ابعاد راهبردی سفر زیدی به تهران
مطالعات عراق

سفر علی الزیدی، نخستوزیر عراق، به تهران که در تاریخ 23 ژوئیه صورت گرفت را نمیتوان صرفاً در راستای روابط دوجانبه ایران و عراق ارزیابی کرد. این سفر در مقطعی انجام میشود که غرب آسیا پس از ماهها تنش و بازآرایی ژئوپلیتیکی، در مقابل مرحلهای جدید از رقابتها و تلاش آمریکا برای شکلدهی به نظم منطقهای است و عراق نیز بیش از هر زمان دیگری در مرکز این تحولات قرار گرفته است. در واقع بغداد از یکسو تلاش میکند روابط راهبردی خود با جمهوری اسلامی ایران را حفظ و تقویت کند و از سوی دیگر، همزمان مسیر گسترش همکاری با ایالات متحده، کشورهای عربی و سایر بازیگران بینالمللی را نیز دنبال مینماید.
از این منظر، سفر تهران آزمونی مهم برای سنجش میزان موفقیت سیاست «توازن فعال» دولت عراق به شمار میرود؛ سیاستی که در آن زیدی و با حمایت رهبران چارچوب هماهنگی در تلاش است تا در کنار حفظ رضایت ایران، به سمت گسترش دادن نفوذ آمریکا بهویژه در حوزه اقتصادی و جذب سرمایه پیش برود و در صورت توان میانجی میان ایران و آمریکا باشد. در چنین شرایطی، اهمیت این سفر وابسته به وضعیت سیاسی، امنیتی و اقتصادی منطقه و تأثیر آن بر سفر مذکور است. بر همین اساس در این یادداشت ابتدا به بیان نگاهی اهمیت این سفر با مقایسه سفر زیدی به آمریکا خواهیم پرداخت و سپس به توافقات صورت گرفته در این سفر خواهیم پرداخت.
اهمیت سفر تهران با توجه به سفر واشنگتن
اهمیت سفر به ایران از جهت اقتصادی از این منظر است که زیدی در حالی به تهران سفر کرد که توافقهای مختلفی با آمریکا به ارزش 60 میلیارد دلار و در زمینههای مختلف نفت و گاز و ارتباطات به امضا رسانده (منبع) و در این سفر به ایران صرفا 3 یادداشت تفاهمنامه و یک توافقنامه به امضا رسیده بود که در ادامه به آنها اشاره خواهد شد. همچنین سفر به آمریکا دارای یک پیوست سیاسی هم بود اما همین پیوست از نظر رسانهای زیر سایه مسائل و متاقشات اقتصادی قرار گرفته بود. پیوست سیاسی مذکور مرتبط با موضوع خروج نیروهای اشغالگر از عراق و موضوع خلع سلاح بوده است (منبع). با این حال به باور برخی کارشناسان در عمل و از منظر راهبردی بسیاری از توافقات صورتگرفته بستگی به حل چالش سیاسی امنیتی اصلی میان عراق و آمریکا در خصوص خروج نیروهای اشغالگر و در مقابل خلع سلاح گروههای مقاومت دارد.
اما در خصوص سفر به ایران و محتوای آن وضعیت متفاوت است و چه از نظر رسانهای و چه از نظر راهبردی این سفر زیر سایه مسائلی مانند انتقال پیام آمریکا به ایران از سوی زیدی (منبع) یا موضوع خلع سلاح گروههای مقاومت (منبع) یا موازنه میان ایران و آمریکا در روابط دیپلماتیک عراق قرار گرفته بود و از همین رو به باور برخی کارشناسان میتوان چنین برداشت نمود که سفر زیدی به ایران بسیار بیشتر دارای ابعاد سیاسی و امنیتی بوده است تا ابعاد اقتصادی و سرمایهگذاری.
ظرفیتهای احتمالی توافقات صورتگرفته میان ایران و عراق
در این سفر 3 یادداشت تفاهمنامه که از منظر حقوقی الزامآور نیستند و یک توافقنامه که از منظر حقوقی الزام آور است، به امضا رسیدند که عبارت بودند از:
- توافقنامه حملونقل زمینی بینالمللی کالا؛
- یادداشت تفاهم برای اتصال خط راهآهن کرمانشاه – خسروی – خانقین – بغداد؛
- یادداشت تفاهم خواهرخواندگی میان شهرداری بغداد و شهرداری تهران؛
- یادداشت تفاهم در زمینه مدیریت دولتی و آموزش و توسعه منابع انسانی (منبع).
اگر بررسی کوتاهی در خصوص این توافقها داشته باشیم، هر کدام از آنها در صورت پیگیری و جدیت بهویژه از سوی طرف عراقی ظرفیتهایی برای گسترش روابط میان ایران و عراق دارند. در این راستا توافقنامه حملونقل زمینی بینالمللی کالا برای نمونه در صورت اتصال به پروژه CPEC چین و پاکستان و سپس به ترکیه میتواند یک کریدور مهم هم برای ایران و هم برای عراق جهت در امان ماندن عراق از مخاطرات تنگه هرمز و دور زدن ایران در خصوص محاصره تنگه فراهم نماید. همچنین اتصال راهآهن هم میتواند منجر به توسعه تجارت خرد میان دو کشور شود و نیز یادداشت تفاهم خواهرخواندگی میان ایران و بغداد هم میتواند به همکاریهاییهایی فرهنگی و اجتماعی میان این دو شهر مانند توسعه سرمایهگذاری مشترک در زیرساختهای شهری منجر گردد و در پایان یادداشت تفاهم در زمینه نیروی انسانی هم میتواند محملی را برای ایران در خصوص تأثیرگذاری تهران در تربیت مدیران میانی متعهد به توسعه روابط ایران و عراق و نیز جبهه مقاومت فراهم آورد.



