نگاهی به رمان «زن خیلی بد» نوشته هنوف الجاسر: وسوسهی خودشیفتگی و توجیهات خشونت زنانه
حيدر عبد رضا
داستان رمان «زن بسیار بد» اثر هنوف الجاسر، حول شخصیت محوری به نام «مزنه» است که عشق یکطرفه و عمیقی نسبت به پسرخاله خود «بدر» دارد. به دلیل عدم توجه بدر به او، مزنه با هویتی جعلی به نام «بسمه» در فضای مجازی با او ارتباط برقرار میکند و سعی میکند علاقه او را جلب کند. با گذشت زمان، بدر با زن دیگری به نام «شهد» ازدواج میکند و صاحب فرزندی میشود. این موضوع باعث رنجش و احساس انتقام در مزنه میشود. او سعی میکند با ایجاد تردید در شهد و افشای خیانت بدر، زندگی آنها را تخریب کند، اما در نهایت با موانع عاطفی و اخلاقی روبرو میشود.
راوی داستان به شکل اول شخص و از زبان مزنه روایت میشود که باعث میشود خواننده بهطور مستقیم با احساسات پیچیده، تضادهای درونی و انگیزههای او آشنا شود. نویسنده با استفاده از تکنیک بازگشت به گذشته (فلشبک)، به تشریح وقایع و علل رفتار شخصیتها میپردازد. درونمایه اصلی رمان حول محور عشق نافرجام، انتقام، هویت جعلی و پیامدهای انتخابهای اشتباه است.
نقد وارد بر رمان این است که اگرچه داستان از نظر احساسی قوی است، اما به نظر میرسد نویسنده بیش از حد بر روی شخصیت مزنه متمرکز شده و به توسعه سایر شخصیتها و عمق بخشیدن به فضای کلی داستان کمتر پرداخته است. همچنین، ساختار روایی بیشتر شبیه به یک داستان بلند یا خاطرهنویسی است تا یک رمان با پیچیدگیهای روایی غنی. در پایان، مزنه باوجود ازدواج با فرد دیگری و بچهدار شدن، هرگز نتوانسته است احساس خود را نسبت به بدر فراموش کند و حتی در پایان داستان نیز وسوسه بازگشت به هویت جعلی «بسمه» را دارد که نشاندهنده یک حلقه معیوب و پایان تراژیک برای شخصیت او است.
مرکز دراسات الشهيد الخامس