از «ستایش» تا «مختارنامه»: چرا سریالهای ایرانی در عراق محبوب هستند؟

در حالی که مدیران فرهنگی ایران هنوز درگیر مسائل مجوز و ممیزی هستند، مخاطبان عراقی—از سلیمانیه تا بصره—نهتنها سریالهای ایرانی را تماشا میکنند، بلکه دیالوگهایشان را حفظ میکنند، موسیقی متنشان را زنگ گوشی میکنند و کتاب دیالوگهای شخصیتهایشان را میخرند. پدیدهای که نرگس محمدی، بازیگر «ستایش»، هنگام حضور در جشنواره فیلم سلیمانیه با چشم خود دید: جمعیتی که برای عکس یادگاری با «ستایش معروف» صف کشیده بودند. این محبوبیت، محصول یک سیاست فرهنگی برنامهریزیشده نیست؛ نتیجه طبیعی اشتراکات عمیق فرهنگی، خلأ درام خانوادگی در تلویزیون عراق، و هوشمندی شبکههایی مانند آیفیلم در دوبله لهجه عراقی است.
یک: «ستایش» و کتابی که در عراق چاپ شد
شاید عجیبترین نشانه این محبوبیت، نه تعداد بینندگان، بلکه تولید فرهنگی غیرمنتظرهای باشد که در عراق شکل گرفت: کتابی به نام «گفتههای حشمت فردوس» که تمام دیالوگهای این شخصیت در سریال «ستایش» را در خود دارد و مردم عراق آن را میخرند و میخوانند . این یعنی شخصیت حشمت فردوس—با آن لحن قاطع و اقتدار پدرانه—از یک شخصیت تلویزیونی فراتر رفته و به بخشی از فرهنگ گفتاری مردم عراق تبدیل شده است.
نرگس محمدی، بازیگر نقش ستایش، در جشنواره بینالمللی فیلم سلیمانیه با استقبالی روبهرو شد که در ایران کمتر نظیر دارد. او خود گفت: «دو هفته پیش در سلیمانیه بودیم… مردم این سریال را دوست دارند» . این استقبال، تصادفی نیست. در اقلیم کردستان عراق بیش از ۱۰۰ کانال ماهوارهای و داخلی وجود دارد که انواع فیلم و سریال را پخش میکنند، اما سریالهای ایرانی طیف وسیعی از جامعه را به خود جذب میکنند .
دو: چرا سریال ایرانی و نه ترکی؟
پاسخ به این پرسش، در یک انتخاب فرهنگی نهفته است. خانوادههای عراقی بین سریالهای ایرانی و ترکی، سریال ایرانی را ترجیح میدهند—و دلیل آن ساده است: «مسائلی که در این مجموعهها مطرح میشود در جمع خانوادگی قابل دیدنتر است» . در حالی که سریالهای ترکی اغلب با مضامین عشق و خیانتهای پیچیده همراهاند، سریالهای ایرانی بر خانوادهمحوری، احترام به والدین، سنتها و ارزشهای اخلاقی تأکید دارند—ارزشهایی که در جامعه عراق نیز عمیقاً ریشهدارند.
این اشتراک فرهنگی، یک «پل نامرئی» ایجاد میکند. شخصیتهایی مانند حشمت فردوس با تأکید بر غیرت، خانواده و حرمت بزرگترها، برای مخاطب عراقی نه بیگانه، بلکه آشنا و قابل درکاند . مفاهیمی مانند وفاداری، توبه، گذشت و بازگشت به ارزشهای اصیل، در جامعهای که سالها جنگ و بیثباتی را تجربه کرده، تأثیر عاطفی و تربیتی خاصی دارند .
سه: از «مختارنامه» تا «یوسف پیامبر»: محبوبیت فراتر از درام خانوادگی
محبوبیت سریالهای ایرانی در عراق به «ستایش» محدود نمیشود. «مختارنامه» و «یوسف پیامبر (ع)» از محبوبترین مجموعههای نمایشی در عراق هستند . مختارنامه در ایام محرم و اربعین، حتی در موکبهای مسیر پیادهروی کربلا روی پرده میرود و تماشا میشود . موسیقی متن «یوسف پیامبر» به حدی در عراق فراگیر شده که رانندگان کامیونهای حمل کپسول گاز از آن به عنوان موسیقی برند خود استفاده میکنند .
