اهداف زیدی از سفر به آمریکا چگونه ارزیابی میشود؟
مطالعات عراق

در تاریخ 15 ژوئیه سال جاری علی الزیدی سفری به آمریکا داشت. این سفر در حالی انجام میشد که در زمان دولت سودانی، نخستوزیر اسبق تلاش بسیاری برای سفر به واشنگتن و کسب اعتماد و حمایت کاخ سفید از خود در معادلات سیاست داخلی عراق انجام داد، اما این سفر برای او میسر نشد (منبع) و این در حالی بود که زیدی در کمتر از 100 روز از نخستوزیری خود توانست با رئیسجمهور آمریکا در کاخ سفید دیدار داشته باشد. بر خلاف وضعیت سیاسی غالبا بیثبات عراق، در این سفر مسائل اقتصادی و سرمایهگذاری بیشتر از مسائل سیاسی خود را نشان داد؛ هرچند میتوان این برداشت را هم داشت که عنوان اصلی این سفر در واقع بازبینی جدی در اقتصاد سیاسی میان بغداد و واشنگتن بود و بر این اساس مسائل اقتصادی هم به مسائل سیاسی گره خورده بودند. کما اینکه تا حدی مسائلی مانند اظهارات زیدی در حضور ترامپ در خصوص شهیدان سلیمانی و المهندس هم بر متن اصلی این سفر یعنی نتایج آن غلبه کرده بود. بر همین اساس در این یادداشت ابتدا به نتایج سفر زیدی به واشنگتن خواهیم پرداخت و سپس به رویکرد سیاست خارجی عراق در دولت زیدی و نسبت به آمریکا اشاره خواهیم داشت.
نتایج سفر زیدی به واشنگتن چه بود؟
این نتایج را میتوان به دو دسته سیاسی و اقتصادی تقسیم کرد:
1-در بخش سیاسی زیدی در این سفر تلاش داشت تا این اطمینان را به آمریکاییها برساند که تا موعد 30 سپتامبر سال جاری گروههای مقاومت را خلع سلاح خواهد کرد (منبع) و در مقابل تلاش داشت تا این وعده را به طور صریح از آمریکاییها دریافت نماید که تا آن موعد نیروهای ائتلاف بینالمللی از خاک عراق خارج خواهند شد؛ هرچند به نظر میرسد این احتمال را باید در نظر داشت که وعده آمریکاییها مبنی بر خروج نیروهای خود احتمالا مشروط بر حل موضوع سلاح گروههای مقاومت تا آن تاریخ بر اساس ارزیابی آمریکاییها باشد و این در حالی است که قاعدتا موضوع خروج این نیروها بر اساس توافق با دولت سودانی باید حل شود (منبع).
2- در بخش اقتصادی این سفر شامل طیف گستردهای از توافقات شامل 48 توافق و به ارزش 60 میلیارد دلار میشده است که برای نمونه به زمینههایی مانند نفت و گاز (همکاری با شرکتهایی مانند اکسونموبیل، شورون، هالیبرتون، شل و KBR)، برق و انرژی از جمله (همکاری با GE Vernova )، احداث خط لوله صادرات نفت عراق به بندر بانیاس سوریه با همکاری آمریکا و قطر، فناوری و ارتباطات (از جمله استارلینک)، خدمات مالی و بانکی( از جمله توافق با JPMorgan برای افتتاح شعبه در عراق)، صنایع دارویی و تولید دارو، کشاورزی و صنایع غذایی، آموزش و فناوری و سرمایهگذاریهای بخش خصوصی عراق و آمریکا میتوان اشاره کرد (منبع).
به طور کلی به نظر میآید زیدی با استفاده از پیشینه تاجر مسلک بودن خود و مشابهت با ترامپ در این زمینه تلاش داشته است تا از طریق سرمایهگذاری و مسائل اقتصادی و در کنار آن تأکید بر موضوع خلع سلاح، اعتماد او را جلب کند. البته موضوع تلاش برای جلب رضایت ترامپ از طریق جذب سرمایهگذاریهای آمریکایی امر جدیدی نیست و در دولت سودانی هم به باور برخی کارشناسان چنین رویکردی با گسترش سرمایهگذاریهای آمریکاییها در زمینههای نفت و گاز و نظارت بر اصلاحات بانکی و مالی اتخاذ شد و هدف از این رویکرد، درگیر کردن شرکتهای آمریکایی برای سرمایهگذاری در عراق جهت کاهش احتمال اقدامات نظامی یا امنیتی آمریکا علیه عراق بود. اما در مقابل آمریکاییها هم شرط سرمایهگذاری را موضوع حل سلاح مقاومت گذاشتهاند و بر همین اساس بسیاری از این توافقات بهویژه توافقات نفتی و گازی چهبسا در انتظار موعد پایان سپتامبر سال جاری باشند.
رویکرد عراق در زمان دولت زیدی به پرونده روابط با آمریکا
در واقع رویکرد زیدی به نوع روابط با آمریکا به باور برخی ناظران در تداوم همان رویکرد دولت سودانی اما چهبسا به شکلی رادیکالتر است و این امر هم به علت این برداشت در میان بسیاری از سیاستمدازان شیعی است که ایران با وجود مقاومتی دلیرانه در برابر تجاوز نظامی آمریکایی صهیونیستی اما از نظر معادلات منطقهای بسیار آسیبپذیر است. بر اساس رویکرد کلی و به نظر عمده رهبران شیعی راه ثبات برای عراق در حفظ رضایت آمریکا تقریبا تا بیشترین حد ممکن نهفته است و بر همین اساس برای نمونه عراق نه تنها که تلاش میکند از تنگه هرمز مستقل شود (تنگهای که ایران به عراق اجازه عبور و مرور آزادنه و بدون عوارض را داده بود)، بلکه همراه با آمریکا برای دور زدن تنگه هم همراه میشود (منبع). اما نکته اینجاست که آیا آمریکا به همین سطح از تلاش عراق برای جلب رضایت واشنگتن از نظر اقتصادی و سرمایهگذاری رضایت خواهد داد یا اینکه فشار آمریکا بر سیاستمداران شیعی تا سطح کنار گذاشتن حاکمیت شیعی یا حداقل تضعیف آن و نیز لبنانیزه کردن عراق پیش خواهد رفت؟!



