چگونه میتوان دعوت به «انحصار سلاح در دست دولت» یا «خلع سلاح مقاومت» را تفسیر کرد؟
دكتر محمود الهاشمي

۱- طرح موضوع «انحصار سلاح در دست دولت» یا «خلع سلاح مقاومت» یکی از حساسترین و خطرناکترین پروندههایی است که تاکنون در عراق مطرح شده است؛ موضوعی که میتواند به بروز بحرانها، شکافهای سیاسی و اجتماعی، و حتی نوعی بیثباتی و آشفتگی منجر شود؛ وضعیتی که کشور در شرایط کنونی نیازی به آن ندارد.
۲- به نظر میرسد بخش قابل توجهی از نخبگان و روشنفکران خارج از روند طراحی و تدوین پروژه «خلع سلاح» یا «انحصار سلاح» قرار داشتهاند؛ زیرا اعلام این طرح از سوی برخی رهبران مقاومت، آنان را غافلگیر کرد. پروژههایی از این دست، به دلیل حساسیت و پیامدهای گسترده، نیازمند بررسی دقیق و تدریجی هستند. معمولاً چنین طرحهایی باید ابتدا بهصورت مکتوب تدوین شوند، در شوراهای تصمیمگیری جریان سیاسیِ متقاضیِ اجرای آن مورد بررسی قرار گیرند، سپس برای مطالعه و اظهارنظر در اختیار سایر گروههای مقاومت قرار داده شوند و پس از آن نیز نخبگان و کارشناسان، متناسب با حوزه تخصصی خود، از همه جنبهها آن را ارزیابی کنند. دریافت دیدگاهها، ثبت ملاحظات و انتخاب زمان مناسب برای اعلام عمومی نیز بخشی از این فرایند است. طی چنین مراحلی میتواند همه طرفها را در برابر نتایج و پیامدهای تصمیم، مسئول و پاسخگو سازد.
۳- جریان شیعی حامی پروژه «انحصار سلاح» معتقد است که اکنون زمان تقویت دولت و تحکیم نهادهای رسمی فرارسیده است و عراق نباید وارد تنشها و اختلافاتی با ایالات متحده شود که ممکن است بر روند سیاسی کشور تأثیر منفی بگذارد.
۴- در مقابل، جریان مخالف واگذاری یا محدودسازی سلاح بر این باور است که این طرح، ماهیتی کاملاً آمریکایی ـ اسرائیلی دارد. از نگاه آنان، درخواست برای خلع سلاح مقاومت به این دلیل مطرح میشود که این سلاح منافع و حضور آمریکا و اسرائیل در منطقه را تهدید میکند و در عین حال از محورهای مقاومت در ایران، لبنان، یمن و فلسطین حمایت میکند. این جریان همچنین معتقد است که برخی نیروهای سیاسیِ حامی خلع سلاح، در پی جلب رضایت آمریکا و کسب امتیازات سیاسی هستند. مخالفان این طرح تأکید دارند که تهدیدهای امنیتی همچنان پابرجاست و شرایط برای کنار گذاشتن سلاح فراهم نشده است.
۵- فضای عمومی جامعه عراق بیشتر به نفع مقاومت گرایش دارد و از نحوه تشکیل دولت رضایت ندارد. روی کار آمدن نخستوزیری که حاصل «توافق و مصالحه سیاسی» بوده و تجربه چندانی در عرصه سیاست نداشته است، با نتایج انتخابات همخوانی ندارد؛ انتخاباتی که نمایندگان مقاومت در آن ۱۰۸ کرسی به دست آوردهاند. فشارهای آمریکا مانع از آن شده است که افراد نزدیک به مقاومت به مناصب دولتی یا حکومتی دست یابند. بر همین اساس، این پرسش مطرح میشود که اگر چنین محدودیتهایی وجود داشته باشد، اساساً برگزاری انتخابات و هزینههای صرفشده برای آن چه معنایی خواهد داشت؛ گویا بهتر بود فهرست مسئولان و مدیران از سوی سفارت آمریکا تعیین و اعلام میشد.
