چارچوب هماهنگی در «راهروی باریک» میان واشنگتن و تهران: استعفای دولت یا تسویه نهایی؟ هرمز دیگر «هدیه ایران» بهشمار نمیرود و واشنگتن راهی مخفی برای نفت گشوده است
تمیم الحسن

علی الزیدی، نخستوزیر عراق، تنها کسی نیست که در برابر آزمونی دشوار قرار گرفته است؛ بلکه کل چارچوب هماهنگی خود را در میان دو خواسته متضاد گرفتار میبیند: واشنگتن خواستار حل و فصل پرونده سلاح است و تهران خواهان حفظ گروههای مقاومت، حتی اگر به صورت سلاحهای انبارشده یا با ترتیبات جدید باشد. چارچوب هماهنگی در تلاش است تا با استفاده از سفر رئیس مجلس ایران به بغداد، زمان بخرد. این مانور، شامل به تعویق انداختن تصمیم نهایی درباره سلاح گروهها و ورود به گفتگوهای جدید در ازای ترتیبات مرتبط با نفت عراق و تردد نفتکشها از طریق تنگه هرمز است.
اما این معادله، چارچوب را با سوالی دشوارتر مواجه میکند: اگر تهران دیگر چیزی برای ارائه در ازای به تعویق انداختن پرونده سلاح نداشته باشد، چه؟ واشنگتن در حال آمادهسازی برای تشدید فشار اقتصادی بر ایران است. تحریمهای جدیدی اعمال شده و وزیر خزانهداری آمریکا قرار است بسته دیگری (که شدیدترین توصیف شده) را اعلام کند. اقتصاد ایران و صادرات نفت آن تحت فشار محاصره در حال افول است. این بدان معناست که سفر قالیباف در لحظهای از قدرت راحت ایران نبوده، بلکه در زمانی انجام شده که تهران در تلاش است تا خسارات خود را مدیریت کرده و «سناریوهای» خطرناک را به تأخیر بیندازد.
الزیدی در برابر سه راهی
عقیل عباس، پژوهشگر و استاد دانشگاه، معتقد است که قضاوت درباره جهت نهایی تحولات اخیر در عراق زودهنگام است، اما موضع ایران روشنتر شده است: «وجود گروههای مسلح برای تهران اساسی است، اگرچه حاضر است در شکل حضور سلاح امتیازاتی بدهد.» به گفته عباس، ایران ممکن است بپذیرد که گروههای مسلح سلاحهای سنگین خود را در مکانی دور (احتمالاً خارج از عراق) نگهداری کنند. در دوره انتقالی، میتواند به جای گروههای بزرگ، از گروههای کوچکتری که خود رهبری میکند و همان نقشها را ایفا میکنند، استفاده کند. اما مسئله، به نظر وی، فقط یک اقدام موقت برای عبور از مانع آمریکایی نیست. ایران گروههای مسلح را برای بلندمدت میخواهد و دقیقاً همینجاست که مأموریت الزیدی بسیار دشوار میشود.
عباس سه احتمال را پیش روی نخستوزیر ترسیم میکند: استعفا (که ممکن است به چارچوب زمان بیشتری برای بازآرایی بدهد)، یک تسویه که بیشتر خواستههای آمریکا و برخی خواستههای ایران را برآورده کند، یا سناریوی نگرانکنندهتر برای گروههای مسلح: برچیده شدن آنها و بازسازی نهادی حشد الشعبی به گونهای که نه گروههای مسلح و نه جناح نزدیک به ایران بر آن مسلط نباشند. عباس تسویه را محتملترین گزینه میداند، اما شکل آن را هنوز روشن نمیبیند. استعفا نیز اگرچه ممکن است، برای چارچوب راهی برای خرید زمان خواهد بود تا راهحلی برای بحران.
