بیداری ملی پیشرفته در عراق پس از سقوط بغداد ۱۲۵۸ 

تاریخ:

بیداری ملی پیشرفته در عراق پس از سقوط بغداد ۱۲۵۸

عدي حاتم عبد الزهرة المفرجي

الطالب بشير غفار مرهون

پژوهشگران از جمله دانشگاهیان بر این باورند که بیداری ملی در عراق از آغاز جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ ظهور کرده است، اما رویدادهای تاریخی خلاف این را نشان می‌دهد. پس از سقوط بغداد در سال ۱۲۵۸ به دست مغول‌ها که رویداد مهمی در تاریخ تمدن اسلامی به شمار می‌رود، این سقوط تنها یک فروپاشی سیاسی نبود که با سقوط خلافت عباسی نمایان شد، بلکه فاجعه‌ای همه‌جانبه بود که خرابی گسترده‌ای را به همراه داشت و انسان، عمران و علم را به طور همزمان در بر گرفت. ورود مغول‌ها به بغداد منجر به تخریب شهر شد از جمله: کشتار تعداد زیادی از ساکنان آن، نابودی مؤسسات دینی و آموزشی و فروپاشی نظام اداری و اجتماعی موجود در آنجا بود.

تأثیر عمیق‌تر سقوط بغداد بر زندگی علمی و فرهنگی بود؛ مدارس تخریب شدند، کتابخانه‌ها به آتش کشیده شدند و هزاران نسخه خطی که خلاصه قرن‌ها تولید علمی در فقه، تفسیر، طب، فلسفه، زبان و تاریخ بودند، از بین رفتند. همچنین تعداد زیادی از علما و ادیبان کشته یا آواره شدند که منجر به قطع جریان آموزش و تألیف برای مدت طولانی و کاهش نقش بغداد به عنوان مرکزی تابناک برای علم و فرهنگ در جهان اسلام گردید.

واکنش ملی عراقی‌ها شامل همه اقشار بود؛ قبایل عراقی مانند آل فضل و آل ربیعه توانستند غرب عراق را از اشغال بیگانگان آزاد کنند و علما و روحانیون توانستند مفهوم جهاد را در اذهان تقویت کنند، به مقاومت در برابر مهاجمان بپردازند و ماهیت این تهاجم را برای عموم افراد جامعه و طبقات آن و حتی نسل‌های آینده پس از خود به تصویر بکشند.

و مواضع علما و ادبا فکری نسبت به هجوم مغول در قالب‌ خطابه و وعظ تجلی یافته است. خطابه و وعظ از مهم‌ترین وسایل ارتباطی با توده‌ مردم به شمار می‌آیند و ثمره آن‌ها بزرگ و سودمند است، اگر به خوبی مدیریت شوند و اهداف و مقاصدشان به درستی هدایت شود و با مشکلات و نیازهای زمانه ملت هماهنگ باشد. علما ملت این ضرورت را درک کردند؛ بنابراین هنگام وقوع حادثه هجوم مغول، خطابه‌ها را به گونه‌ای هدایت کردند که سلامت و پیروزی جامعه را تضمین کند و در منابر برای مردم درباره جهاد و بیان فضایل آن سخن گفتند و عموم مسلمانان را با بیان آنچه مغولان در بغداد از تخریب، ویرانی، قتل، غارت، تجاوز به ناموس و حرمت‌ها، تعرض به مساجد و جوامع، کشتار کودکان، سالمندان و زنان باردار انجام دادند، به جهاد تحریک کردند. وعاظ نیز به گرداگرد روستاها رفتند تا مردم را به جهاد دعوت کنند و تشویق نمایند و شرط کردند که آن‌ها سوره‌های انفال و توبه را از حفظ داشته باشند؛ نتیجه این شد که منابر، مساجد، انجمن‌ها و مجالس روستاها مملو از آیات جهاد شد، به طوری که مردان، زنان و کودکان همه آن‌ها را حفظ بودند. شاعران نیز پس از آن همه ویرانی، مصیبت و نابودی کتابخانه‌ها، مدارس، مراکز علمی و از بین رفتن تعداد زیادی کتاب در رود دجله، به سرودن اشعار فراوانی پرداختند که در آن‌ها احساس خود و دردی را که از این واقعه که هیچ واقعه‌ای مانند آن (نابودی بغداد) به دست مغولان نداشت، ابراز کردند. بی‌شک نمی‌توان همه اشعار گفته شده درباره این حادثه و رخدادی که در جهان اسلام برانگیخت را جمع‌آوری کرد. شاعر شمس‌الدین کوفی گفت:

