ارزشمندی سازمان بسیج مردمی عراق، اینبار از دیدگاهی دیگر…
اکبر بیرامی / اندیشکده شهید خامس
چکیده
سازمان بسیج مردمی عراق (الحشد الشعبی) از جنبههای مختلفی، محصولی ارزشمند از سازوکارهای اقلیمی، آیینی و سیاسی است که توانست عراق را از بزرگترین بحران ۲۰ سال اخیر خود سربلند بیرون آورد. اما این، تنها جنبهی ارزشمندی حشد شعبی نیست و میتوان از دیدگاهی دیگر نیز به آن نگریست.
سازمان بسیج مردمی عراق
تشکیل هیئت الحشد الشعبی (سازمان بسیج مردمی) در عراق به سال ۲۰۱۴ م برمیگردد، زمانی که مرجع دینی عالیقدر، سید علی سیستانی (دامظله)، در نجف فتوا به تشکیل گروههای مردمی برای مقابله با خطر سازمان تروریستی “داعش” صادر کرد که به داخل شهرهای عراقی نفوذ کرده و بر یکسوم از اراضی عراق تسلط یافته و به نزدیکی پایتخت بغداد رسیده بود. این سازمان، در روز ۲۶ نوامبر ۲۰۱۶ با اکثریت آرای مجلس عراق بهعنوان یک ارگان نظامی جدا از ارتش عراق، رسمیت پیدا کرد.
طبق اعلان رسمی این سازمان، مجموعه گردانهای حشد شعبی در نبرد با داعش، بیش از ۱۰ هزار شهید و ۳۱ هزار جانباز تقدیم کردند. پس از بغداد با ۲۶۷۹ شهید، استان بصره با تقدیم ۱۳۴۶ شهید، بیشترین شهید را در راستای مهار موج تروریسم در عراق تقدیم عراق کرده است.
از همین کوتهنوشته میزان ارزش سازمان حشد شعبی بهخوبی دانسته میشود. سؤالی که همواره از مخالفان سرسخت سازمان حشد شعبی پرسیده میشود این است که این سازمان چه تعداد شهید برای عراق تقدیم کرد و آن احزاب مخالف همگی در کنار هم چند شهید برای عراق دادند؟! بااینهمه، آن دیدگاهی که این مقاله درصدد بیان آن است، بر این محور نمیچرخد.
آن دیدگاه ویژه ارزشگذاری چیست؟
بایستی سازمان حشد شعبی را از یک دیدگاه ویژه و مهم ستود. این سازمان علیرغم نیازهای بسیار به نیروی نظامی و پیکارجوی مازاد، همواره تلاش کرده است مطلقاً عراقی بوده و باشد. از سویی هیچ گروه غیر عراقی را تحت اشرافیت خود نگیرد و از دیگر سو نیروهای خود را منحصر در گروههای شیعی نگاه ندارد.
این سازمان اگرچه بنا بر اخبار رسمی و غیررسمی، همواره با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ایران ارتباط ناگسستنی دارد؛ اما در شیوه رفتار همواره تلاش کرده سازمان خود را یک “سازمان عراقی” نگاه دارد و از چارچوب “عراق سیاسی” بیرون نیاورد.
بایستی توجه داشت که این سازمان، بنا بر اظهارات فالح الفیاض، بیش از ۲۰۰ هزار نفر عضو دارد که ۱۷۰ هزار نفر از آنان همچنان عضو فعال این سازمان هستند. هرچند منتقدان این سازمان باور دارند که شمار واقعی سازمان حشد شعبی، کمتر از ۵۰ هزار تن است و به این سبب نسبت به مبالغ دریافتی سازمان حشد شعبی از دولت، انتقاداتی دارند. هر کدام درست باشد، یک اصل، همواره قطعی است و آن اینکه: سازمان حشد شعبی، تمامی اعضایش، از همهی عراق و برای همهی عراق هستند.
قانون اساسی عراق
در قانون اساسی عراق مصوب در سال ۲۰۰۵، تصریح شده است که تمامی نیروهای مسلح در کشور عراق، همگی بایستی از مردم عراق و زیر نظر عراق سیاسی تشکیل شوند:
تتكون القوات المسلحة العراقية والاجهزة الامنية من مكونات الشعب العراقي
(نیروهای مسلح در عراق، و دستگاههای امنیتی بایستی از هستههای مردمی عراقی ایجاد شوند.)