فائزه سواری، سردبیر شبکه آیفیلم عربی، تأیید میکند که مخاطبان عراقی نهتنها این سریالها را میشناسند، بلکه «اسم کارگردانهای ایرانی را میآورند و از ما درخواست میکنند که در برنامه ویژه با آنها مصاحبه کنیم» . بازیگرانی مانند فریبرز عربنیا، داریوش ارجمند و نرگس محمدی در عراق چهرههای شناختهشدهای هستند .
چهار: دوبله لهجه عراقی؛ هوشمندی که کارساز شد
نکته کلیدی که محبوبیت سریالهای ایرانی را در عراق چند برابر کرده، دوبله به لهجه عراقی است. شبکه آیفیلم عربی، سریال «طوبی» را با ۵۴ قسمت و دوبله لهجه عراقی پخش کرد—کاری که به گفته خودشان «با هدف تعمیق فضای نزدیک به مخاطب عربی و واقعیتر کردن وقایع» انجام شد . داستان این سریال که بین سالهای ۱۹۷۱ تا ۲۰۰۳ و در بستر سفرهای اربعین میگذرد، به طور طبیعی با مخاطب عراقی پیوند میخورد.
پیش از آن نیز سریال «الهائمون» (دلدادگان) به عنوان نخستین سریال ایرانی با دوبله لهجه عراقی روی آنتن رفت . این انتخاب زبانی—نه فارسی، نه عربی استاندارد، بلکه لهجهای که مردم عراق هر روز با آن صحبت میکنند—فاصله بیننده با اثر را به حداقل میرساند.
پنج: خلأ درام خانوادگی در تلویزیون عراق
یک عامل ساختاری نیز در این محبوبیت نقش دارد: صنعت تلویزیون عراق پس از سالهای جنگ، چندان پررونق نبوده و بیشتر تولیدات داخلی یا سیاسیاند یا کمدی سبک . در چنین فضایی، سریالهای ایرانی با داستانهای درام خانوادگی و اخلاقی، «جای خالی» یک ژانر پرمخاطب را پر میکنند. خانوادههای عراقی که به دنبال محتوایی برای تماشای جمعی هستند، در سریالهای ایرانی گزینهای مییابند که هم سرگرمکننده است و هم با ارزشهایشان سازگار.
این خلأ، تنها توسط سریالهای تلویزیونی پر نمیشود. مجموعههای نمایش خانگی مانند «شهرزاد»، «جیران»، «پوست شیر» و «شکارگاه» نیز در عراق «کاملاً مورد رصد علاقمندان» هستند و تقریباً همزمان با ایران، نسخه دوبلهشده به عربی یا کردی در تلویزیونها و سایتهای پخش فیلم منتشر میشوند .
نتیجهگیری
محبوبیت سریالهای ایرانی در عراق، یک پدیده فرهنگی چندلایه است. این محبوبیت نه محصول یک کمپین تبلیغاتی، بلکه نتیجه همآوایی طبیعی ارزشها (خانوادهمحوری، اخلاق سنتی، احترام به بزرگترها)، خلأ ژانری در تلویزیون عراق، و هوشمندی در بستهبندی زبانی (دوبله لهجه عراقی) است. آنچه این پدیده را برای مدیران فرهنگی ایران تأملبرانگیز میکند، این واقعیت است که نرگس محمدی وقتی این موضوع را در ایران مطرح کرد، «باعث تعجب همگان شد حتی مدیران فرهنگی» .
سریالهای ایرانی در عراق به یک «قطب فرهنگی» تبدیل شدهاند—نه با سیاستگذاری دولتی، بلکه با انتخاب آزاد مخاطب. این بزرگترین سرمایه نرمافزاری ایران در همسایه غربی است؛ سرمایهای که اگرچه از دید مدیران فرهنگی دور مانده، اما در زندگی روزمره میلیونها عراقی حضور دارد. پرسش راهبردی این است: آیا ایران میتواند از این سرمایه—که به تعبیر یکی از کارشناسان، «ظرفیتی است که در تأملات فرهنگی بسیار جای کار دارد» —به شکلی آگاهانه و پایدار بهره ببرد، یا آن را همچنان به حال خود رها میکند؟



