سفر تاریخی الزیدی به دمشق: احیای مسیر نفتی بانیاس و همراستایی امنیتی در سایه جنگ منطقه

نخستوزیر عراق، علی الزیدی، در نخستین سفر یک رئیس دولت عراقی به دمشق پس از سقوط بشار اسد، با احمد الشرع دیدار کرد. محور اصلی این سفر، احیای خط لوله نفتی «حدیثه-بانیاس» با ظرفیت بالقوه دو میلیون بشکه در روز و بررسی راههای جایگزین برای صادرات نفت عراق در پی اختلال در تنگه هرمز بود. در کنار پرونده انرژی، هماهنگیهای امنیتی مرزی و توسعه تجارت نیز در دستور کار قرار گرفت؛ تحولی که نشاندهنده بازآرایی مناسبات بغداد در منطقه است.
یک: نخستین سفر پس از فروپاشی نظام پیشین سوریه
علی فالح الزیدی، نخستوزیر عراق، روز چهارشنبه ۲۸ اکتبر ۲۰۲۶ در رأس هیئتی بلندپایه وارد دمشق شد و در فرودگاه بینالمللی مورد استقبال احمد الشرع، رئیسجمهور سوریه، قرار گرفت. این سفر نخستین سفر یک نخستوزیر عراقی به سوریه از زمان سقوط حکومت بشار اسد در اواخر ۲۰۲۴ است و نقطه عطفی در روابط دو همسایه با بیش از ۶۰۰ کیلومتر مرز مشترک محسوب میشود. روابط بغداد و دمشق در سالهای گذشته به دلیل جنگ داخلی سوریه و حضور گروههای مسلح در مرزهای مشترک، با فراز و نشیبهای فراوانی روبهرو بوده است. اما با تثبیت نسبی وضعیت در سوریه و روی کار آمدن دولت جدید در دمشق، دو طرف کوشیدهاند فصل تازهای در مناسبات خود بگشایند.
الزیدی در این دیدار با اشاره به پیوندهای تاریخی دو ملت گفت: «ملتهای عراق و سوریه، یک ملت در دو کشور هستند». این جمله، اگرچه در ظاهر یک تعارف دیپلماتیک است، اما در بستر تاریخی و فرهنگی منطقه، بازتابدهنده پیوندهای عمیق زبانی، مذهبی و قومی میان دو کشور است که در طول قرنها شکل گرفته و حتی در دورههای تنش سیاسی نیز هرگز به طور کامل قطع نشده است. الشرع نیز پیش از این سفر، در گفتوگویی تلویزیونی مرزهای دو کشور را «کاملاً امن» توصیف کرده و از هماهنگی نزدیک امنیتی بغداد و دمشق خبر داده بود. این اظهارات نشان میدهد که دو طرف پیش از این سفر، مقدمات لازم را برای توافق بر سر مسائل کلیدی، بهویژه در حوزه امنیت مرزی، فراهم کردهاند.
دو: پرونده نفتی؛ بانیاس به عنوان جایگزین هرمز
محور اصلی مذاکرات، پرونده انرژی بود. بر اساس بیانیه دفتر نخستوزیر عراق، دو طرف درباره «صادرات نفت عراق از طریق خط لوله بانیاس با ظرفیت صادراتی تا دو میلیون بشکه در روز» گفتوگو کردند. این خط لوله که از شهر حدیثه در غرب عراق تا بندر بانیاس در ساحل مدیترانه سوریه امتداد دارد، سابقهای طولانی دارد اما از سال ۲۰۰۳ و در پی آسیبهای ناشی از تهاجم آمریکا به عراق از مدار خارج شده است. این خط لوله در دهه ۱۹۸۰ و در جریان جنگ ایران و عراق ساخته شد تا بغداد بتواند نفت خود را خارج از خلیج فارس صادر کند. ظرفیت طراحی آن در مراحل مختلف حدود ۱.۶ میلیون بشکه در روز گزارش شده و پس از اشغال عراق در سال ۲۰۰۳، بخشهایی از آن تخریب یا غیرفعال شد.
احیای این مسیر در شرایط کنونی اهمیت راهبردی مضاعفی یافته است. با اختلال در کشتیرانی تنگه هرمز در پی جنگ منطقهای، عراق صادرات محدودی از نفت خود را از مسیر سوریه آغاز کرده است. تنگه هرمز به عنوان گذرگاه اصلی صادرات نفتی عراق، در ماههای اخیر بارها با تهدید و اختلال مواجه شده و بغداد را به جستجوی مسیرهای جایگزین سوق داده است. در تیرماه امسال نیز دو کشور یادداشت تفاهمی برای احیای این خط لوله امضا کردند و دمشق قراردادی با ائتلافی از شرکتها به رهبری «شورون» آمریکایی برای اجرای آن منعقد کرده است. حضور شرکتهای بینالمللی در این پروژه، نشاندهنده اهمیت آن فراتر از مناسبات دوجانبه بغداد و دمشق است و میتواند به جلب سرمایهگذاری خارجی و تسریع روند اجرا کمک کند.
