از یک پروژه فضایی تا ترور مرموز در بروکسل؛ اسرار جرالد بول و ارتباطش با صدام حسین

جرالد بول؛ دانشمندی که رویای توپی که جهان را تغییر دهد را در سر میپروراند، اما در بروکسل به قتل رسید
در تاریخ مناقشات بینالمللی، گاهی شخصیتهایی ظاهر میشوند که به نظر میرسد بیشتر از دل رمانهای جاسوسی بیرون آمدهاند تا واقعیت. از جمله این شخصیتها، جرالد بول، دانشمند و مهندس کانادایی است که نامش با عراق و یکی از جنجالیترین پروژههای نظامی قرن بیستم، یعنی پروژه «بابل» یا «توپ غولپیکر» گره خورده است؛ پروژهای که نگرانی سازمانهای اطلاعاتی جهان را برانگیخت و با ترن صاحبش در شرایطی مرموز به پایان رسید.
آغاز یک ذهن استثنایی
جرالد بول در سال ۱۹۲۸ در کانادا متولد شد و از کودکی به ریاضیات و مهندسی علاقه نشان داد. او در سنین پایین وارد دنیای تحقیقات علمی شد و در رشته پرتابهشناسی و توپخانه (علومی که در دوران جنگ سرد اهمیت زیادی داشتند) تخصص یافت. بول به دلیل هوش استثنایی و توانایی تفکر خارج از چارچوب، به سرعت در محافل علمی شهرت یافت. در حالی که قدرتهای بزرگ روی موشکها متمرکز بودند، او متقاعد شده بود که توپهای غولپیکر میتوانند اهداف مشابهی را با هزینه بسیار کمتری محقق کنند.
پروژه HARP؛ آغاز رؤیای بزرگ
در دهه ۱۹۶۰، بول در پروژه تحقیقاتی مشترک آمریکایی-کانادایی به نام HARP (مخفف پروژه تحقیقاتی ارتفاع بالا) شرکت کرد که هدف آن استفاده از توپهای غولپیکر برای پرتاب تجهیزات علمی به لایههای بالایی جو بود. بول موفق به نتایج قابل توجهی شد، اما این پروژه بعدها با مشکلات مالی و سیاسی مواجه شد و حمایت دولتی از آن قطع گردید. این نقطه عطفی در زندگی بول بود، او به دنبال شرکای جدیدی گشت که حاضر به تأمین مالی ایدههای جنجالیاش باشند.
نظامیگری و همکاری با رژیمهای بحثبرانگیز
بول به تدریج از یک محقق آکادمیک به فردی فعال در صنایع نظامی تبدیل شد و تخصص خود را به کشورهای مختلف فروخت. او با آفریقای جنوبی (در دوران آپارتاید) همکاری کرد که برایش مشکلات قانونی به همراه داشت. در اواخر دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، روابط او با عراق به سرعت گسترش یافت.
عراق و پروژه «بابل»
در طول جنگ عراق و ایران، بغداد به دنبال سلاحهای پیشرفته بود و بول نیز به دنبال فرصتی برای تحقق رویای «توپ غولپیکر» خود. بدین ترتیب کار بر روی پروژه «بابل» آغاز شد. هدف اعلامشده این پروژه پرتاب ماهواره به فضا بود، اما برخی روایات حاکی از آن بود که این پروژه میتوانست به سلاحی راهبردی برای هدف قرار دادن اهداف دوردست تبدیل شود. این پروژه نگرانی شدید اسرائیل، آمریکا و کشورهای غربی را برانگیخت. اگرچه کارشناسان درباره واقعی بودن تهدید نظامی این توپ اختلاف نظر دارند، اما همین وجود پروژه برای ایجاد وحشت کافی بود.
ترور در بروکسل
در صبح روز ۲۲ مارس ۱۹۹۰، جسد جرالد بول در مقابل آپارتمانش در بروکسل پیدا شد. او با چندین گلوله از یک سلاح مجهز به silencer به قتل رسیده بود. از همان لحظات اولیه، انگشت اتهام به سمت موساد نشانه رفت، زیرا اسرائیل پروژه بابل را تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی خود میدانست. نظریههای دیگری نیز مطرح شد، اما هرگز هیچ نهادی رسماً به این اتهامات اعتراف نکرد. پس از قتل بول، مقامات اروپایی قطعات عظیم لولههایی که به عنوان تجهیزات صنعتی به عراق ارسال میشدند را توقیف کردند. چند ماه بعد عراق به کویت حمله کرد و عملاً رویای توپ غولپیکر به پایان رسید.
میراثی جنجالی
جرالد بول هنوز هم چهرهای جنجالی است. برخی او را نابغهای میدانند که قربانی بازی سیاسی مرگباری شد و برخی دیگر او را فرصتطلبی متهم میکنند که دانش خود را به هر قیمتی فروخت. قتل او هنوز در هالهای از ابهام است. آیا بول دانشمندی رؤیاپرداز بود که از زمان خود جلوتر بود؟ یا مهندسی که در مسابقه تسلیحاتی خطرناکی شرکت کرد؟ آیا به خاطر نزدیکی بیش از حد به تحقق رؤیایش ترور شد؟ یا صرف وجودش به تهدیدی غیرقابل تحمل تبدیل شده بود؟ این پرسشها همچنان بیپاسخ ماندهاند.



