«از بیطرفی تا رویارویی»؛ تغییر محسوس در رفتار گروههای مسلح عراقی
وبگاه مطالعاتی: فارین افرز

بر اساس گزارش مجله آمریکایی «فارین افرز»، سیاست خویشتنداری عراق در جریان جنگ کنونی تحت فشار فزایندهای قرار گرفته، بهگونهای که دولت عراق از مهار گروههای مسلح شیعه برای درگیرشدن در جنگ خودداری کرده است. این گزارش به افزایش نگرانی شیعیان منطقه از تلاشها برای تضعیف آنها در نتیجه جنگ آمریکایی-اسرائیلی علیه ایران میپردازد.
این جنگ اهمیت هویت شیعه را در حوزههای مختلف برجسته ساخته و باعث شده گروههایی که احتمالاً بیطرف میماندند، بیشتر به سمت درگیری متمایل شوند. گزارش تأکید میکند که این جنگ یک «حلقه معیوب» ایجاد کرده است: اقدامات ناشی از ترس از به حاشیه رانده شدن، واکنشها و نگرانی افراد بیشتری را برمیانگیزد و پایگاه اجتماعی بسیج شیعیان را گسترش میدهد.
از نظر این مؤسسه آمریکایی اگرچه «محور مقاومت» از سال ۲۰۲۳ متحمل شکستهایی شده، اما عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل این محور را بازسازی میکند، نه به دستور تهران، بلکه در نتیجه انگیزه ذاتی ناشی از هویت شیعی که خود را محاصره شده میبیند. شیعیان نگران از دست دادن دستاوردهای دهههای اخیر خود در عراق، لبنان و دیگر کشورها هستند و با ترور سید علی خامنهای رهبر فقید جمهوری اسلامی و حملات اسرائیل در لبنان، این نگرانیها تشدید شده است.
در عراق، وضعیت پیچیدهتر اما پرمعنیتر است. اگرچه مقامات ارشد شیعه (از جمله سید علی سیستانی مرجع تقلید شیعیان) در ابتدا بر احتیاط تأکید داشتند، اما خویشتنداری تحت فشار فزایندهای قرار گرفته است. با حملات مکرر آمریکا و اسرائیل به مواضع حشد الشعبی و پاسخ برخی گروهها، دولت عراق از مهار این گروهها خودداری کرده که نشاندهنده تغییر رویکرد قبلی است. حشد الشعبی نه فقط مجموعهای از شبهنظامیان، بلکه ستون فقرات قدرت شیعه در عراق پس از ۲۰۰۳ و بخشی از نیروهای مسلح تحت فرمان نخستوزیر است، بنابراین هدف قرار گرفتن آن به منزله ضربه به دولت عراق تلقی میشود.
در حالی که در «جنگ ۱۲ روزه» ژوئن ۲۰۲۵، گروههای شیعه در لبنان و عراق تا حد زیادی بیطرف ماندند، جنگ کنونی بسیار گستردهتر است و همه گروههای شیعه در منطقه را درگیر میکند. گزارش نتیجه میگیرد که جنگ ممکن است بخشهایی از «محور مقاومت» را از پایگاه مردمی آن بازسازی کند، با این تفاوت که انگیزه اصلی، هماهنگی متمرکز از سوی تهران نیست، بلکه ترسهای محلی از به حاشیه رانده شدن، اشغال و رها شدن است. به طور متناقض، جنگی که تا حدی با هدف تضعیف ایران و شبکه منطقهای آن طراحی شده، ممکن است در عوض شرایط اجتماعی و سیاسی حامی ایران را تقویت کند. این «محور» جدید ممکن است پراکندهتر، هماهنگشدهتر و مهار آن دشوارتر باشد، اما در عین حال پایدارتر و مستقل از هر بازیگر واحد و ریشهدار در احساس فزاینده ترس جمعی خواهد بود.



