فاشیونیستها و تیکتاکرهای عراقی؛ زمانی که شهرت به تجارت ارزشها تبدیل میشود
نویسنده: ایهاب مقبل

ظهور فاشیونیستها و تیکتاکرهای عراقی دیگر یک موج گذرای رسانههای اجتماعی نیست. این پدیده به یک واقعیت اجتماعی، رسانهای و اقتصادی تبدیل شده است که بر سلیقه عمومی، الگوهای مصرف، طرز تفکر و حتی بازتعریف مفاهیمی مانند اخلاق، موفقیت، زیبایی و زندگی ایدهآل در میان نسلهای جوان تأثیر میگذارد.
مشکل اساسی نه در زنی عراقی که از تلفن خود استفاده میکند یا در حوزه مد و زیبایی فعالیت دارد، بلکه در جایی آغاز میشود که تحریکگری به ابزار شهرت، ابتذال به کالا، دعواها به ماده سرگرمی، و نمایش تجمل به معیار موفقیت تبدیل میشود.
از شهرت تا صنعت تحریکگری
در گذشته، شهرت نیازمند سالها کار یا استعداد در زمینههای هنر، ادبیات یا ورزش بود. اما امروز، یک فرد ناشناس میتواند در عرض چند هفته به چهرهای شناختهشده تبدیل شود، اگر محتوایی تولید کند که توجه الگوریتمها و مخاطبان را جلب کند. در «اقتصاد توجه»، ارزش محتوا نه با ارزش علمی یا فرهنگی، بلکه با توانایی آن در جلب نگاه و تشویق به تعامل سنجیده میشود. در این اقتصاد، دعوا به محتوا، اختلاف شخصی به ماده ای جمعی، رسوایی به ابزار بازاریابی و تحریکگری به استراتژی انتشار تبدیل میشود.
تحقیقات علمی در عراق نشان داده است که محتوای تأثیرگذاران میتواند به شکلگیری عقاید و سلیقه مخاطبان کمک کرده و بر رفتارهای اجتماعی و مصرفی آنها تأثیر بگذارد. تأثیرگذاران برای گروهی از جوانان و نوجوانان به الگو تبدیل شدهاند.
ورود تأثیرگذاران به بازار تبلیغات
شهرت در شبکههای اجتماعی به ابزاری بازاریابی تبدیل شده است. تحقیقات نشان میدهد که ۴۶٪ از کاربران ترجیح میدهند با تأثیرگذاران در تبلیغات همکاری کنند و ۸۶٪ از شرکتکنندگان در یک مطالعه، محصولاتی را بر اساس توصیه تأثیرگذاران خریداری کردهاند. اعتماد و صداقت مهمترین ویژگیهایی است که مخاطبان از تأثیرگذاران انتظار دارند. این بدان معناست که تأثیرگذاران به کانالهای تبلیغاتی قدرتمندی تبدیل شدهاند که میتوانند بر تصمیمات مصرفکنندگان تأثیر بگذارند.
زمانی که نمایش به الگوی زندگی تبدیل میشود
مشکل فرهنگی زمانی آغاز میشود که نمایش به خودی خود به پیام تبدیل شود. وقتی یک نوجوان روزانه میبیند که موفقیت یعنی ماشین لوکس، سفر مداوم، رستورانهای گرانقیمت، لباسهای مجلل و تعداد زیاد دنبالکننده، در حالی که تحصیل، کار، مطالعه و پژوهش به عنوان چیزهای کسلکنندهای جلوه میکنند که ارزش دیده شدن ندارند، در این صورت ما با فرآیندی خطرناک برای بازتعریف معنای موفقیت روبرو هستیم. تأثیرگذار لزوماً نمیگوید «مثل من باشید»، اما تصویری که هر روز تکرار میکند ممکن است این پیام را به جای او منتقل کند.
هنگامی که بدن به پروژهای برای مقایسه تبدیل میشود
مشکل به پول و مصرف محدود نمیشود. تحقیقات بینالمللی نشان داده است که قرار گرفتن مکرر در معرض تصاویر ایدهآل از زیبایی در شبکههای اجتماعی میتواند با افزایش نارضایتی از تصویر بدنی مرتبط باشد، به ویژه زمانی که فرد خود را با آن تصاویر مقایسه میکند. این پدیده فراتر از لباس و آرایش است؛ محتوا گاهی الگوی کاملی از زندگی ایدهآل را ارائه میدهد: چهرهای بینقص، اندامی ایدهآل، لباسهای عالی، خانهای رویایی و سفری بیپایان.