قالیباف به دنبال به تعویق انداختن نبرد است
کاتو سعدالله، کارشناس امور عراق-آمریکا، میگوید که صحبت از درخواست ایران از دولت عراق برای تعلل در خلع سلاح گروهها و حرکت از رویارویی به گفتگو وجود دارد. در مقابل، روایتی درباره ترتیبات مربوط به اجازه عبور نفت عراق از هرمز یا حفاظت از نفتکشهای عراقی مطرح شده است. اما سعدالله به مشکل دیگری اشاره میکند: الزیدی پیشتر در واشنگتن از ۳۰ سپتامبر به عنوان ضربالاجل حل پرونده سلاح سخن گفته بود، اما اکنون تفسیر متفاوتی از این تاریخ (مربوط به خروج نیروهای ائتلاف) ارائه میدهد. به این ترتیب، خود ۳۰ سپتامبر به بخشی از بحران سیاسی تبدیل شده است. سعدالله میپرسد: آیا این تاریخ برای خلع سلاح است، یا تاریخی که میتوان تفسیر مجدد کرد، یا چارچوب به دنبال فرمول سومی است که امکان عبور از این تاریخ را بدون اعلام عقبنشینی از تعهدات به واشنگتن فراهم آورد؟
هرمز؛ برگه ایران یا راهروی آمریکا؟
در خوانش ایران، معادله ممکن است ساده به نظر برسد: عراق به صادرات نفت خود نیاز دارد و تهران بر تردد در تنگه هرمز نفوذ دارد، بنابراین میتوان از نفت عراق به عنوان برگهای در مذاکره بر سر سلاح گروهها استفاده کرد. اما به گفته یک کارشناس اقتصادی، این معادله «به زمان از دست رفته رسیده است». تردد از طریق تنگه هرمز در ده روز اخیر بهبود یافته و خریداران نفت عراق محمولههای خود را «بدون نیاز به موافقت یا اجازه هیچ کشوری» افزایش دادهاند. این نقل و انتقالات با استفاده از «نفتکشهای کوچک و سفرهای کور یا مخفی» برای کاهش امکان ردیابی کشتیها انجام میشود. به این ترتیب، آنچه رسانههای عراقی درباره موافقت ایران با عبور نفتکشهای حامل نفت عراق منتشر کردهاند، «دیر انجام شده و دیگر ارزش عملی ندارد».
گزارش شبکه CNN نیز از تغییر قابل توجه در تردد کشتیها در هرمز حکایت دارد، به طوری که بیش از ۸۰ درصد ترددها از مسیری در امتداد سواحل عمان یا خارج از مسیر سنتی ایران استفاده میکنند. این به معنای از دست دادن کامل کنترل ایران بر تنگه نیست، اما نشان میدهد که توانایی آن در اعمال قوانین تردد و کنترل حرکت کشتیها به وضوح کاهش یافته است. مهمتر اینکه، ایالات متحده مستقیماً وارد این معادله شده است. بر اساس گفته مقامات آمریکایی، ارتش آمریکا بیسروصدا یک راهروی دریایی از طریق تنگه هرمز ایجاد کرده است که امکان انتقال میلیونها بشکه نفت در روز را فراهم میکند. بر اساس این عملیات، شبانه حدود ۱۵ تا ۲۰ نفتکش از طریق یک مسیر جنوبی در امتداد سواحل عمان تردد میکنند و حدود ۱۰ میلیون بشکه نفت در روز (نیمی از حجم قبل از جنگ) از این طریق به بازارهای جهانی میرسد. این عملیات از مقر ارتش آمریکا در فورت براگ مدیریت میشود و نیروی هوایی آمریکا از جنگندهها برای حفاظت از کشتیها در برابر موشکهای کروز و پهپادهای ایران استفاده میکند. این راهرو پس از یک کارزار نظامی دو هفتهای آمریکا که سیستمهای راداری و نظارت دریایی ایران را تضعیف کرد، ممکن شده است.
اما گشایش در هرمز به معنای خروج بغداد از دایره خطر نیست. واشنگتن در حال نزدیک شدن به اعمال تحریمهای اقتصادی جدید علیه ایران است که به گفته کاتو سعدالله، عاملی اضافی برای فشار بر دولت الزیدی خواهد بود. این تحریمها به شدت بر عراق (به عنوان کشوری با روابط تجاری گسترده با ایران) تأثیر میگذارد و دولت را در صورت ادامه تعامل تجاری یا همکاری اقتصادی با تهران، تحت فشار فزایندهای قرار خواهد داد.



