هنرمندان مقیم خلیج فارس و اردن در برابر آلاء حسین: تفاوت «حضور اقتصادی» با «حضور عقیدتی»

در ماههای اخیر، نام آلاء حسین، بازیگر عراقی، به دلیل حضور در یک رویداد فرهنگی در سفارت ایران در بغداد، در کانون حملات گسترده قرار گرفته است. اما این حملات در حالی رخ میدهد که شمار قابل توجهی از هنرمندان عراقی سالهاست در کشورهای حاشیه خلیج فارس و اردن اقامت دارند، در آنجا به فعالیت هنری و کسب درآمد مشغولاند و تنها برای شرکت در پروژههای کاری به عراق سفر میکنند. مقایسه این دو الگو، پرسشی اساسی را مطرح میکند: چرا «حضور اقتصادی» در کشورهای دیگر عادی است، اما «حضور عقیدتی» در سفارت ایران به «خیانت» تعبیر میشود؟
یک: هنرمندان مقیم خلیج فارس و اردن؛ الگویی پذیرفتهشده
بسیاری از چهرههای شناختهشده هنری عراق، سالهاست که در امارات، عربستان یا اردن زندگی میکنند. محمد السالم، خواننده پرآوازه عراقی، مقیم دبی است و بخش عمده فعالیت حرفهای خود را در همانجا سازماندهی میکند . ماجد المهندس، از مشهورترین خوانندگان عراقی، از سال ۲۰۱۰ تابعیت عربستان سعودی را دریافت کرده و در امارات اقامت دارد . باسل العزیز، خواننده و آهنگساز، پس از سالها زندگی در اردن، در امارات مستقر شده است . علی صابر، آهنگساز و خواننده، نیز از مقیمان امارات است .
در حوزه هنرهای تجسمی نیز این الگو دیده میشود. سه sculptor عراقی—نجم القیسی، هیثم حسن و رضا فرحان—در ریاض نمایشگاه برگزار کردهاند . مخلد حبیب، هنرمند تجسمی، در جده به نمایندگی از عراق در یک نمایشگاه شرکت کرده است . در اردن نیز هنرمندان تجسمی عراقی مانند جنان شفیق و عشتار نصرالله مقیم هستند و در همان کشور فعالیت حرفهای خود را ادامه میدهند .
نکته کلیدی این است که هیچیک از این هنرمندان به دلیل اقامت در کشورهای خارجی، همکاری با نهادهای فرهنگی آن کشورها، یا کسب درآمد از بازارهای هنری منطقه، با کمپین تخریب یا اتهام «خیانت» روبهرو نشدهاند. حضور آنها در این کشورها نه تنها عادی تلقی میشود، بلکه گاه به عنوان «موفقیت بینالمللی» هنرمند عراقی ستوده میشود.
دو: آلاء حسین؛ تفاوت در «نوع» حضور
آلاء حسین نیز مانند بسیاری از همکارانش در خارج از عراق فعالیت داشته است. او خود تأکید کرده که به دلیل مواضعش، از حضور در برخی کشورهای عربی محروم شده است . اما آنچه او را هدف حملات قرار داده، اقامت یا کسب درآمد در خارج نیست؛ بلکه حضور در یک رویداد فرهنگی در سفارت ایران و ابراز همدلی با جمهوری اسلامی است.
آلاء حسین در دفاع از خود گفت که برای دیدن یک فیلم به «واحد فرهنگی» سفارت ایران رفته و در آنجا یک «گلدان فیروزهای و یک فرش ایرانی» به او هدیه دادهاند، نه اینکه «تکریم» رسمی شده باشد . او همچنین صریحاً اعلام کرد: «من تشرینی و حشدی هستم» و افزود که خبر درگذشت آیتالله خامنهای او را «بسیار متألم» کرده است .
این اظهارات—یعنی ابراز تعلق خاطر به یک شخصیت مذهبی-سیاسی و همدلی با یک کشور—دقیقاً همان نقطهای است که حملات را برانگیخته است. در حالی که هنرمند مقیم دبی میتواند سالها در امارات کار کند و هیچکس از او نپرسد چرا، آلاء حسین به دلیل یک حضور کوتاه در سفارت ایران و یک ابراز همدلی، با کمپینی روبهرو شده که به گفته خودش «هدایتشده» است و «بیشتر صفحات آن از خارج عراق اداره میشوند» .
سه: معیار دوگانه در سکوت و واکنش
این تقابل زمانی آشکارتر میشود که به واکنش نهادهای صنفی نگاه کنیم. تجمع هنرمندان عراق در بیانیهای تأکید کرد که «کرامت هنرمند عراقی بالاتر از کمپینهای توهین» است و خواستار برخورد قانونی با متخلفان شد . اما این بیانیه در واکنش به حملات علیه آلاء حسین صادر شد، نه در واکنش به حضور گسترده هنرمندان در کشورهای دیگر.
اگر معیار، «حضور در نهادهای خارجی» باشد، سفارت آمریکا در بغداد در ماههای اخیر میزبان دهها سیاستمدار و مقام عراقی بوده است—از نخستوزیر پیشین و رئیسجمهور تا مشاور امنیت ملی—بدون آنکه هیچیک با کمپین تخریب روبهرو شوند. اما آلاء حسین، تنها به دلیل حضور در سفارت ایران، هدف قرار گرفته است.
نتیجهگیری
مقایسه زندگی حرفهای هنرمندان مقیم خلیج فارس و اردن با سرنوشت آلاء حسین، یک واقعیت ناخوشایند را آشکار میکند: در عراق امروز، «حضور اقتصادی» در کشورهای دیگر—حتی کشورهایی که در جنگ با عراق بودهاند یا در محاصره آن نقش داشتهاند—کاملاً پذیرفته شده است. اما «حضور عقیدتی» و ابراز همدلی با ایران، حتی در قالب یک رویداد فرهنگی، به «خیانت» تعبیر میشود. این معیار دوگانه نه با آزادی بیان سازگار است و نه با منطق هنر، که ذاتاً مرزهای جغرافیایی و سیاسی را درمینوردد. آلاء حسین شاید تنها تفاوتش با همکارانش این باشد که به جای سکوت، هویت و همدلیهایش را آشکارا بیان کرده است—و همین، او را در معرض تخریبی قرار داده که دیگران از آن مصون ماندهاند.



