بلندپروازی بغداد در نقش «میانجی»: پیشنهاد عراق برای میزبانی نشست ایران و کشورهای خلیج فارس

در حالی که پنجاهودومین نشست شورای وزیران امور خارجه سازمان همکاری اسلامی در بغداد به کار خود پایان داد، فواد حسین، وزیر امور خارجه عراق، ابتکاری بلندپروازانهتر را روی میز گذاشت: میزبانی بغداد برای گفتوگوی مستقیم میان ایران و کشورهای عربی خلیج فارس. این چارچوب که با عنوان «۶+۱» خلاصه میشود، نشانه تلاش عراق برای تبدیل شدن از «میدان رقابت» آمریکا و ایران به «سکوی گفتوگو»ی منطقه است؛ اما تحقق آن به میزان اعتماد کشورهای خلیج فارس به ایران و توان واقعی بغداد در مهار گروههای مسلح وفادار به تهران وابسته است.
یک: زمان و محتوای ابتکار
در ۱۸ اکتبر ۲۰۲۶، نشست دو روزه شورای وزیران امور خارجه سازمان همکاری اسلامی در بغداد به پایان رسید. عراق در این نشست رسماً ریاست دورهای این شورا را بر عهده گرفت و «بیانیه بغداد» را به تصویب رساند. فواد حسین، معاون نخستوزیر و وزیر امور خارجه عراق، در نشست خبری پایانی اعلام کرد که عراق با ایران و کشورهای خلیج فارس در تماس است و میکوشد نشستی میان ایران و کشورهای خلیج فارس را در بغداد ترتیب دهد. او صریحاً از عبارت «۶+۱» استفاده کرد؛ یعنی شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس بهعلاوه ایران.
حسین تأکید کرد: «کشورهای منطقه وظیفه دارند ابتکار عمل ارائه کنند، زیرا ذینفعان اصلی هستند» و افزود که عراق با دبیرکل سازمان همکاری اسلامی برای پیگیری این تماسها همکاری خواهد کرد. با این حال، او جدول زمانی مشخص یا سطح مشارکتکنندگان را اعلام نکرد. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، نیز در این نشست بغداد حضور داشت و در حاشیه آن با حسین دیدار دوجانبهای برگزار کرد و درباره تحولات منطقه و «مسیر صلح» گفتوگو کرد.
دو: دو برگ برنده عراق: تضمین امنیتی و پیوند اقتصادی
این ابتکار دیپلماتیک اقدامی منفرد نیست. چند روز پیش از برگزاری نشست، علی الزیدی، نخستوزیر عراق، در ۱۴ اکتبر به ریاض سفر کرد و با محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، دیدار کرد. الزیدی در این دیدار تعهد کلیدی داد: عراق اجازه نخواهد داد خاکش به عنوان سکوی پرتاب هیچ حملهای علیه امنیت عربستان یا کشورهای منطقه استفاده شود و حمله به فرودگاه بینالمللی ملک خالد ریاض را محکوم کرد. این تضمین امنیتی، برگ برنده اصلی بغداد برای جلب اعتماد کشورهای خلیج فارس است.
همزمان، عراق از پروژههای اقتصادی به عنوان حلقه منافع مشترک بهره میگیرد. در جریان سفر الزیدی به عربستان، دو طرف درباره ایده ساخت یک خط لوله نفتی راهبردی از عراق از طریق خاک عربستان به بندر ینبع در دریای سرخ گفتوگو کردند. این پروژه با هدف ایجاد مسیر جایگزین برای صادرات نفت خام عراق و دور زدن تنگه هرمز طراحی شده است؛ تنگهای که با تهدیدهای ناشی از درگیریهای منطقهای روبهروست. از دید کشورهای خلیج فارس، عراقی که از نظر اقتصادی با آنها پیوند عمیق دارد، بیش از عراقی که کاملاً به ایران وابسته است، با منافع آنها همسو است. عراق میکوشد با ترکیب «تضمین امنیتی + منافع اقتصادی متقابل» زمینه اعتماد برای میانجیگری سیاسی را فراهم کند.
سه: موانع ساختاری: بدبینی کشورهای خلیج فارس و «کسری کنترل» بغداد
با این حال، بلندپروازی میانجیگری بغداد دستکم با سه مانع ساختاری روبهروست.
نخست، بیاعتمادی بنیادین کشورهای خلیج فارس به ایران بهسادگی با یک نشست برطرف نمیشود. کشورهای شورای همکاری خلیج فارس رفتار منطقهای ایران—از جمله دخالت در امور داخلی کشورهای عربی و تهدید علیه کشتیرانی—را دغدغه امنیتی اصلی خود میدانند. چارچوب «۶+۱» پیشنهادی عراق، اگر فاقد اقدامات اعتمادساز مشخص و مکانیزمهای الزامآور قابل راستیآزمایی باشد، بهسختی میتواند کشورهای خلیج فارس را به مشارکت در سطح بالا ترغیب کند.
دوم، توان عراق در کنترل نیروهای مسلح داخل کشور همچنان بزرگترین علامت سؤال برای کشورهای خلیج فارس است. اعتبار تعهد الزیدی در ریاض مبنی بر «عدم اجازه استفاده از خاک عراق برای حمله به همسایگان» به توان واقعی بغداد در مهار گروههای مسلح نزدیک به ایران بستگی دارد. در ژوئیه امسال، سفر برنامهریزیشده الزیدی به عربستان به دلیل حملات مشترک عربستان و آمریکا به مواضع «حشد الشعبی» در عراق لغو شد. عربستان پیشتر اعلام کرده بود که پاسخ به حملات از خاک عراق، حق قانونی آن است.
سوم، کشورهای خلیج فارس نگران آناند که میزبانی بغداد به ابزاری برای مشروعیتبخشی به نفوذ ایران تبدیل شود. تجربه نشستهای گذشته نشان میدهد که تهران میکوشد از هرگونه چارچوب گفتوگوی منطقهای برای تثبیت موقعیت خود به عنوان قدرت منطقهای استفاده کند. کشورهای خلیج فارس پیش از هرگونه مشارکت، خواهان تضمینهای مشخص درباره موضوعات مورد بحث—از جمله برنامه هستهای، نقش منطقهای و حضور نظامی—خواهند بود.
چهار: چشمانداز
ابتکار عراق برای میزبانی نشست ایران و کشورهای خلیج فارس، در کوتاهمدت بیشتر یک «ابزار دیپلماتیک» برای تثبیت موقعیت بغداد به عنوان بازیگر میانجی است تا یک رویداد قطعی. موفقیت آن به سه عامل بستگی دارد: نخست، توان عراق در تبدیل تضمینهای امنیتی به اقدامات عملی قابل راستیآزمایی؛ دوم، آمادگی ایران و عربستان برای کاهش تنش در سطحی که اجازه برگزاری نشست را بدهد؛ سوم، حمایت یا دستکم عدم مخالفت آمریکا با این چارچوب.
در شرایطی که عراق خود با بحران ارزی، خلأ امنیتی پس از خروج نیروهای آمریکایی و فشار گروههای مسلح روبهروست، میانجیگری منطقهای میتواند هم وجهه بینالمللی بغداد را تقویت کند و هم اهرم چانهزنی آن در برابر واشنگتن و تهران را افزایش دهد. اما اگر بغداد نتواند میان تعهدات خود به ریاض و واقعیتهای میدانی داخلی توازن برقرار کند، این ابتکار ممکن است به جای تبدیل شدن به دستاوردی دیپلماتیک، به آزمونی دشوار برای اعتبار خود عراق تبدیل شود.



