قاآنی در عراق؛ حضوری فراتر از تعیین نخستوزیر
ماجد الشويلي

نباید سفر اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس، به عراق را در چارچوب تلاش برای منصوب کردن نخستوزیری وفادار به تهران محدود کرد – هرچند این موضوع برای آنها مهم است -. این سفر فراتر از آن، شامل جاهطلبیهای منطقهای گستردهتری است. هدف این سفر، بازطراحی توازنهای منطقهای، کاهش نفوذ آمریکا، تقویت همگرایی مردمی و سیاسی، و تأکید بر نقش تهران به عنوان عاملی راهبردی در مواجهه با چالشهای منطقهای است.
درست نیست که برخی سفر آقای اسماعیل قاآنی به عراق را در چارچوب تلاش برای نصب نخستوزیری طرفدار ایران خلاصه کنند – با وجود اهمیت این موضوع برای آنها – و دگرگونیهای بزرگی را که مرحله کنونی شاهد آن است و نشانههای تغییرات بنیادینی که ممکن است برای سالیان طولانی چهره منطقه را بازتعریف کند، نادیده بگیرند؛ بلکه حتی ممکن است در تعیین چهره و شکل نظام جهانی آینده تأثیر بگذارد.
از این رو، نیاز مبرمی به بازنگری در این برداشت محدود از نقش ایران در عراق وجود دارد، زیرا نمیتوان آن را در محدوده فرآیند سیاسی محصور کرد یا به مسئله تشکیل دولت تقلیل داد. جاهطلبی ایران بسیار فراتر از این است و شامل تلاش برای بازآفرینی هندسه روابط و توازنهای منطقهای و بینالمللی در منطقه به گونهای است که امنیت و منافع همه مردم آن را تأمین کند.
در اینجا به برخی از مواردی که میتوان از این سفر مشاهده و درک کرد، اشاره مینماییم:
۱- به اعتقاد من، این سفر در چارچوب تأکید بر این نکته است که ایران به طور مستقیم در نصب نخستوزیر عراق دخالت نمیکند، بلکه اساساً به دنبال جلوگیری از تحمیل اراده آمریکا بر تصمیم سیاسی عراق و بستن راه هرگونه تلاش برای تثبیت هژمونی آمریکا بر آن است.
۲- ایران معتقد است که پس از جنگ، پیشرفت مهمی در مسیر کاهش حضور آمریکا در منطقه داشته است، از این رو بسیار حساس است که این مسیر را در داخل عراق به عنوان میدانی محوری در این جهتگیری تکمیل کند.
۳- ایران تقویت همگرایی عظیمی را که بین دو ملت عراقی و ایرانی به وجود آمده، به ویژه پس از پیامدهای مناقشه شدید کنونی خود با ایالات متحده، ضروری میداند و به دنبال ترجمه این همگرایی در سطوح سیاسی و اجتماعی است.
۴- این سفر حامل پیام آشکاری است مبنی بر اینکه ایران حتی در میانه مناقشه خود با آمریکا و اسرائیل، عراق را رها نخواهد کرد و شرط بندی بر سر مشغول شدن آن به چالشهای دیگر برای تضعیف حضور ایران در عراق، شرط بندیای باخت است.
۵- این سفر در دل خود دلالتی آشکار دارد که نقش ایران در منطقه قدرتمندتر و تأثیرگذارتر شده است. این نقش در جهت تثبیت خود به عنوان عاملی اساسی در معادلات توازن منطقهای پیش میرود.
۶- این سفر تأکید میکند که امنیت ملی عراق و ایران به هم پیوسته است و هر تهدیدی علیه یکی به طور مستقیم بر دیگری تأثیر میگذارد، که مستلزم هماهنگی مستمر بین دو طرف است.
۷- این سفر در چارچوب گستردهتری برای تقویت خط مقابله با هژمونی و نفوذ آمریکا در منطقه، در چارچوب چشماندازی که به دنبال استقلال کامل تصمیم منطقهای است، انجام میشود.
۸- این سفر در تلاش برای نزدیک کردن دیدگاههای طرفهای سیاسی در عراق به طور کلی و به ویژه میان نیروهای شیعه، از اهمیت بالایی برخوردار است، که به کاهش تنشهای داخلی کمک کرده و تعیین نخستوزیر را تسریع میبخشد.
۹- این سفر حامل پیام ضمنی آشکاری برای تضعیف تلاشها و اقدامات آمریکا با هدف تحمیل هژمونی و دستورات خود در مورد تعیین نخستوزیر عراق، بر خلاف نتیجه فرآیند انتخاباتی است.
۱۰- این سفر بیانگر موضع قاطع جمهوری اسلامی در مخالفت با اجازه دادن به کشاندن عمیقتر عراق به اردوگاه آمریکا در آینده است.
۱۱- این سفر ممکن است نشانههایی از الگوی جدیدی از روابط بینالملل، مطابق با چشمانداز ایرانی که خواستار تشکیل نظام امنیت منطقهای شامل کشورهای منطقه با در نظر گرفتن عراق به عنوان رکن اساسی در آن است، باشد.
۱۲- با توجه به جایگاه جمهوری اسلامی و نقش بزرگی که در مقابله با نیروهای استکبار جهانی ایفا میکند، نباید اهداف سفر را در حمایت یا مخالفت با شخصیت خاصی برای نخستوزیری خلاصه کرد، بلکه بسیار فراتر از آن است. این سفر بر تثبیت معیارهای رهبری مناسب برای عراق در پرتو دگرگونیهای بزرگ منطقهای تمرکز دارد.
این معیارهایی که ایران خواهان آن است، در چارچوب آنچه که آن را «پایداری محوری» میداند، مطرح میشود که باید در نتیجه آن، بازآرایی موازین قدرت در منطقه به دست آید.
مرکز دراسات الشهيد الخامس



