ایران پس از طوفان: پایداری که قواعد بازی را تغییر می‌دهد

تاریخ:

ایران پس از طوفان: پایداری که قواعد بازی را تغییر می‌دهد

نبیل محمد سمارة – ادیب عراقی

در پی یکی از حساسترین موج‌های تشدید تنش در خاورمیانه در طول دوره اخیر، و همزمان با ورود طرف‌های مربوطه به مرحله آرام‌سازی محتاطانه، ضرورت دارد تا خوانشی دقیق از آنچه رخ داد، به دور از هیجانات لحظه‌ای و همچنین فارغ از روایت‌های تبلیغاتی که هر طرف در حال ترویج آنهاست، ارائه شود. رویدادهایی که منطقه شاهد آن بود، صرفاً یک رویارویی زودگذر نبود، بلکه آزمونی واقعی برای موازنه قدرت بود و دگرگونی‌های عمیقی در ماهیت مناقشه منطقه‌ای را آشکار ساخت.

در این بستر، نمی‌توان نادیده گرفت که ایران در قلب این رویارویی قرار داشت و با فشارهایی چندلایه روبرو شد که توسط ایالات متحده رهبری می‌شد و اسرائیل به طور مستقیم از آن پشتیبانی می‌کرد، این فشارها در چارچوب تلاشی گسترده‌تر برای بازسازی توازن‌ها در منطقه صورت می‌گرفت. این فشارها تنها به تهدید نظامی محدود نبود، بلکه شامل محاصره اقتصادی خفه‌کننده، تلاش برای انزوای سیاسی، و جنگ رسانه‌ای و روانی می‌شد که همگی در تضعیف تهران و واداشتن آن به امتیازات راهبردی نقش داشتند.

اما آنچه در میدان واقعی رخ داد با بسیاری از این پیش‌بینی‌ها همسو نبود. ایران به جای فروپاشی یا عقب‌نشینی، توانایی آشکاری در جذب ضربه نخست و سپس انتقال به مرحله مدیریت مناقشه با محاسباتی دقیک، مبتنی بر ترکیبی از صبر راهبردی و بازدارندگی حساب‌شده، از خود نشان داد. این تغییر در عملکرد، لحظه‌ای نبود، بلکه نتیجه انباشت طولانی تجربیات در مواجهه با بحران‌ها، چه در سطح داخلی و چه خارجی، است.

رویدادها ثابت کردند که قدرت در چنین مناقشاتی نه فقط به اندازه زرادخانه نظامی، بلکه به میزان توانایی در پایداری و تحمل فشارها بدون شکست سنجیده می‌شود. ایران علیرغم چالش‌های اقتصادی بزرگی که با آن مواجه است، دچار فروپاشی داخلی نشد و جبهه سیاسی آن متلاشی نگردید، بلکه حداقل انسجام را حفظ کرد که آن را قادر به ادامه رویارویی ساخت. این انسجام عامل تعیین‌کننده‌ای بود، زیرا هرگونه ترک‌خوردگی داخلی بلافاصله به سود راهبردی دشمنان تمام می‌شد.

در همین حال، تهران توانست تشدید تنش را به گونه‌ای مدیریت کند که نه به جنگی همه‌گیر منجر شود و نه اجازه دهد واقعیت‌های جدیدی با زور بر آن تحمیل گردد. این نوع مدیریت متوازن مناقشه، نشان‌دهنده درک عمیقی از ماهیت مرحله کنونی است؛ مرحله‌ای که در آن، پایان نظامی دیگر گزینه آسانی نیست و جنگ‌های سنتی بدون هزینه گزاف قادر به دستیابی به اهداف سیاسی بزرگ نیستند.

