تعویق پاسخ؛ بازآرایی موازنه دولت و مقاومت؟

حمله مشترک عربستان سعودی و آمریکا به مواضع نیروهای حشد الشعبی در عراق، باعث فشاری متقابل بر دولت و مقاومت این کشور شد. از یک سو، دولت عراق در مقابل فشار افکار عمومی و مقاومت برای پاسخی مناسب به این حمله حتی به شکلی سیاسی تا 23 صفر یعنی موعد ضربالاجل مقاومت قرار داشت (منبع) و از سویی دیگر، حمله مذکور در زمانی رخ داده بود که دولت ادعا میکرد، توانایی حفظ حاکمیت عراق در صورت خلع سلاح مقاومت را دارد (منبع) و تلاش داشت تا جای ممکن در خصوص رسیدگی به این پرونده باعث عدم رضایت آمریکا نشود و از همینرو زیدی تصمیم گرفت علیرغم این حمله و عدم دریافت حتی خسارت مالی و نیز عدم عذرخواهی ریاض، به عربستان سفر کند (منبع). در مقابل هم مقاومت قرار داشت که از سویی تحت فشار افکار عمومی خود قرار گرفته بود تا پاسخی نظامی به این حمله دهد و از سویی دیگر این پاسخ ممکن بود باعث گسترش هر چه بیشتر جنگ و تحمیل هزینههای بیشتر بر مقاومت هم از داخل یعنی توسط دولت و هم از بیرون یعنی توسط آمریکا و سعودی گردد. در همین چارچوب، هادی العامری، دبیرکل سازمان بدر، ضمن محکومکردن حملات، از گروههای مقاومت خواست در شرایط کنونی فرصت لازم را برای تحرکات سیاسی و دیپلماتیک بغداد فراهم نمایند و پاسخ خود را به تعویق اندازند (منبع). این درخواست در شرایطی مطرح شد که مقاومت اسلامی عراق نیز در پیام خود در تاریخ 7 اوت اعلام کرد در پاسخ به درخواست ابوحسن العامری و در راستای همراهی با مواضع مسئولانه و شرافتمندانه برخی از رهبران سیاسی، تصمیم گرفته است پاسخ و اقدامی را که قرار بود روز، بیستوسوم ماه صفر، انجام شود، به تعویق بیندازد (منبع). بر همین اساس در این یادداشت به تحلیل ابعاد و زوایای مهم موضعگیری مقاومت و دولت عراق در خصوص مجموع تحولات مرتبط با حملات عربستان و آمریکا خواهیم پرداخت.
بررسی چگونگی واکنش دولت عراق به این حمله
در واقع حمله سعودی آمریکایی در شرایطی انجام شد که دولت در تلاش بود تا نشان دهد که بدون سلاح مقاومت توانایی حفظ حاکمیت عراق را دارد و اساسا نقض مکرر حاکمیت عراق معلول وجود سلاح موازی با دولت است. همچنین دولت تلاش مینمود تا اذهان افکار عمومی و فضای سیاسی را متمرکز بر موعد 30 سپتامبر و خلع سلاح مقاومت بگذارد.
اما این حمله عملا تلاشهای دولت را به چالش کشاند و دولت را در برابر یک آزمون مهم در خصوص چگونگی حفظ حاکمیت بهویژه پس از اعلام انتظار اولیه از سوی مقاومت تا موعد 23 صفر قرار داد. به همین علت دولت تلاش کرد ضمن محکومیت حمله عربستان و آمریکا و تأکید بر پیگیری این موضوع از مجاری دیپلماتیک و حقوقی (منبع) و سپس تأکید دوباره بر سفر به عربستان و نیز استقبال از سفر رئیس سازمان اطلاعات عربستان به بغداد و پیش از آن دیدار فؤاد حسین با فیصل بن فرحان در اردن به سرعت دوباره بر تأکید به گفتمان خود یعنی همان حصر سلاح در دست دولت بازگردد و بر همین اساس هم با نزدیک شدن به موعد 23 صفر، دولت جو امنیتی و نظامی شدیدی را علیه مقاومت ایجاد نمود.
بررسی موضع مقاومت در مقابل این حمله
در مقابل مقاومت عراق میتوان گفت از همان ابتدا متوجه شد که این حمله با وجود خسارات سنگین آن از نظر جانی، اما یک ظرفیت را برای این جبهه از نظر تغییر جهت فشارها ایجاد کرده است و توجهها این بار از موضوع سلاح مقاومت به مسائلی مانند نقض حاکمیت یا پاسخ مقاومت معطوف شده است. بر همین اساس هم مقاومت ضربالاجل 23 صفر را در مقابل همان ضربالاجل 30 سپتامبر مطرح نمود و تلاش کرد فشار را بیشتر از تحمیل آن به سعودی و آمریکا به سمت داخل یعنی دولت زیدی پیش ببرد. همچنین باید به این نکته هم توجه داشت که در روز 23 صفر عملا جو امنیتی و نظامی از سوی دولت به شکلی بود که چهبسا هر گونه اقدام از سوی مقاومت، با پاسخ دولت و رخ دادن یک نزاع شیعی شیعی مواجه میشد یا ممکن بود اصلا عملیات مقاومت هم با موفقیت مواجه نگردد.
از همینرو راهکار مقاومت مبنی بر تعویق حملات و نه لغو آنها و با توجه به اینکه مابهازای آن جلوگیری از اقدامات امنیتی و قضایی گسترده از سوی زیدی علیه مقاومت بوده است (منبع) راهکار منطقی به نظر میرسد به شرطی که اولا مقاومت تأکید بر ضرورت پاسخ را تداوم دهد؛ همانطور که در موضعگیری برخی رهبران آن مانند اکرم الکعبی (منبع) و ابوآلاء الولائی (منبع) مشاهده شد و ثانیا مقاومت با توجه به تعویق پاسخ از این موضوع به عنوان اهرم فشاری استفاده نماید و ثالثا از فرصت پیش آمده بتواند برای آزادی افراد دستگیر شده در طول مدت اخیر از زمان دولت زیدی استفاده نماید. همچنین نکته مهم در خصوص تمام این اتفاقات این موضوع بود که جریانات اخیر نشان داد، تنشهای کنترل شده از سوی مقاومت یا کشاندن زیدی به بازی که در آن به معامله یا مذاکره با مقاومت تن دهد و سپس آمریکا از چنین مواضعی رضایت نداشته باشد، به باور برخی کارشناسان میتواند زیدی را به مهرهای سوخته نزد آمریکاییها تبدیل کرده و در نتیجه وابستگی وی به داخل به جای خارج را برای تداوم حضور در قدرت باعث گردد.



