نشستهای آتی اتحادیه عرب: آیا هنوز حرفی برای گفتن باقی مانده است؟
نویسنده: سارة محمد مرزوقي

نشستهای آتی اتحادیه عرب در برههای پیچیده از تحولات منطقهای برگزار میشود؛ زمانی که بحرانها از سودان تا نوار غزه امتداد یافته و با بازآرایی آرام توازنها در درون شورای همکاری خلیجفارس در هم تنیده شده است. در پسزمینه، اتحادیه عرب به عنوان چارچوبی جامع حضور دارد، اما حضور نمادین آن امروز پرسش از «کارآمدی» را مطرح میکند، نه تداوم وجود.
سؤالی که نشستهای پیش رو مطرح میکنند دیگر سنتی نیست که «کشورهای عربی چه تصمیمی خواهند گرفت؟»؛ بلکه سادهتر و در عین حال شرمآورتر شده است: «آیا اصلاً هنوز حرفی برای گفتن در نشست عربی باقی مانده است؟»
در دهههای گذشته، نشستها در چارچوب جستجوی موضعی مشترک برگزار میشد، حتی اگر حداقلی میبود. اما امروز، تفاوت در اولویتها و سیاستها، «موضع واحد» را به ایدهای دشوار تبدیل کرده است؛ نه تنها به دلیل فقدان اراده، بلکه به دلیل تعدد مراکز تصمیمگیری و تفاوت در تعریف خود تهدیدها.
پروندههای مطرح شده بیاهمیت نیستند: از بحران حاکمیت ملی در چندین کشور عربی تا بازآرایی قدرتهای منطقهای و بینالمللی. اما مشکل در حجم موضوعات نیست، بلکه در توانایی تولید یک چشمانداز جمعی پیرامون آنهاست. هر کشوری با خوانش، اولویتها و محاسبات خاص خود وارد نشست میشود و این امر فضای اشتراک را تنگتر از آن میکند که به تصمیم تبدیل شود.
با این حال، نمیتوان گفت نشستها کاملاً بیمعنا شدهاند. آنها همچنان کارکرد حداقلی ارتباط سیاسی را ایفا میکنند، از قطع کامل ارتباط میان پایتختهای عربی جلوگیری مینمایند و ایده «چارچوب عربی» را در افکار عمومی بینالمللی حفظ میکنند. اما در مقابل، به تدریج از فضایی برای تصمیمسازی به فضایی برای مدیریت اختلافات، و از سکوی اقدام به سکویی برای تنظیم ریتم دیپلماتیک تبدیل میشوند.
در نشستهای آتی، غایب «خود نشست» نیست، بلکه «تأثیر» آن خواهد بود. نشستها به احتمال زیاد برگزار میشوند و بیانیهها تنظیم میگردند، اما پرسش واقعی همچنان بیپاسخ میماند: آیا آنچه در تالارها گفته میشود هنوز قادر به خروج از متن به سوی واقعیت است؟
در پایان، شاید مشکل در نبود سخن نباشد، بلکه در از دست دادن توانایی تبدیل شدن به فعل باشد. و دقیقاً در اینجاست که نشستها به آینه تمامنمای یک دوره کامل تبدیل میشوند: سخن بسیار، تأثیر اندک… و در میان این دو، شکافی گسترش مییابد که معنای سؤال را میسازد: آیا هنوز حرفی برای گفتن باقی مانده است؟