در سوی دیگر، اسرائیل خود را در برابر معادله‌ای پیچیده‌تر از آنچه به آن عادت داشت، یافت. سیاست ضربات سریع و تحمیل بازدارندگی یک‌طرفه دیگر نتایج پیشین را به همراه ندارد، در شرایطی که دشمنی توانا در جذب ضربات و پاسخگویی با روش‌های غیرسنتی وجود دارد. این تغییر، هرچند تدریجی به نظر می‌رسد، اما بیانگر دگرگونی مهمی در قواعد درگیری است و نشان می‌دهد که میزان بازدارندگی دیگر مانند گذشته یک‌سویه نیست.

در عرصه بین‌المللی نیز نشانه‌های احتیاط در رفتار ایالات متحده آشکار بود که علیرغم تشدید مواضع، تا انتها گزینه رویارویی آشکار را دنبال نکرد. این تردید نه نشانه ضعف که بیانگر درک پیچیدگی‌های صحنه و بزرگی ریسک‌های ناشی از هر لغزش محاسبه‌نشده به سوی جنگی همه‌گیر در منطقه‌ای است که مرکز حیاتی اقتصاد جهان به شمار می‌رود. درهم‌تنیدگی امنیت، انرژی و تجارت، هر تشدید گسترده‌ای را به مخاطره‌ای فراتر از مرزهای منطقه تبدیل می‌کند.

همچنین تحرکات دیپلماتیکی که مرحله آرام‌سازی را همراهی کردند، چه آشکار و چه پنهان، نشان می‌دهند که درک فزاینده‌ای در میان قدرت‌های جهانی شکل گرفته است که راه‌حل‌های صفر-صفر دیگر ممکن نیستند و مدیریت مناقشه بسیار واقع‌بینانه‌تر از تلاش برای پایان دادن به آن است. این به خودی خود موقعیت ایران را تقویت می‌کند، که ثابت کرده است طرفی نیست که بتوان به سادگی از آن عبور کرد یا شرایط را بر آن تحمیل نمود.

حقیقت این است که ایران شکست نخورده و مجبور به ارائه امتیازات اساسی نشده است. و مهمتر از آن، موفق شده است از دستیابی دشمنانش به اهدافی که چه در سطح سیاسی و چه راهبردی دنبال می‌کردند، جلوگیری کند.

هدف آشکار و نهان، تضعیف ایران تا حد واداشتن آن به تغییر رفتار منطقه‌ای، یا حداقل کاهش نقش آن بود. اما آنچه رخ داد تا حد زیادی برعکس بود، زیرا تهران از این بحران با حضوری پررنگ‌تر در معادله منطقه‌ای خارج شد و توانایی بیشتری برای تحمیل خود به عنوان بازیگری که در هر ترتیبات آینده‌ای نمی‌توان نادیده گرفت، یافت.

نمی‌توان نادیده گرفت که این بحران همچنین محدودیت‌های قدرت در عصر مدرن را آشکار ساخت؛ جایی که ابزارهای نظامی به تنهایی برای دستیابی به اهداف کافی نیستند و تحریم‌های اقتصادی نیز قادر به شکستن کامل اراده دولت‌ها نمی‌باشند. بلکه این ابزارها گاهی ممکن است به نتایج معکوس منجر شوند، از طریق تقویت گرایش به پایداری و تبدیل فشارها به عوامل بسیج داخلی.

آنچه رخ داد، ماهیت مناقشات در خاورمیانه را روشن می‌سازد، مناقشاتی که دیگر تابع منطق جنگ‌های سریع نیستند، بلکه به درگیری‌های بلندمدتی نزدیکتر شده‌اند که در مراحل مختلف مدیریت می‌شوند و تابع محاسبات دقیقی هستند که عوامل محلی، منطقه‌ای و بین‌المللی در آن درهم می‌آمیزد. در چنین مناقشاتی، پایداری و تداوم، عناصر اساسی در تعیین نتایج هستند.

آرامش نسبی که منطقه امروز شاهد آن است، به معنای پایان تنش نیست، بلکه نشان‌دهنده انتقال آن به سطحی متفاوت، کم‌سر و صداتر اما پیچیده‌تر است. همه طرف‌ها آگاهند که رویارویی پایان نیافته و آنچه رخ داد تنها دورانی از مناقشه‌ای طولانی‌تر بوده که ویژگی‌های آن در پرتو توازن‌های دقیق و متغیر تعیین خواهد شد.

