میان واشنگتن و خلیج فارس؛ آیا بغداد در کسب مشارکتهای بزرگ موفق خواهد بود؟

دولت عراق در دو مسیر موازی برای بازآرایی روابط خارجی خود حرکت میکند: مسیر اول به سوی کشورهای حاشیه خلیج فارس از طریق ارسال پیامهای اطمینانبخش امنیتی و سیاسی، و مسیر دوم به سوی واشنگتن از طریق سفر قریبالوقوع نخستوزیر علی الزیدی. دولت عراق به دنبال گسترش مشارکت اقتصادی و سرمایهگذاری با اولویت دادن به پروندههای حاکمیت، انحصار سلاح و ثبات منطقهای در این مذاکرات است.
پیامها به کشورهای حاشیه خلیج فارس
وزیر خارجه عراق در دیدار با همتای سعودی خود بر تعهد بغداد به عدم استفاده از خاک و حریم هوایی عراق برای هرگونه حمله علیه عربستان یا کشورهای شورای همکاری خلیج فارس تأکید کرد. این سفر بخشی از یک تور منطقهای با هدف مهار پیامدهای تنشهای ناشی از حملات گروههای مسلح به کشورهای منطقه است. وزیر خارجه عراق تأکید کرد که بغداد بین موضع رسمی دولت و تحرکات گروههای مسلح (که کاملاً تابع تصمیم سیاسی دولت نیستند) تفاوت قائل میشود.
یک تحلیلگر سیاسی معتقد است که حملات گروههای مسلح به عربستان در جریان جنگ اخیر، به روابط عراق با ریاض آسیب زده است. عراق برای بازسازی اعتماد با کشورهای حاشیه خلیج فارس، باید رویکرد جدیدی را در قبال گروههای مسلح اتخاذ کرده و از استفاده از خاک خود علیه امنیت عربستان جلوگیری کند. به گفته وی، گسترش همکاری اقتصادی بغداد و ریاض به توانایی دولت در انحصار قدرت و جلوگیری از تکرار حملات بستگی دارد.
واشنگتن و مشارکتی متفاوت
همزمان با تور منطقهای، سفر نخستوزیر عراق به آمریکا با هدف انتقال روابط دو کشور از مدیریت بحرانهای امنیتی به همکاری اقتصادی و سرمایهگذاری برنامهریزی شده است. نخستوزیر در مقالهای در واشنگتن پست تأکید کرده است که مذاکرات با ترامپ بر جذب شرکتهای آمریکایی، توسعه همکاری در بخشهای انرژی، فناوری و اقتصاد دیجیتال، و گسترش توافقنامه چارچوب راهبردی متمرکز خواهد بود. به گفته وی، پایان مأموریت ائتلاف بینالمللی در ۳۰ سپتامبر، آغازگر مرحله جدیدی از شراکت با آمریکا بر پایه همکاری اقتصادی و گشودگی به نظام مالی جهانی خواهد بود.
انحصار سلاح
یک کارشناس امنیتی معتقد است که سفر نخستوزیر به آمریکا، نقطه عطفی در روابط دو کشور است. نخستوزیر با استناد به جدول زمانی تعیینشده برای تکمیل فرآیند انحصار سلاح تا پایان مأموریت نیروهای آمریکایی در اقلیم کردستان، از فضای مانور برخوردار است. به گفته وی، تشدید تنشهای جدید میان آمریکا و ایران لزوماً به معنای ورود گروههای مسلح عراقی به درگیری نیست؛ چراکه اکثر آنها به دنبال جنگ جدید نیستند. با این حال، مشارکت مستقیم نظامی، این گروهها را با چالشهایی در مورد استفاده از سلاحهای راهبردی (مانند موشکهای بالستیک و پهپادها) روبرو خواهد کرد، در حالی که پیشتر اعلام کرده بودند که چنین سلاحهایی را تحویل دادهاند.
پروژهای برای منطقه شام
یک استاد علوم سیاسی معتقد است که سفر نخستوزیر به واشنگتن فرصتی برای ارائه یک پروژه اقتصادی و توسعهای جامع به رهبری عراق در منطقه شام (شامل سوریه، اردن و لبنان) است. منظور از «مدیریت منطقه شام»، نقش امنیتی یا نظامی نیست، بلکه رهبری یک پروژه اقتصادی با پشتیبانی آمریکاست که مبتنی بر تغییر راهبرد آمریکا از گسترش نظامی به ایجاد نظام منطقهای مبتنی بر شرکای توانا در ایجاد ثبات، تأمین کریدورهای تجاری و حفاظت از شبکههای انرژی است. موفقیت این نقش به توانایی عراق در مبارزه با فساد، وحدت تصمیم امنیتی، جذب سرمایهگذاری و ایجاد مشارکتهای منطقهای متوازن (به ویژه با ترکیه) بستگی دارد.
کریدورهایی که خلیج فارس را به شام متصل میکنند
در چارچوب تحولات منطقهای، ایجاد یک کریدور لجستیکی برای اتصال بنادر سوریه به بازارهای خلیج فارس از طریق عراق، بین مقامات سوریه و امارات مورد بحث قرار گرفته است. این پروژه با پروژه «راه توسعه» (اتصال بندر بزرگ فاو به مرز ترکیه از طریق شبکهای از جادهها و راهآهنها) همخوانی دارد و هدف آن تبدیل عراق به مرکز ترانزیت بین آسیا و اروپا است.
امنیت انرژی
پروژههای کریدورهای تجاری از پرونده امنیت انرژی جدا نیستند. بحران تنگه هرمز، خطرات اتکا به یک مسیر صادراتی را آشکار کرده است. دولت در حال بررسی پروژههای خط لوله راهبردی (از جمله مسیر بصره-حدیثه-بانیاس) برای تأمین مسیرهای جایگزین صادرات نفت و کاهش آسیبپذیری در برابر اختلالات منطقهای است.



