صبر راهبردی ایران… چگونه تهران ترامپ را عقبنشین کرد؟
دکتر محسن حنون العکیلی

در دنیای سیاست بینالملل، نبردها اغلب پیش از آغاز، نه تنها با قدرت نظامی، بلکه با اراده، صبر و بردباری، تعیین میشوند. از مهمترین درسهایی که رویارویی ایران و ایالات متحده در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ آشکار ساخت، این است که «صبر راهبردی» ممکن است قدرتمندتر از ناوهای هواپیمابر و تأثیرگذارتر از تحریمها و تهدیدها باشد.
ترامپ با ذهنیت یک تاجر که به تحمیل شروط و دیکتههای خود عادت داشت، وارد رویارویی با ایران شد و گمان میکرد زبان تهدید برای تسلیم کردن هر کشوری در جهان کافی است. شاید اگر کشور دیگری بود، چنین میکرد، اما ایران در محاسبات سیاسی و تاریخی کشوری معمولی نبود.
ایرانیها که قرنهاست به صنعت قالیبافی دستی شهرت دارند، معنای «صبر راهبردی» را به خوبی درک میکنند. بافت یک قالی ممکن است به زمان طولانی از کار آرام و دقیق نیاز داشته باشد، و سیاست ایران نیز به همین گونه اداره میشود: نفسی طولانی، آرامش، و توانایی جذب فشارها بدون فروپاشی یا واکنش شتابزده.
ترامپ تقریباً هر روز تهدید به حمله به ایران میکرد، سپس عقبنشینی میکرد، به تأخیر میانداخت و بهانههای جدیدی برای خود مییافت. این تردید ناشی از رحمت آمریکایی نبود، بلکه نتیجه درک فزایندهای بود که ایران تسلیم تهدید نمیشود و رهبری سیاسی و نظامی آن بر یک اصل متفقالقول هستند: «تسلیم هیچاست، هر قیمتی که باشد.»
و اینجا نقطه عطف بزرگ است
ایالات متحده از پایان جنگ جهانی دوم عادت کرده بود با منطق فرماندهانه با جهان سخن بگوید و شرایط خود را با قدرت نظامی، اقتصادی یا سیاسی بر کشورهای دیگر تحمیل کند. اما آنچه با ایران رخ داد کاملاً متفاوت بود. تهران نه تنها مجبور به ارائه امتیازات نشد، بلکه جهان دید که خود واشنگتن گام به گام عقبنشینی میکند و ترامپ مجبور میشود بارها لحن و مواضع خود را تعدیل کند.
این صحنه رویدادی گذرا نبود، بلکه تحولی در نگاه جهان به ایران و همچنین به ایالات متحده ایجاد کرد. علیرغم تفاوت عظیم در قدرت نظامی، اقتصادی و اتحادهای بینالمللی، ایران موفق شد خود را به عنوان رقیبی همتراز با آمریکا تثبیت کند. ایالات متحده اروپا را به عنوان متحد و نفوذ اقتصادی و نظامی در بیشتر کشورهای جهان دارد، در حالی که ایران با محاصره، تحریمها و فشارهای مستمر روبروست، اما شکسته نشد.
ایران ضربات سختی را متحمل شد، رهبران و شخصیتهای مهمی را از دست داد و مورد بمباران شدید ایالات متحده و رژیم صهیونیستی قرار گرفت، اما در مقابل، تماشاگر نماند. او به طور مستقیم پاسخ داد، منافع آمریکا را در منطقه هدف قرار داد، معادلات جدیدی در مناقشه ایجاد کرد و ثابت نمود که دوران «بزن در رو» به پایان رسیده است.
مهمتر از همه، صبر راهبردی ایران تنها به میدانهای جنگ محدود نبود، بلکه به میز مذاکره نیز راه یافت. ایران از موضع ثبات وارد مذاکره شد، نه از موضع ترس، و به همین دلیل حاضر به چشمپوشی از اصول اساسی خود نشد.
این رویارویی باعث شد بسیاری از مردم جهان در نگاه خود به ایالات متحده به عنوان قدرتی شکستناپذیر تجدید نظر کنند. در سطح مردمی و اسلامی نیز بسیاری از مسلمانان با دیدن کشوری اسلامی که از تسلیم در برابر قدرتمندترین کشور جهان سر باز میزند و بر حاکمیت و تصمیم خود پافشاری میکند، احساس غرور کردند.
ایران ثابت کرد که صبر ضعف نیست، بلکه ممکن است خطرناکترین نوع قدرت باشد. و همچنین ثابت کرد که کشورها نه تنها به اندازه اقتصاد یا زرادخانه نظامیشان سنجیده میشوند، بلکه به اندازه تواناییشان در ایستادگی در برابر تندبادها.
در پایان، شاید ایران نه با سلاح، که اول با اراده خود، با صبر راهبردی خود، و با این باور که هر کس طولانیتر ایستادگی کند میتواند موازین قدرت را تغییر دهد، پیروز شد.