در این چارچوب، به نظر می‌رسد ایران موفق به عبور از آزمونی سخت شده است، بدون اینکه موقعیت خود را از دست بدهد یا برگ‌های اصلی خود را کنار بگذارد. این به خودی خود دستاوردی در بستر منطقه‌ای آشفته محسوب می‌شود، جایی که مواضع به سرعت تغییر می‌کنند و اتحادها بر اساس منافع در حال دگرگونی بازتعریف می‌شوند.

دوران پس از این بحران مانند قبل از آن نخواهد بود، نه تنها در سطح رابطه میان ایران و دشمنانش، بلکه در سطح ساختار کل نظام منطقه‌ای. توازن‌هایی که پیش از تشدید تنش برقرار بودند، متزلزل شدند و نشانه‌هایی از نظامی پیچیده‌تر پدیدار گشت که مبتنی بر تعدد مراکز قدرت، تداخل منافع، و دشواری تحمیل هژمونی از سوی یک طرف است.

بنابراین، قضاوت درباره آنچه رخ داد نباید بر پایه تصاویر ظاهری یا نتایج فوری، بلکه بر اساس دگرگونی‌های عمیق ایجاد شده استوار باشد. و از این منظر، می‌توان گفت ایران از این رویارویی خارج نشده است، بلکه برعکس، توانست موقعیت خود را تثبیت کند، از دستیابی دشمنانش به اهدافشان جلوگیری نماید، و واقعیت جدیدی را تحمیل کند که مستلزم برخورد با ایران به عنوان یک قدرت منطقه‌ای مؤثر است.

در دنیای سیاست، پیروزی همیشه در پیشروی به جلو نیست، بلکه در توانایی پایداری و جلوگیری از عقب‌نشینی است. و ایران در این دور این کار را انجام داد. نه شکست خورد، نه عقب‌نشینی کرد و نه شرایط بر آن تحمیل شد، بلکه دیگران را مجبور به بازنگری در محاسباتشان کرد.

به همین دلیل، نتیجه‌ای که خود را تحمیل می‌کند، به دور از اغراق یا کم‌جلوه‌نمایی، این است که آنچه رخ داد شکلی از پیروزی راهبردی را نمایان می‌سازد. پیروزی که نه بر پایه صحنه‌های پرشور میدانی، بلکه بر پایه نتایج آرام اما عمیق استوار است.

ایران پیروز شد… چون ایستادگی کرد، و چون فشار را به توازن، چالش را به حضور، و رویارویی را به اثبات حضوری غیرقابل چشم‌پوشی در معادلات منطقه تبدیل نمود.

مرکز دراسات الشهید الخامس

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here

پست را به اشتراک بگذارید:

عضویت در خبرنامه

spot_img

محبوب

مطالب مرتبط
مطالب مرتبط

تنوع‌بخشی به اقتصاد عراق (چشم‌اندازی راهبردی برای ساختن اقتصادی پایدار پس از نفت)

تنوع‌بخشی به اقتصاد عراق (چشم‌اندازی راهبردی برای ساختن اقتصادی...

تأسيس وزارت امنيت فدرال؛ تلاشى براى ادغام حشد الشعبى؟

تأسيس وزارت امنيت فدرال؛ تلاشى براى ادغام الحشد الشعبى؟ شهاب...

سازمان بین‌المللی: سال ۲۰۲۵ شاهد بازگشت ۱۵۰۰ خانواده آواره به مناطق اصلی خود بود

سازمان بین‌المللی: سال ۲۰۲۵ شاهد بازگشت ۱۵۰۰ خانواده آواره...

کتائب امام علی از حشد الشعبی اعلام انصراف کرد و اقدامات انحصار سلاح را آغاز نمود

کتائب امام علی از حشد الشعبی اعلام انصراف کرد...