایجاد میکند که حاکمیت را با دولت تقسیم میکند.
اولاً: نیروهای حزب کارگران کردستان در داخل اقلیم
این نیروها به طور مستقل در سنجار، مخمور، قندیل و زاخو فعالیت مسلحانه دارند. و رسماً ذکر شده است که آنها تابع تصمیم دولت اقلیم و دولت فدرال نیستند.
برجستهترین تشکیلات آنها:
یگانهای مدافع سنجار (ایزدیهای وابسته به حزب کارگران)
یگانهای زنان در سنجار
نیروهای حزب کارگران در قندیل
این نیروها به عنوان یک نهاد نظامی کاملاً مستقل عمل میکنند و وجود آنها بزرگترین بهانه برای ورود ارتش ترکیه و تجاوزات مکرر آن به داخل خاک عراق شده است.
ثانیاً: نیروهای حزبی احزاب کردی که تحت تصمیم دولت نیستند
دو حزب اصلی دارای نیروهای نظامی تاریخی قبل از تأسیس اقلیم هستند و بخش بزرگی از آنها هنوز به صورت ظاهری در داخل مؤسسات فعالیت میکنند، اما در واقع از تصمیم حزب پیروی میکنند نه وزارت پیشمرگه.
احزابی که دارای نیروهای نظامی ویژه خود هستند:
حزب دموکرات کردستان
اتحادیه میهنی کردستان
این نیروها به طور کامل خارج از قانون نیستند، اما تابع یک تصمیم مرکزی واحد نیستند، بنابراین عملاً به سلاح حزبی تبدیل میشوند نه سلاحی ملی.
ثالثاً: گروههای مرزی مورد حمایت ترکیه
بر اساس اظهارات رسمی و گزارشهای رسانهای، گروههای مسلح محلی در داخل مناطق مرزی با هماهنگی مستقیم با ترکیه علیه حزب کارگران فعالیت میکنند. این گروهها تابع پیشمرگه و پلیس نیستند و مناطق نفوذ امنیتی را نشان میدهند که به منافع ترکیه در داخل اقلیم خدمت میکنند.
وجود این گروهها به ترکیه پوششی برای نفوذ نظامی به بهانه “هماهنگی با طرفهای محلی” داده است، بنابراین مرزها با سیاست درآمیخته و حاکمیت اقلیم بین نفوذ داخلی و سلاح خارجی از بین رفته است.
دروغ به قیمت حقیقت
شرمآور است که برخی از هر اظهاراتی علیه “شبه نظامیان” استفاده میکنند تا آن را به سلاحی برای حمله انحصاری به شیعیان تبدیل کنند، گویی سلاح خارج از قانون فقط در یک جهت وجود دارد و نه غیر آن.
تبدیل سخنان طالبانی به اتهام فرقهای نه دفاع از کردستان است و نه دفاع از دولت، بلکه ترویج نفرت و جهل در بین مردم و پنهان کردن یک واقعیت خطرناک در اقلیم است:
گروههای مسلح کُردی وجود دارند که تابع تصمیم اربیل و بغداد نیستند و منظور طالبانی دقیقاً همین بود.
کسی که از حوادث برای ضربه زدن به شیعیان استفاده میکند، از دولت دفاع نمیکند، بلکه از نفرت دفاع میکند. و کسی که تلاش میکند سلاح کُردی خارج از دولت را تطهیر کند، شریک در تخریب هیبت اقلیم قبل از کل عراق است.
منظور طالبانی “شبه نظامیان شیعی” نبود، بلکه به سلاح کُردی بدون دولت اشاره میکرد.
به گروههایی در داخل اقلیم که از تصمیم اربیل و بغداد اطاعت نمیکنند.
خطر برای کردستان امروز از بغداد نمیآید، بلکه از تعدد تفنگها در داخل خود اقلیم است.
دولتی بدون سلاح متحد… فقط یک جغرافیا است که منتظر است تا کسی سرنوشت آن را بنویسد.