۶- حامیان پروژه «انحصار سلاح» یا «خلع سلاح» برای توجیه دیدگاه خود به فراخوان مرجعیت درباره ضرورت انحصار سلاح در دست دولت استناد میکنند. در مقابل، مخالفان این طرح معتقد هستند که این موضعگیری مربوط به سالهای گذشته بوده و در آن زمان عمدتاً ناظر به سلاح عشایر و درگیریهای قبیلهای گسترده در جنوب عراق بوده است؛ از اینرو، نباید آن را به وضعیت کنونی و موضوع سلاح گروههای مقاومت تعمیم داد.
۷- «دیوید پترائوس» ژنرال بازنشسته آمریکایی و چهارمین رئیس پیشین سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA)، چند روز پیش به بغداد سفر کرد و با «علی الزیدی» نخستوزیر عراق، «هیبت الحلبوسی» رئیس مجلس نمایندگان، «فائق زیدان» رئیس شورای عالی قضایی و شماری از مسئولان ارشد امنیتی دیدار داشت. در این دیدارها، گفتوگوهای فشردهای درباره آینده نهادهای نظامی عراق انجام شد و نگرانی آمریکا از «حشد الشعبی» و «سلاح مقاومت» نیز مورد بحث قرار گرفت. پرسش این است که چگونه این رهبران میپذیرند با یک ژنرال آمریکایی دیدار کنند و پروندههایی را با او به بحث بگذارند که با حاکمیت و امنیت عراق ارتباط مستقیم دارد؟ اساساً او چه ارتباطی با چنین پروندههای خطرناکی دارد؟
۸- افکار عمومی عراق این پرسش را مطرح میکند که راز گشوده شدن پرونده «انحصار سلاح» و «خلع سلاح» در این مقطع چیست؛ آن هم در زمانی که کشور همچنان با چالشهای خطرناکی روبهرو است؛ بهویژه تروریسم، تحولات سوریه، افزایش تنشها در منطقه و دیگر تهدیدهای امنیتی.
۹- افکار عمومی عراق همچنین درباره علت افزایش فشارها بر گروههای مقاومت در عراق پرسش دارد؛ بهویژه پس از نقشی که این گروهها در یاری رساندن به ملت فلسطین، محورهای مقاومت و نیز حمایت از ملت ایران در زمان حمله آمریکا و اسرائیل ایفا کردند.
۱۰- آمریکاییها در جهتگیری خود برای دور کردن عراق از ایران، به هر شکل ممکن، صریح و آشکار عمل میکنند. پرسش این است: آنان چه حقی دارند که برای ما و روابط ما با کشورهای دیگر طراحی و تصمیمگیری کنند؟ آیا این دخالت در امور یک کشور دارای حاکمیت مستقل نیست؟
۱۱- در شرایطی که ایالات متحده در رویارویی با ایران و محورهای مقاومت شکست میخورد، چرا عراق باید همچنان به دنبالهروی از آن پایبند بماند؟ برعکس، از منظر «مصلحت»، عراق باید به «ایرانِ پیروز» تکیه کند، نه به «آمریکای شکستخورده».
۱۲- آیا دعوت به «دور نگه داشتن عراق از جنگهای منطقه» شعاری مبهم و چندپهلو نیست؟ برای نمونه:
• نتانیاهو از نقشه «اسرائیل بزرگ» سخن میگوید و کشورهای منطقه، از جمله عراق، را تهدید میکند.
• هواپیماهای آمریکایی از آسمان عراق برای حمله به ایران استفاده میکنند.
• اسرائیل در صحرای عراق پایگاههای نظامی ایجاد میکند.
• مخالفان مسلح ایرانی در اربیل برای حمله به ایران تجمع میکنند.
• ایالات متحده مانع از خرید هرگونه قرارداد تسلیحاتی از سوی عراق برای دفاع از آسمان این کشور میشود.
