الزيدی در مسیر درست است… و هدف، عراق است
دکتر لیت شبر

در سیاست عراق، مدتهاست به صحنهای تقریباً تکراری عادت کردهایم: نخستوزیری میآید و همه شروع میکنند به صحبت درباره اینکه چه کسی او را آورده، چه کسی پشتیبانش بوده و چه کسی پشت سرش ایستاده است. چند ماهی نمیگذرد که تمام بحث به نبردهای حاشیهای تبدیل میشود و وظیفه اصلی را میبلعد. به همین دلیل امروز لازم میدانم سؤال متفاوتی مطرح کنم: آیا این فرد در مسیر درست حرکت میکند یا نه؟
تا کنون، و صرف نظر از موضعگیریهای از پیش تعیین شده، برخی شاخصها شایسته تأمل آرام هستند. تغییراتی که آقای علی الزیدی در دفتر کار خود ایجاد میکند، نشاندهنده ذهنی نیست که به دنبال تکرار وضع موجود باشد، بلکه ذهنی است که سعی در ساختن تیمی نزدیک به مقتضیات مرحله جدید دارد. تفاوت بسیار است میان کسی که حلقۀ وفاداریها را گرد خود جمع میکند و کسی که به دنبال حلقهای از شایستگان میگردد. عراق سالهای طولانی را به دلیل اینکه بسیاری از مناصب حساس با منطق اعتماد شخصی اداره میشد، از دست داده است.
نکته دیگر قابل پیگیری این است که او اسیر قالبهای سنتی حاکم بر صحنه در سالهای گذشته به نظر نمیرسد. عراق به نقطهای رسیده که دیگر تفکر درون جعبه برای حل هیچ بحرانی کافی نیست؛ نه در اقتصاد، نه در خدمات، نه در امنیت و نه در مدیریت.
به نظر من، نخستین آزمون دولت در پرونده سلاح خواهد بود. نه به این دلیل که عراقیها مشکل را نمیدانند، بلکه به این دلیل که همه آن را به خوبی میشناسند. دولت تنها زمانی کامل میشود که صاحب تصمیم نهایی، حرف نهایی و قدرت نهایی باشد. هرچه دولت به ساختن یک دکترین ملی واحد برای امنیت و دفاع نزدیکتر شود، عراق به ثبات واقعی که همه به دنبال آن هستند، نزدیکتر میشود.
پرونده دوم فساد است. فساد در عراق از کارمند کوچک شروع نمیشود، بلکه از قراردادهای بزرگ شروع میشود. بررسی قراردادهای قدیمی و جدید گامی در مسیر درست است، مشروط بر اینکه با حرفهایگری و عدالت (دور از گزینشگری یا تسویه حساب) انجام شود.
عراق نیاز به جهشی واقعی در این زمینه دارد. چرا دولت یک پلتفرم الکترونیک واحد برای انتشار همه قراردادهای دولتی ندارد؟ در عصر هوش مصنوعی و دادههای باز، دیگر قابل قبول نیست که قراردادهای بزرگ در کشوها و دایرههای بسته محبوس بمانند.
در سیاست خارجی نیز تصویر مهمتر است. عراق در جزیرهای منزوی زندگی نمیکند و کل منطقه در حال بازآرایی سریع توازنهای خود است. سفر پیشبینی شده الزیدی به واشنگتن و تحرکات عربی، خلیجی و منطقهای همراه با آن، باید از منظر منافع عراق خوانده شود. عراق به صفبندیهای جدید، دشمنیهای رایگان و توهم پیروزیهای رسانهای نیاز ندارد. آنچه نیاز دارد بازگرداندن جایگاه طبیعی خود به عنوان دولتی است که به دنبال منافع خود است و روابط خود را بر اساس منفعت متقابل و احترام متقابل بنا میکند.
سالهای طولانی را صرف بحث درباره خواست این یا آن پایتخت کردیم، در حالی که مهمترین سؤال غایب بود: عراق چه میخواهد؟ چگونه سرمایهگذاریها را بازگردانیم؟ چگونه فناوری جذب کنیم؟ چگونه از آب محافظت کنیم؟ چگونه صنعت را توسعه دهیم؟ چگونه فرصتهای شغلی ایجاد کنیم؟ اینها سؤالاتی هستند که باید روی میز هر گفتگوی خارجی، چه در واشنگتن، ریاض، ابوظبی، آنکارا یا تهران، حضور داشته باشند.
من این مقاله را برای توزیع گواهیهای زودهنگام موفقیت نمینویسم. دولت تازه در آغاز راه است و مسیر پیش رو طولانی است. با این حال، انصاف ایجاب میکند اعتراف کنیم که برخی شاخصهای کنونی، این باور را تقویت میکنند که مسیر تاکنون درست است.
و هدف همچنان یک چیز بیشتر نیست.
نه الزیدی، نه دولت و نه نیروهای سیاسی.
هدف عراق است.