و تأکید شده است که مأموریت اصلی تمامی نیروهای نظامی در عراق، این است که از مرز سیاسی “عراق” دفاع کند:
«تخضع لقيادة السلطة المدنية وتدافع عن العراق ولاتكون اداة لقمع الشعب العراقي ولاتتدخل في الشؤون السياسية ولا دور لها في تداول السلطة .»
(تمامی نیروهای نظامی عراقی، تحت رهبری سلطه مدنی (نهادهای سیاسی حاکم) قرار میگیرد و از عراق دفاع میکند و نباید ابزاری برای سرکوب مردم عراق باشد و نباید در امور سیاسی دخالت کند و نقشی در گردش قدرت داشته باشد.)
مشابه این قانون در دیگر کشورها نیز موجود و رایج است. همچنان که اصل ۱۴۵ و ۱۴۶ قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی ایران تصریح دارد که:
«هیچ فرد خارجی به عضویت در ارتش و نیروهای انتظامی کشور پذیرفته نمیشود. 145 ؛ استقرار هر گونه پایگاه نظامی خارجی در کشور هر چند به عنوان استفادههای صلح آمیز باشد ممنوع است.146».
سازمان حشد شعبی همواره تلاش کرده که در مسیر قانون اساسی عراق حرکت کند. این سازمان اجازه نداده تا علاقهمندان به آرمان یا شیوه مدیریتی سازمان حشد شعبی از دیگر کشورها همانند کویت، قطر، ایران، سوریه و افغانستان، به عضویت این سازمان درآیند و بر پایه نگرش: “عراق سیاسی”، هر ۵۷ تیپ این سازمان، مطلقاً عراقی است.
نگاهی به اقلیتهای قومی و نژادی و مذهبی در سازمان الحشد الشعبی
باید توجه داشت که این سازمان، از تمامی جامعهی عراقی بهرهمند است. بنا بر آمارهای رسمی برخی از خبرگزاریها، شمار مجاهدان سنیمذهب در حشد شعبی به بیش از ۲۰ هزار تن میرسد.
جنبش بابلیون (تیپ ۵۰)، یکی از تیپهای عملیاتی سازمان حشد شعبی و تماماً مسیحی و از کُلدانیان عراق هستند و فرماندهی این تیپ بر عهده ریان الکلدانی و منطقه فعالیت آنان، استان نینوی است.
قوات سهل نینوی (تیپ 30)، تیپ تابع سازمان حشد شعبی و تماماً شبک هستند و رهبری آنان بر عهده ابو کوثر الشبکی ( زین العابدین جمیل) است و در موصل فعالیت دارند.
13 تیپ در حشد شعبی وجود دارند که تحتعنوان: الحشد العشائری و زیر نظر سازمان الحشد الشعبی فعالیت انجام میدهند و اعضا و رهبران آن تماماً از اهل سُنت عراق هستند. این 13 تیپ متشکل از 21 گردان هستند و در شمال غرب عراق فعالاند.
تیپ 36 معروف به قوات لالش، جملگی از ایزدیهای عراق و تحت فرماندهی سازمان حشد شعبی، هستند.
بایسی دانست که سازمان حشد شعبی، بعثیهای توبه کرده را نیز در مجموعههای نظامی خود جای داده است. به عنوان مثال تیپ بزرگ 201 معروف به حرس نینوی به فرماندهی اثیل النجیفی، یکی از مجموعههای بزرگ زیر نظر سازمان حشد شعبی است که بخش اصلی فرماندهی و بدنهی آن را بعثیهای سابق رویگردان از صدام و حزب بعث اشتراکی تشکیل دادهاند و در نبرد با داعش، موفق ظاهر شده و در آزادسازی منطقه الشرقاط در استان صلاحالدین، نقش داشتند. سازمان حشد شعبی در حالی اثیل النجیفی را به ریاست حرس نینوی پذیرفت که خود از متهمان اصلی در ماجرای سقوط موصل بود و در دوران استانداری وی بر استان نینوی(موصل)، دومین شهر بزرگ کشور عراق سقوط کرد.
نتیجهگیری
سازمان حشد شعبی هر اندازه که نسبت به اقوام و احزاب و مذاهب مختلف در عراق، نگاهِ پذیرا و بازی دارد، از دیگر سو نسبت به ورود هرگونه غیر عراقی به سازمان خود، واکنش نشان داده و مانع میشود. از این دیدگاه، سازمان حشد شعبی، یک سازمان نظامی وفادار به کشور عراق به شمار میرود.