• آیا در سوریه آمادگیهایی برای حمله به عراق وجود ندارد؟
• ۱۳- آنچه از آن با عنوان «لابی آمریکایی» در درون فرایند سیاسی عراق یاد میشود، همواره با استفاده از «اهرم بانک فدرال رزرو آمریکا» تهدید میکند که در صورت مخالفت عراق با خواستهها و دیکتههای آمریکا، منابع مالی این کشور قطع خواهد شد.
• همه کارشناسان اقتصادی بر این باور هستند که بانک فدرال رزرو به اعتبار و جایگاه بینالمللی خود اهمیت میدهد و داراییهای یک کشور را توقیف نمیکند. تاکنون نیز هیچ مقام آمریکایی در بانک فدرال رزرو چنین تهدیدی را مطرح نکرده است. آنچه گفته میشود بیشتر در این حد است که «اگر مالکی را منصوب کنید، با شما همکاری نخواهیم کرد». این در حالی است که گروههای مقاومت طی چهل روز، ۶۰۰ حمله علیه مواضع آمریکا انجام دادند و آمریکا هیچ اقدام مؤثری در برابر آن انجام نداد.
• ۱۴- درباره موضوع «انحصار سلاح در دست دولت» یا «خلع سلاح»، بهویژه در درون جامعه و جریانهای سیاسی شیعه، اختلاف دیدگاهها و جدالهای گستردهای شکل خواهد گرفت. در مقابل، جریانهای سیاسی سنی و کردیِ مشارکتکننده در قدرت، صرفِ مطرح شدن موضوع انحصار یا خلع سلاح را با رضایت و استقبال فراوان دنبال میکنند.
• ۱۵- برخی تصور میکنند که جلب رضایت قدرتهای بینالمللی تنها با پذیرش خواستهها و دیکتههای آنان امکانپذیر است، بیآنکه توجه داشته باشند این قدرتها با دریافت امتیازات محدود قانع نمیشوند؛ زیرا چنین امتیازاتی را نشانه ضعف میدانند، نه نشانه اقتدار یا پایبندی به یک باور سیاسی. از این رو، این روند میتواند به مطالبه امتیازات بیشتر، دخالت در انتصابها و تصمیمات در سطوح مختلف، و در نهایت سلب بخش مهمی از حاکمیت کشور منجر شود.
• ۱۶- در تاریخ ۲۷ اکتبر ۲۰۲۵ خبری منتشر شد که در بخشی از آن آمده بود:
• «برخی مسئولان ارشد با تهدید افشای پروندههای فساد و توقیف داراییهای خود در خارج از کشور مواجه شدهاند، مگر آنکه با جهتگیریهای آمریکا همراه شوند.»
• متن خبر چنین بود:
• «عبدالستار محمد الدلیمی» عضو ائتلاف «عزم» اعلام کرد که «مارک ساویا» فرستاده ویژه ترامپ، به شماری از مسئولان ارشد در فرایند سیاسی عراق اطلاع داده است که دولت جدید عراق نباید در انتخاب متصدیان مناصب عالی و هفت وزارتخانه حاکمیتی دخالت کند.
• الدلیمی در گفتوگو با خبرگزاری «المعلومه» اظهار داشت: «فرستاده آمریکایی تأکید کرده است که انتخاب رئیسجمهور، نخستوزیر، رئیس مجلس نمایندگان، همچنین وزیران کشور، دفاع، دارایی و نفت و نیز رئیس بانک مرکزی، مطابق با دیدگاه آمریکا انجام خواهد شد و دولت منتخب اجازه دخالت در این پروندهها را نخواهد داشت؛ زیرا این مناصب از حساسیت ویژهای برخوردار هستند.»
• وی افزود: «ایالات متحده از همکاری با شخصیتهای سنی، شیعه و دیگر گروههای سیاسی در چارچوب تشکیل دولتی با امتیاز و حمایت آمریکا استقبال کرده است.» همچنین تأکید کرد که «برخی مسئولان ارشد تهدید شدهاند که در صورت مخالفت با جهتگیریهای آمریکا، پروندههای فساد آنان افشا و داراییهایشان در خارج از کشور توقیف خواهد شد.».



