خلع سلاح در برابر هیچچیز
نسیب حطیط – پژوهشگر ارشد لبنان

آمریکا در پروژه خود برای سرنگونی لبنان، بر استراتژی “خلع سلاح در برابر هیچچیز” تکیه میکند. این استراتژی از تجربه آمریکا در عراق پیش از سرنگونی نظام صدام حسین الهام گرفته شده است، یعنی زمانی که فرمول “نفت در برابر غذا” تحمیل گردید. اما در لبنان، آمریکا با زور، رضایت یا از طریق تخریب، دنبال خلع سلاح در مقابل هیچ است؛ چرا که اجازه بازسازی نداده، بازگشت آوارگان را میسر نکرده و متعهد به جلوگیری از بمباران اسرائیل نشده است. بلکه سعی میکند عادیسازی، صلح و خلع سلاح را بدون هیچ بهایی تحمیل کند تا سودآورترین معاملهای که آمریکا در سطح جهانی تحمیل میکند را محقق کند، در صورتی که این معامله مستقیماً پذیرفته شود. این پذیرش نیز حاصل سوءمدیریت مذاکره، همزمان با خیانت قدرت سیاسی و برخی از نیروهای سیاسی و طایفهای در لبنان است.
این پروژه بر محورهای سیاسی، اقتصادی، نظامی و روانی توزیع میشود. آمریکا برای اجرای پروژه خود بر سه طرف که در یک سیستم واحد علیه مقاومت کار میکنند، تکیه دارد، چه به صورت مستقیم یا به روشی فریبآمیز تحت عنوان دلسوزی، نصیحت و حفظ آنچه باقی مانده است. این طرفها عبارتند از:
– طرف آمریکایی: که نبرد را رهبری و آتش را بین طرفهای دیگر مشارکتکننده (اسرائیلی، عربی و لبنانی) هماهنگ میکند و نبرد اصلی و اساسی خود را برای ریشهکن کردن پروژه مقاومت در منطقه مدیریت میکند. این نبرد برای سرنگونی ایران و آنچه از محور مقاومت باقی مانده، ضروری است.
– طرف اسرائیلی: که اجرای بمباران، تخریب، ترورها، آوارگی و خسته کردن مقاومت و مردم آن را بر عهده دارد. این در چارچوب سیاست ارعاب مداومی است که وارد سومین سال خود شده و ممکن است تا ده سال بر اساس آنچه برنامه آمریکایی-اسرائیلی اقتضا میکند، ادامه یابد. هدف، تثبیت یک واقعیت میدانی است که خواستههای اسرائیلی را تحت آتش تحقق بخشد.
– طرف لبنانی: که به نمایندگی از قدرت سیاسی مورد حمایت آمریکا و حامیان طایفهای و مذهبی آن از احزاب و شخصیتهای سیاسی، کمپینی رسانهای، معنوی و روانی ارتجاعی علیه مقاومت و مردم آن به راه انداخته است. هدف این کمپین، محروم کردن مقاومت از پیروزیهای پیشین آن و بستن راهها به روی آن به روشی غیراخلاقی، مخالف با واقعیتها و حقایق است؛ حتی برخی را به نفع دشمن اسرائیلی تحریف میکند. تا جایی که به توصیف مقاومتکنندگان به عنوان «دیوانگان» یا غیرعاقل و دور از منطق رسیده و اعلام کردهاند که آنها به بار بر اهل خود و «طاعونی» تبدیل شدهاند که باید از شر آن خلاص شد. این اوج جنگ روانی است که علیه مقاومت به راه افتاده است. یک مسئول لبنانی تا آنجا جسارت پیدا میکند که حتی از موضع دشمن اسرائیلی نیز فراتر میرود؛ دشمنی که خود اعتراف کرده مقاومت لبنان و رهبرانش «محورِ محور» هستند و «رهبر آن مانند یک ارتش به تنهایی است». در همین حال، یک مسئول رسمی دیگر به تحریف تاریخ و محو پیروزیها دست میزند و اعلام میکند که سلاح نه محافظت کرده، نه بازدارندگی ایجاد نموده و نه پشتیبانی کرده است و با وقاحت انکار میکند که این سلاح، زمین را آزاد کرده، لبنان را بیش از ۲۰ سال محافظت نموده، اسرائیل را بازداشته، حرکت آن را محدود و وحشیگری آن را مهار کرده، حتی تا جنگ پشتیبانی سال ۲۰۲۳.
جنگی که قدرت سیاسی با مسخره کردن سلاح و عدم به رسمیت شناختن دستاوردها و پیروزیهای آن به راه انداخته، به سطح «ناسپاسی» یا جهل و انکار حقیقت آشکار میرسد و با اعلام اینکه «شرایطی که وجود این سلاح را ایجاب میکرد دیگر وجود ندارد» از واقعیتهای میدانی فراتر میرود تا دشمن را تبرئه و اشغال سرزمینهای لبنانی، ترورها، تخریب و بمباران مداوم آن را بپوشاند؛ حتی در حین اظهارات مسئول رسمی، مگر اینکه این اشغال، بمباران و تخریب با موافقت و هماهنگی با قدرت لبنانی صورت گرفته یا شرط بقای مسئولان در پستهایشان بوده باشد!
مقاومتکنندگان عاقلترین و منطقیترین افراد هستند. انسان عاقل ذلت، بردگی و اشغال را رد میکند و منطق، مقابله «سلاح با سلاح» و «قدرت با قدرت» و رد تسلیم و التماس برای بقا به هر قیمتی را ایجاب میکند.
مقاومتکنندگان تنها گروههای مسلح نیستند، بلکه اهل شرافت، فداکاری، وفاداری و ایثارند. آنها آزادگانی هستند که زمین را آزاد کردند، از نهادها محافظت نمودند و پس از آنکه دشمن اسرائیلی به کاخ ریاست جمهوری رسید و با آواز تانکهایش رئیس جمهوری تحمیل کرد، هیبت را به دولت بازگرداندند.
بر کسانی که مقاومتکنندگان را توهین کرده و آنها را «دیوانگانِ» ناشناس با منطق خواندهاند، واجب است که از شهدا عذرخواهی کنند. بر اهل مقاومت و نمایندگانشان نیز واجب است که در برابر این توهینها سکوت نکنند، بلکه با صدایی بلند که تا حد فریاد کشیدن برسد، پاسخ دهند. «کاسه صبر» از تجاوز، توهین و مسخرهکردن مقاومت و اهل آن لبریز شده است. هر کس سکوت کند، به خون شهدا و فداکاریهایشان خیانت کرده است.
ای مقاومتکنندگان، از دایره سکوت بیرون بیایید، پس از آنکه مسئولان، صبر و حکمت شما را دیوانگی توصیف کردند. به نظر میرسد آنها محق هستند، چرا که حکمت و تعقل در برابر امثال آنها، دیوانگیِ غیرعاقلانه است… به اقدام «بازدارنده دیوانهوار» که با حکمت و عقلانیت همراه است، دست بزنید تا متجاوزانی را که به شهدا و فداکاریهای ما توهین کردند و کسانی که میخواهند خون ما را در برابر کرسیهایشان بفروشند و سلاح را مجانی تسلیم کنند، تأدیب و بازدارید. دیگر دیوانگی است که با قدرت «شمال لیطانی» همانند قدرت «جنوب لیطانی» رفتار کنید، وگرنه در هیچ طرف پناهی نخواهید یافت… «دیوانه» کسی است که سلاح خود را مجانی و بدون عوض تسلیم میکند.