محتوای مبتذل و نقض آداب عمومی
همه محتوای منتشرشده در چارچوب آزادی شخصی قرار نمیگیرد. تفاوتی است بین آزادی فرد در زندگی خصوصی و ارائه محتوای عمومی که شامل الفاظ رکیک، توهین، رفتارهای مبتذل یا مغایر با قواعد اخلاقی و اجتماعی است. تحقیقات عراقی نشان داده است که امنیت رسانهای عراق از طریق مکانیسمهای پیشگیرانه و آگاهیبخشی با پدیده محتوای مبتذل برخورد میکند و بر اهمیت حفظ ذوق عمومی تأکید دارد.
چرا دعواها و اختلافات به نمایشهای عمومی تبدیل میشوند؟
یکی از خطرناکترین تحولات ایجادشده توسط شبکههای اجتماعی این است که اختلافات شخصی دیگر لزوماً بین افراد خاتمه نمییابد. دعوا به فیلم تبدیل میشود، فیلم به کلیپ، و کلیپ به هزاران نظر. سپس پاسخها و پاسخهای متقابل ظاهر میشوند و اختلاف به یک سریال باز برای مخاطبان تبدیل میشود. الگوریتمها تعامل را اندازهگیری میکنند، نه ارزش اخلاقی محتوا را.
خانواده عراقی کجاست؟
سوال واقعی تنها این نیست که چرا فاشیونیستها و تیکتاکرها ظهور کردند، بلکه سوال دشوارتر این است: چرا برخی از جوانان به شهرت سریع بیش از علم، کار و موفقیت ارزش میدهند؟ خانواده عراقی امروزه با رقیبی روبرو است که قبلاً به این قدرت وجود نداشت: تلفن هوشمند. یک نوجوان ممکن است ساعتها را با یک شخصیت دیجیتالی بگذراند و جزئیات زندگی، لباسها، سفرها و ماشینهایش را بداند، تا جایی که تأثیرگذار گاهی از معلم، نویسنده یا دانشمند در روزش حضور بیشتری پیدا کند.
چه چیزی عراق به آن نیاز دارد؟
عراق میتواند از تجربیات کشورهای دیگر در زمینه تنظیم استفاده کودکان و نوجوانان از رسانههای اجتماعی بهره ببرد: توصیههای ملی برای استفاده تفریحی از صفحهنمایش، محدودیتهای راهنما بر اساس سن، تشویق خانوادهها به ممنوعیت تلفنها در شب، نظارت بر محتوا و گفتگو با فرزندان در مورد آنچه تماشا میکنند. همچنین باید شامل آگاهی از خطرات قلدری سایبری، باجخواهی، استثمار، محتوای نامناسب سنی، خشونت، زبان زشت و توهمی باشد که تصاویر شهرت و ثروت میسازند.
رسانههای عراقی نیز باید بخشی از راهحل باشند، نه بخشی از مشکل. میزبانی از تأثیرگذارانی که به محتوای بحثبرانگیز معروف هستند، عملاً به معنای پاداش دادن به رفتاری است که رسانه ادعا میکند آن را نقد میکند.
پاسخگویی محتوا، نه محاکمه زنان
بسیار ضروری است که نقد پدیده فاشیونیستها به کمپینی علیه زنان عراقی تبدیل نشود. مشکل در زن بودن سازنده محتوا، عراقی بودن یا حجاب داشتن یا نداشتن او نیست. معیار باید برای همه یکسان باشد: چه کاری انجام دادهای؟ چه چیزی منتشر کردهای؟ آیا به کسی توهین کردهای؟ آیا قانون را نقض کردهای؟ آیا مرتکب افترا یا اخاذی شدهای؟ آیا از الفاظ رکیک استفاده کردهای یا محتوای مضری برای کودکان و نوجوانان ارائه دادهای؟
خلاصه: مشکل در شهرت نیست، بلکه در تبدیل ابتذال به ارزش است
مشکل در تیکتاک، فاشیونیستها یا استفاده زنان عراقی از رسانههای اجتماعی نیست؛ مشکل در تبدیل ابتذال، الفاظ رکیک، توهین و تحریک به ابزار شهرت و سود، و تبدیل تعداد بازدیدها به معیار موفقیت و ارزش است.
عراق به راهحلی متوازن نیاز دارد که شامل حمایت از کودکان، نقش خانواده و مدرسه، سواد دیجیتال، اجرای قانون در مورد تخلفات واقعی، مسئولیت رسانهها و پلتفرمها، و ارائه الگوها و محتوای فرهنگی، علمی و خلاقانهای باشد که بتواند با ابتذال رقابت کند. بهترین رویارویی با محتوای مبتذل، فریاد زدن بر سر آن نیست، بلکه ساختن جایگزینی قویتر برای آن است. زمانی که علم، کار و خلاقیت بیشتر از سر و صدا و رسوایی حضور داشته باشند، رفتار مخاطبان تغییر میکند و بازار شهرت نیز متحول خواهد شد.



