آشنایی با نیروهای مسلح عراق؛ بخش چهارم: ارتش عراق در نیمقرن اخیر (۱۹۶۸-۲۰۰۳)

دوره ۱۹۶۸ تا ۲۰۰۳ طولانیترین دوره مدیریت متمرکز بر ارتش عراق در تاریخ معاصر این کشور است. در این سه دهه و نیم، نیروهای مسلح عراق گسترش کمّی و کیفی بیسابقهای یافتند و به یکی از بزرگترین ارتشهای خاورمیانه و جهان تبدیل شدند. این تحول بزرگ اگرچه ریشه در برنامهریزی بلندمدت و سرمایهگذاری کلان داشت، اما پیامدهای سنگین انسانی و مالی نیز به همراه آورد.
۱. تحول ساختاری و رشد بیسابقه (۱۹۶۸-۱۹۸۰): با تغییر نظام سیاسی در ۱۷ ژوئیه ۱۹۶۸، دوره جدیدی از بازسازی بنیادین ارتش آغاز گردید. در این سالها، سه محور اصلی در دستور کار قرار گرفت: نخست، گسترش چشمگیر صنوف و یگانها با ایجاد لشکرهای زرهی، مکانیزه و پیاده؛ دوم، تنوعبخشی به منابع تسلیحاتی با عقد قراردادهای کلان با اتحاد جماهیر شوروی، فرانسه و چین؛ سوم، تأسیس مراکز آموزش عالی نظامی و اعزام گسترده افسران برای گذراندن دورههای تخصصی به خارج از کشور. تا پایان دهه ۱۹۷۰، شمار نیروهای مسلح از ۸۰ هزار نفر در آغاز دوره به بیش از ۲۴۰ هزار نفر افزایش یافت. نیروی هوایی نیز با دریافت جنگندههای میگ-۲۱، میگ-۲۳، سوخوی-۷ و میراژ اف-۱ به یکی از مدرنترین نیروهای هوایی منطقه تبدیل شد.
۲. اوج توانمندی و هزینههای انسانی (۱۹۸۰-۱۹۹۰): دهه ۱۹۸۰ نقطه اوج توسعه کمّی ارتش عراق بود. شمار پرسنل فعال از مرز یک میلیون نفر گذشت و صدها هزار تن دیگر نیز در قالب نیروهای ذخیره و مردمی سازماندهی شدند. تجهیزات نظامی در مقیاسی وسیع و با بودجهای بالغ بر صدها میلیارد دلار تأمین گردید. در این مقطع، ارتش عراق به چهارمین ارتش بزرگ جهان از نظر تعداد نیرو تبدیل شد و از حیث تراکم تجهیزات زرهی و توپخانه، در زمره بالاترین رتبههای جهانی قرار گرفت. با این حال، بهای این گسترش بسیار سنگین بود. تلفات انسانی به صدها هزار کشته و زخمی و دهها هزار اسیر بالغ گردید. زیرساختهای اقتصادی و صنعتی کشور آسیب فراوان دید و بدهیهای خارجی کلان، بار سنگینی بر اقتصاد ملی وارد ساخت.
۳. تحول در صنایع نظامی و خودکفایی نسبی: یکی از مهمترین راهبردهای این دوره، کاهش وابستگی به واردات تسلیحات از طریق توسعه صنایع دفاعی بومی بود. در اواسط دهه ۱۹۸۰، هیئت التصنیع العسکری (سازمان صنایع نظامی) به بزرگترین مجموعه صنعتی خاورمیانه پس از اسرائیل تبدیل شد. این سازمان موفق به تولید انواع مهمات، خمپاره، توپ، راکتهای دوربرد و حتی قطعات پیشرفته برای هواپیماها و سامانههای موشکی گردید. پروژههای مشترک با شرکتهای اروپایی و آمریکای جنوبی نیز برای بومیسازی فناوریهای حساس تعریف شد. هرچند این تلاشها در مجموع به خودکفایی کامل منتهی نشد، اما توانمندی فنی و مهندسی قابل توجهی در داخل کشور ایجاد کرد.
۴. دوران دشوار و افول نسبی (۱۹۹۱-۲۰۰۳): حمله نظامیتحلیل به کویت در اوت ۱۹۹۰ و متعاقب آن مداخله بینالمللی به رهبری ایالات متحده در ژانویه ۱۹۹۱، نقطه عطفی در سرنوشت ارتش عراق بود. در جریان عملیات طوفان صحرا، نیروی هوایی و پدافند هوایی عراق آسیب شدیدی دید و صدها فروند هواپیما و هزاران دستگاه زرهی منهدم یا به تاراج رفت. پس از آتشبس، تحریمهای همهجانبه سازمان ملل، توقف کامل ورود تسلیحات جدید و قطع دسترسی به قطعات یدکی را به دنبال داشت. ارتش عراق که تا پیش از ۱۹۹۰ در اوج توانمندی بود، طی یک دهه به تدریج تحلیل رفت. فرسودگی تجهیزات، کاهش شدید توان رزمی و افت روحیه نیروها از پیامدهای مستقیم این دوران بود. بسیاری از یگانهای زبده از ۸۰ درصد توان عملیاتی به کمتر از ۳۰ درصد سقوط کردند. با این حال، ساختار فرماندهی و هویت نهادی ارتش کماکان حفظ شد.
۵. میراث و گذار: در آستانه سال ۲۰۰۳، ارتش عراق اگرچه هنوز یکی از بزرگترین ارتشهای منطقه با حدود ۴۰۰ هزار پرسنل بود، اما از حیث فناوری و توان رزمی، فاصله عمیقی با استانداردهای جهانی پیدا کرده بود. قدمت میانگین تجهیزات زمینی به بیش از بیست سال و هواپیماها به بیش از پانزده سال رسیده بود. سامانههای فرماندهی و کنترل، ارتباطات و جنگ الکترونیک نیز به شدت منسوخ شده بودند. با سقوط دولت مرکزی در آوریل ۲۰۰۳، این ساختار عظیم اما فرسوده عملاً از هم پاشید. اعلام رسمی انحلال ارتش توسط پل برمر در ۲۳ مه ۲۰۰۳، فصل طولانی از تاریخ این نهاد را برای همیشه بست و زمینهساز شکلگیری فصل تازهای شد که در بخش پنجم به آن خواهیم پرداخت.



