شهادت نیره: نگاهی به چگونگی مهندسی یک احساس عمومی برای عادیسازی جنگ و کشتار ارتش عراق

ماجرای «شهادت نیره» یکی از معروفترین نمونههای دروغپردازی و دستکاری رسانهای در تاریخ مدرن است که با محوریت کُشتهسازی و مجروح نمودن عواطف جمعی برای جلب حمایت افکار عمومی جهانی در آستانه جنگ دوم خلیج فارس (۱۹۹۱) و جمله به ارتش عراق و آزادسازی کویت به کار گرفته شد.
ساختار رویداد:
در تاریخ ۱۰ اکتبر ۱۹۹۰ (مهر ۱۳۶۹)، دختری ۱۵ ساله به نام «نیره» که تنها نام کوچکش را اعلام کرد، در مقابل «کمیته حقوق بشر کنگره آمریکا» حاضر شد. او با بیانی احساسی شهادت داد که پس از اشغال کویت توسط عراق، شاهد بوده که سربازان عراقی نوزادان نارس را از دستگاههای نگهدارنده (انکوباتور) بیمارستانهای کویت خارج کرده و آن دستگاهها را برای انتقال به عراق دزدیدهاند و در نتیجه نوزادان جان باختهاند.
تأثیر و نتیجه:
این شهادت تأثیر عمیقی گذاشت. رئیسجمهور آمریکا جورج بوش پدر و سناتورهای آمریکایی بارها به آن استناد کردند و آن را بخشی از «وحشیگری باورنکردنی» رژیم صدام حسین عنوان کردند و از آن برای قانع کردن مردم و کنگره برای حمایت از عملیات نظامی علیه عراق (جنگ طوفان صحرا) استفاده کردند.
کشف حقیقت:
دو سال بعد، در ۱۹۹۲، واقعیت فاش شد:
-
نیره در حقیقت نیره الصباح، دختر سعود الناصر الصباح (سفیر کویت در آمریکا) بود.
-
شهادت او بخشی از یک کمپین سازمانیافته روابط عمومی به نام «شهروندان برای کویت آزاد» بود که دولت کویت آن را به شرکت آمریکایی «هیل اند نولتون» سپرده بود.
-
این شرکت با صرف هزینهای کلان (حدود ۱۲ میلیون دلار)، تحقیقاتی برای تأثیرگذارترین روش اقناع افکار عمومی انجام داده بود و به این نتیجه رسیده بود که تمرکز بر «جنایات بیرحمانه علیه کودکان» مؤثرترین راه است. داستان انکوباتورها بهعنوان محور این کمپین انتخاب شد.
واکنش و پیامد:
-
پس از آزادسازی کویت، روزنامهنگاران و سازمانهایی مانند ABC News به کویت رفتند و دریافتند که اگرچه شرایط بیمارستانها اسفبار بوده و برخی نوزادان به دلیل هرجومرج ناشی از جنگ جان باختهاند، اما اتفاقی که نیره توصیف کرده بود (خارج کردن نوزادان از انکوباتور و ربودن دستگاهها) رخ نداده است.
-
سازمان عفو بینالملل که در ابتدا این ادعاها را تأیید کرده بود، بعداً اصلاحیه منتشر کرد و رهبر این سازمان، «جان هیلی»، متهم کرد که دولت بوش از جنبش حقوق بشر به شکل فرصتطلبانهای سوءاستفاده کرده است.
نتیجهگیری:
امروزه، شهادت نیره الصباح به عنوان نمونهای کلاسیک از تبلیغات ساختگی (Propaganda) در دوران مدرن و اثری برجسته در کتب ارتباطات و علوم سیاسی شناخته میشود. این رویداد به وضوح نشان میدهد چگونه یک روایت احساسی اما غیرواقعی، میتواند با پشتوانه منابع مالی و مهندسی رسانهای، برای توجیه یک جنگ تمامعیار مورد استفاده قرار گیرد. این درس تاریخی همواره یادآور اهمیت نقد منابع، واکاوی انگیزههای پشت پرده و پرهیز از قضاوت سریع بر اساس یک روایت غالب و احساسبرانگیز است.