رَفتند و اشک‌هایم بر گونه ها سرازیر شد

سوزی در اندرون سینه جنگ‌آراست

ناچار، نه به رضاست از من فراقشان

رفتند و ندانم کدام رهگذر گشتند

ای دوست، چاره‌ام پس از دوریشان چیست

راهم بنما که رایِ ما درین میان همگوست

دیدار عزیز گشت و درمانده‌ام ز دوریش

دل در سراش حیران و آشفته‌ای پریش

بازم‌دارد از مراد آن رنجی که میکشم

چون دام که پرنده‌ای به پروازش بند است

می‌خواهم صبر و دل همراهیم نمی‌کند

چون پای که بشکست، چگونه خیزد این تن؟

ای آفتِ روزگار، از چرخِ تو کس نَست

بنده و شاه برابر گشتند از فراز و نشیبش

اما شهرهای عراق، با وجود انتشار اخبار قدرتی که مهاجمان مغول در برخورد با اهالی بغداد به کار بردند، برخی از شهرهای عراق مقاومت در برابر اشغال مغول را نشان دادند. شهرهای الحله، واسط، اربیل و موصل شاهد مقاومت نظامی در برابر مغول بودند. شهر واسط که ارتش مغول پس از اشغال بغداد به آن رسید، مقاومت کرد اما برتری عددی و تسلیحاتی مغولان باعث پیروزی آنها شد، با این حال شهر در دفاع از خود ایستادگی کرد و حدود چهل هزار شهید تقدیم کرد قبل از اینکه تسلیم شود. در زمانی که هولاكوخان به سوی بغداد پیشروی می‌کرد، فرمان داد تا فرمانده‌اش ارقیو نویان اربیل را محاصره کند. به دلیل مقاومت شهر، فرمانده مغول نتوانست آن را تصرف کند، با وجود تلاش حاکم اربیل، تاج‌الدین بن صلایا، برای قانع کردن اهالی به تسلیم قلعه، که تلاش‌های او با رد مواجه شد و مدافعان اجازه ورود به او ندادند. ارقیو نویان او را به هولاکوخان فرستاد که هولاکوخان به دلیل ناتوانی او در قانع کردن اهالی اربیل برای تسلیم قلعه، او را کشت.

و فرمانده مغول پس از آنکه نتوانست هیچ پیشرفتی در نفوذ به قلعه به دست آورد، مجبور شد از بدرالدین لؤلؤ صاحب موصل درخواست کمک کند، بنابراین تعدادی سرباز برای او فرستاد، اما بی‌فایده بود. اهالی قلعه توانستند حمله شبانه‌ای به مغول‌ها انجام دهند، همه کسانی را که یافتند کشتند و منجنیق‌ها را آتش زدند و سپس به قلعه بازگشتند. موصل پس از آن به همراه اربیل در قیام و مقابله با حکومت مغول شرکت کرد، پس از مرگ بدرالدین لؤلؤ در سال ۱۲۶۰ میلادی، پسرش ملک الصالح اسماعیل به حکومت رسید و انقلاب علیه مغول‌ها اعلام کرد. و با بازگشت به قبایل عرب و نقش آنها در مقاومت در برابر اشغال مغول، با وجود سازمان‌های نظامی در اواخر عصر عباسی، قبایل عرب همچنان نیروی ذخیره نظامی بودند که در زمان مواجهه دولت عربی با خطرات خارجی، مبارزان را تأمین می‌کردند. برخی از قبایل عرب در دوران اشغال توانستند حضور مغول‌ها را از مناطق زیادی بیرون کنند و آن را به شهرهای اصلی که نیروهایشان متمرکز بود محدود کنند. مهم‌ترین قبایل عرب، آل ربیعه و آل فضل بودند و محل سکونت آنها از حمص و قلعه جعبر تا الرحبه، سپس در دو سوی فرات و حاشیه‌های عراق تا بصره گسترده بود. آنها حضور و کنترل خود را بر مناطق غربی عراق تحمیل کردند و آن را خارج از چارچوب سلطه اشغالگر خارجی قرار دادند.

