دلایل و ابعاد عزل مارک ساوایا همزمان با پیامدها و ابعاد انتصاب تام باراک برای پرونده عراق
شهاب نورانیفر

در تاریخ 2 نوامبر سال جاری فؤاد حسین وزیر خارجه عراق اعلام کرد که مارک ساوایا دیگر فرستاده آمریکا در امور عراق نیست و تام باراک به جای او برای هدایت این پست منصوب شده است (منبع). این اتفاق پس از توییت ترامپ در خصوص مخالفت با نامزدی مالکی با نخستوزیری و نیز تأکید چارچوب هماهنگی بر تداوم نامزدی مالکی رخ میداد. همچنین این تغییر منصب در حالی رخ میداد که ترامپ برای این پرونده این بار یک دیپلمات را که سابقه تصدی منصب سفارت آمریکا در ترکیه را دارد، به این مقام منصوب کرده است، پس از آنکه ساوایا را که صرفا یک تاجر مواد مخدر اما عراقی الاصل و از مسیحیان این کشور است، به این مقام منصوب کرده بود. بر همین اساس در این یادداشت به ابعاد و دلایل عزل ساوایا و سپس به ابعاد و دلایل و پیامدهای انتصاب تام باراک خواهیم پرداخت.
ابعاد و دلایل عزل ساوایا
در خصوص عزل ساوایا دلایل مختلفی از جمله دریافت رشوه از مقامات عراقی بیان شده است (منبع). اما در خصوص مهمترین دلیل برای عزل وی میتوان به عدم پیشرفت و عدم موفقیت وی در خصوص پرونده گروههای مقاومت اشاره کرد. در واقع ساوایا از آنجا که تجربه دیپلماتیک نداشت، داستان گروههای مقاومت و موجودیت آنها را تمام شده تلقی میکرد و در این مدت مواضع تندی در خصوص خلع سلاح این گروهها بیان کرد. اما آنچه که در واقع رخ داد، خلاف تلاشهای ساوایا بود و در این مدت منصب نایبرئیسی مجلس به عدنان فیحان که از رهبران عصائب اهل حق و از گروههای تروریستی از نگاه آمریکا بود، رسید.
کما اینکه پیش از این هم فشارها و تهدیدهای ساوایا در خصوص گروههای مقاومت در نتایج انتخابات تأثیر مطلوب آمریکا را نگذاشت و گروههای مسلح نزدیک به ایران در حداقلیترین شرایط بین 55 تا 60 کرسی را به دست آوردند. پس از آن هم چارچوب هماهنگی بر گزینه مالکی به رغم پست ترامپ تأکید داشت. همه اینها نشان میدهد مأموریت ساوایا از نظر عملی هیچ پیشرفت ملموسی را نداشته است کما اینکه ساوایا به دلیل مواضعش تاکنون نتوانسته بود حتی یک سفر رسمی را به عراق داشته باشد. البته باید در نظر داشت گروههایی مانند عصائب اهل حق (منبع) و کتائب سید الشهدا (منبع) در خصوص انحصار سلاح در دست دولت، تصریحهایی داشتند اما اینها بیشتر در نتیجه روند کلی فشار آمریکا از زمان دولت بایدن و پس از طوفان الاقصی و افزایش این روند در دوره ترامپ بوده است و حتی تلاشها و تماسهای روبیو با رهبران عراقی را میتوان در این زمینه مؤثر دانست اما به نظر میرسد از دیدگاه دولت آمریکا، اثری از تلاشهای ساوایا در این باره ملاحظه نشده است.
ابعاد و پیامدهای انتخاب باراک به عنوان فرستاده ویژه آمریکا در امور عراق
باراک پیش از تجربه عراق، تجربه لبنان را در خصوص خلع سلاح حزبالله داشته است. البته باراک هم در این تجربه تاکنون نتوانسته است حزبالله به طور کامل خلع سلاح نماید اما موضوع ضرورت خلع سلاح حزبالله -بر اساس دیدگاه آمریکا- را به یک واقعیت درون دولت لبنان تبدیل کرده است و این بر خلاف وضعیت عراق است که موضوع سلاح گروههای مقاومت همچنان محل مناقشه است. همچنین باراک توانسته است که حداقل گفتگوهای رسمی را با مقامات لبنانی و سفرهای رسمی را به این کشور به طور مداوم داشته باشد و این وضعیت بر خلاف روند فعالیتهای ساوایا بوده است.
اما انتخاب باراک با توجه به حفظ منصب وی در خصوص امور سوریه و لبنان نشاندهنده این است که عراق از نظر آمریکاییها یک پرونده جداگانه نیست بلکه بخشی از یک پرونده و راهبرد بزرگتر در ضمن مسائل سوریه و لبنان و به طور کل حوزه عراق و شامات است. کما اینکه مواضع و نگاه باراک هم قابل توجه است؛ وی مواضع منفی نسبت به فدرالیسم و اقلیمها دارد و معتقد به تمرکزگرایی و تقویت دولتهای مرکزی است (منبع) و تأثیر این نگاه خود را در پرونده سوریه و تعامل با قسد گذاشته بود ودر این زمینه باراک تعامل با دولت جولانی را ترجیح داد. به همین علت انتصاب باراک میتواند چندان به سود اقلیم کردستان نباشد و این امر بر خلاف ساوایاست که افتخار میکرد پدربزرگش در رکاب خانواده بارزانی برای کردستان جنگیده است.
در مجموع انتصاب باراک در عرصه موضوع گروههای مقاومت و آینده و سرنوشت سلاح آنها به نظر نمیرسد چندان تغییر مثبتی ایجاد کند اما انتصاب باراک به سود اقلیم کردستان هم نیست و در نتیجه در صورت تداوم وی در این منصب و تأثیرگذاری اقداماتش، میتوان گفت که انتصاب باراک در میان مدت و دراز مدت میتواند باعث تقویت سیاستمداران شیعه متمایل به آمریکا و نیز باعث تقویت سیاستمداران اهل سنت شود.