با این حال، در بیانیههای رسمی هیچ جزئیاتی درباره زمانبندی اجرا، تأمین مالی یا الزامات فنی پروژه ارائه نشده است. کارشناسان اقتصادی تأکید میکنند که احیای این خط لوله نیازمند سرمایهگذاری قابل توجه، بازسازی بخشهای فرسوده و حل مسائل حقوقی مربوط به مالکیت و بهرهبرداری است. همچنین، امنیت مسیر خط لوله در خاک سوریه، بهویژه در مناطقی که هنوز تحت کنترل گروههای مسلح مختلف است، یکی از چالشهای جدی پیش روی این پروژه محسوب میشود.
سه: ابعاد امنیتی و تجاری
در کنار پرونده نفت، دو طرف درباره تقویت همکاریهای امنیتی، بهویژه کنترل مرزهای مشترک و جلوگیری از نفوذ غیرقانونی، رایزنی کردند. مرزهای عراق و سوریه در سالهای گذشته به یکی از مسیرهای اصلی تردد گروههای تروریستی، قاچاق سلاح و مواد مخدر تبدیل شده بود و کنترل کامل آن یکی از اولویتهای امنیتی بغداد است. با تثبیت نسبی وضعیت در سوریه، دو طرف میتوانند همکاریهای مرزی خود را در چارچوبی نهادی و مستمر سازماندهی کنند. افزایش مبادلات تجاری و همکاری در بخش کشاورزی با هدف دستیابی به «یکپارچگی غذایی و اقتصادی» از دیگر محورهای مورد بحث بود. عراق با کمبود منابع آبی و کاهش تولید محصولات کشاورزی روبهروست و سوریه میتواند به عنوان شریک تجاری در تأمین مواد غذایی مورد نیاز عراق ایفای نقش کند.
الشرع پیش از این سفر، با اشاره به امکان زیارت حرم حضرت زینب (س) در نزدیکی دمشق، بر لزوم جلوگیری از سوءاستفاده فرقهای از این موضوع تأکید کرده و گفته بود افرادی که قصد داشتند از این مسئله برای دامن زدن به اختلافات استفاده کنند، بازداشت شدهاند. این اظهارات نشان میدهد که دولت جدید سوریه میکوشد تصویری از خود به عنوان یک دولت مسئول و حافظ اماکن مقدس ارائه دهد—موضوعی که برای افکار عمومی شیعه در عراق و منطقه از اهمیت ویژهای برخوردار است.
چهار: زمینههای منطقهای و پیامدهای راهبردی
این سفر در چارچوبی گستردهتر از صرف روابط دوجانبه قابل تحلیل است. از یک سو، عراق پس از اختلال در مسیر هرمز به دنبال تنوعبخشی به مسیرهای صادراتی خود است و سوریه میتواند به عنوان دروازهای به مدیترانه عمل کند. این موضوع نه تنها برای عراق، بلکه برای کشورهای دیگر منطقه نیز اهمیت دارد، زیرا کاهش وابستگی به تنگه هرمز میتواند به کاهش ریسک ژئوپلیتیک و تقویت ثبات اقتصادی کمک کند. از سوی دیگر، روابط بغداد و دمشق در حالی گسترش مییابد که مناسبات هر دو کشور با ایران با چالشهایی روبهرو شده است. گزارشها حاکی است که حکومت جدید سوریه از حامیان اصلی نظام پیشین فاصله گرفته و عراق نیز در هفتههای اخیر برخی محدودیتها را در مرزهای خود با ایران اعمال کرده است. این تحولات، پرسشهایی را درباره آینده نظم منطقهای و آرایش نیروهای سیاسی و امنیتی در خاورمیانه ایجاد کرده است.
با این حال، باید تأکید کرد که در بیانیههای رسمی، هیچیک از طرفین به طور صریح این سفر را در تقابل با ایران توصیف نکردهاند و محتوای اعلامشده عمدتاً بر همکاریهای اقتصادی و امنیتی دوجانبه متمرکز است. تحلیلگران سیاسی بر این باورند که بغداد میکوشد میان تعهدات منطقهای و منافع ملی خود توازن برقرار کند و از تبدیل شدن به «میدان رقابت» قدرتهای بزرگ پرهیز کند. سفر الزیدی به دمشق را میتوان در همین چارچوب دید: تلاشی برای تنوعبخشی به شرکای منطقهای و کاهش آسیبپذیری در برابر فشارهای بیرونی، بدون آنکه به طور کامل از یک طرف به طرف دیگر منتقل شود.
در پایان
سفر الزیدی به دمشق را میتوان نقطه عطفی در روابط دو کشور در دوره پس از اسد دانست. پرونده احیای خط لوله بانیاس، اگرچه با موانع فنی و مالی جدی روبهروست، اما به عنوان یک گزینه راهبردی برای کاهش وابستگی عراق به تنگه هرمز مطرح شده است. همزمانی این سفر با تنشهای منطقهای و بازآرایی اتحادها، آن را به رویدادی با پیامدهای فراتر از روابط دوجانبه تبدیل کرده است. تحقق اهداف اعلامشده—بهویژه در بخش نفتی—به تصمیمگیریهای عملیاتی آینده، تأمین سرمایه و ثبات امنیتی در مناطق مرزی وابسته است؛ عواملی که نتیجه آنها در ماههای آینده روشن خواهد شد. آنچه مسلم است، اینکه بغداد و دمشق پس از سالها فاصله و تنش، گام در مسیری گذاشتهاند که میتواند معادلات اقتصادی و امنیتی منطقه را دستخوش تغییر کند.