و از جمله فضایل، آنچه آنها در نبرد عین جالوت در سال ۱۲۶۰ میلادی علیه مغولان انجام دادند، بود که امیر عرب آن زمان، امیر شرف‌الدین عیسی بن مهنا بن مانع بود که همراه با ملک مظفر قطز، حاکم مصر، شرکت داشت و پیروزی نصیبشان شد. فضل طائیان به حمایت از ممالیک علیه مغولان ادامه دادند و در نبرد حمص در سال ۱۲۸۲ میلادی خسارات نظامی سنگینی به آنها وارد کردند. قبایل عرب علاوه بر تسلط بر مناطق وسیعی از عراق و دور نگه داشتن آن از سلطه غارتگران، از ضعف حاکم بهره می‌بردند و با اعلام قیام به مقابله برمی‌خواستند، همان‌طور که در سال ۱۲۸۴ میلادی اتفاق افتاد که عرب‌ها در جنوب عراق و اطراف واسط شورش کردند و مغولان به آنها حمله کرده، بسیاری را کشتند و اموالشان را غارت کردند. در سال ۱۲۹۳ میلادی عرب‌ها در عین‌التمر و الکبیسات شورش کردند و وقتی نیروهای مغولی به آنها حمله کردند، برخی به منطقه الاهوار و مرداب‌ها گریختند. اغلب شورش‌های عرب زمانی شدت می‌گرفت که مغولان حمله به بلاد شام را آغاز می‌کردند تا ارتش را مشغول و ضعیف کنند، همان‌طور که در سال ۱۲۹۸ میلادی رخ داد که عرب‌ها در البطائح قیام کردند و کاروان‌های تجاری را حمله کردند و سلطان غازان را مشغول کردند و حمله‌اش به شام را به تأخیر انداختند، زیرا مجبور شد برخی از یگان‌های نظامی خود را به سوی آنها بفرستد. بدین ترتیب عراقی‌ها با انگیزه‌ای وطن‌پرستانه و پیشرفته، که شامل عشق به وطن و جهاد در راه خدا بود، در مقاومت علیه غارتگران مغول مشارکت داشتند.

منابع:

  1. ایناس سعدی عبدالله، تاریخ عراق مدرن.
  2. خمیس بن علی الرواحی، موضع علما مسلمان در عراق و بلاد شام نسبت به اشغال مغولی.
  3. عباس العزاوی، تاریخ عراق میان دو اشغال.

 

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here

پست را به اشتراک بگذارید:

عضویت در خبرنامه

spot_img

محبوب

مطالب مرتبط
مطالب مرتبط

اعتراضات اساتید دانشگاهی عراق به قطع پاداش‌های خود و ارتباط آن با بحران مالی این کشور

اعتراضات اساتید دانشگاهی عراق به قطع پاداش‌های خود و...

آزمون سخت چارچوب هماهنگی .

آزمون سخت چارچوب هماهنگی . محمود هاشمي ۳۰ /۱/ ۲۰۲۶ ...... فراکسیون «چارچوب...

وضعیت دولت عراق در میان تنش‌های ایران و آمریکا

وضعیت دولت عراق در میان تنش‌های ایران و آمریکا شهاب...