ترامپ و قمار روی برگهی جزیرههای آتش
عباس الزيدي

اولاً، ترامپ صهیونیستها را در باتلاق بزرگی انداخت که راه فراری از آن باتلاق، سرخوردگی و شرطبندیِ باخته نیافتند. او و همپیمانانش در سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران شکست خواهند خورد و به خواست خدا دست از پا درازتر بیرون خواهند رفت و به هیچ یک از اهدافش نخواهد رسید.
ثانیاً، ترامپ در حالی که با بیشرمی التماس کمک میکند و آبروی خود را میریزد و با افول جایگاه آمریکا در ترازوی قدرت جهانی، آبروی آمریکا را نیز میبرد، جز یک برگ برنده آخر برایش نمانده است که با وجود هزینه گزافش، آن را بهانهای برای خروج از مصیبتهایش و ترک منطقه با تمام اصطبلها و آغلهای خیانت و باجگیری (پایگاهها) برای همیشه تلقی خواهد کرد.
ثالثاً، جزایر جهنم
این برگ برنده در طرح احمقانه ای خلاصه میشود که میتوان آن را «جزایر جهنم» نامید. او به دنبال یکی از گزینههای باخت است:
۱. اشغال جزیره خارک که جهنمی را خواهد دید که قبلاً نصیب سربازانش نشده است.
۲. ایجاد جای پا از طریق پیاده شدن در برخی از جزایر ایرانی که چیزی فراتر از گورستان سربازانش نخواهد بود.
۳. به آتش کشیدن ساحل ایران که بر نوار ساحلی در طرف مقابل تأثیر میگذارد و چه بسا برخی از کشورها از نقشه محو شوند.
رابعاً، رویاهای بوکسور
۱. ناو بوکسور و مجموعه کشتیهای پشتیبانی پیادهسازی که ۴۵۰۰ تفنگدار دریایی را حمل میکنند، خوشحال از این که در خشکی کشته شوند، مگر اینکه طعمه کوسهها شوند.
۲. این کشتی و سرنشینانش در ابتدا در بندر عقبه اردن مستقر میشوند و بخشی از این نیرو از طریق زمینی به خاک عربستان منتقل میشود، در حالی که بوکسور و کشتیهای پیادهسازی و مابقی نیروها از بندر ینبع به دریای عرب میروند.
۳. با پوشش هوایی و توپخانه دریایی و ساحلی، هلیکوپترهای پیادهسازی هوایی، هاورکرافتهای دوزیست و کشتیهای پیادهسازی دریایی تحت پوشش آتش سنگین به سمت:
الف) محور عملیاتی (برای مشغولسازی) برای تسلط بر برخی از جزایر کوچک ایرانی به منظور اعمال فشار و پراکنده کردن تلاش نیروهای ایرانی.
ب) محور اصلی که به سمت جزیره خارک میرود، چه برای اشغال آن و چه برای محاصره آن و نزدیک شدن به دهانه تنگه هرمز.
۴. توسعه حمله در صورت دستیابی به هرگونه پیشرفت در یکی از محورها برای ایجاد سرپل زمینی برای پیشروی یا به سمت ساحل ایران یا به عمق زمینی انرژی، تأسیسات نفتی، سکوهای بارگیری و برخی از بنادر.
رابعاً، کمینگاههای مرگ
۱. جمهوری اسلامی ایران برای هر فرضیه و هر ماجراجویی دشمن، طرحهای اصلی و جایگزین تهیه کرده است.
۲. برنامهریزی استراتژیک ایران اسلامی و کشاندن دشمن به مناطق کشتار از طریق کنترل هوشمندانه بر تنگه هرمز از پیش طراحی شده بود و با دقت بسیار بالایی محاسبه شده است.
۳. لبههای جلویی درگیری با تمرکز بر شکار کشتیهای پشتیبانی قبل از کشتیهای پیادهسازی برای قطع ریشه اشغال و نابودی کامل نیروهای دشمن، محاسبات خود را دارند.
۴. شاید در برخی از مناطق شاهد جنگ تن به تن باشیم و سربازان اسلام در ایران اشتیاق زیادی برای کشتن اشغالگران دارند.
۵. نیروی مرگبار و استقبال آتشین پیشگیرانه، به طوری که جمهوری اسلامی از همان لحظه اول ورود نیروها به بندر عقبه و ینبع یا از طریق نفوذ زمینی از طریق عربستان، شروع به از بین بردن نیمی از نیروها خواهد کرد، بلکه شاهد رعد و برقی خواهیم بود که قبل از عبور از آستانه باب المندب بر کشتیهای پیادهسازی فرود میآید.
خامساً، هشدار ایران قبل از جهنم و سقر
۱. جمهوری اسلامی صریحاً به همه کسانی که به خود اجازه میدهند به نیروهای صهیونیستی-آمریکایی متجاوز و ظالم کمک کنند، هشداولاً: ترامپ، صهیونیستها را در باتلاق بزرگی انداخت که راه فراری از آن لجنزار، سرخوردگی و شرطبندی باخته نیافتند. او و همپیمانانش در سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران نیز با دست خالی و بدون دستیابی به هیچیک از اهدافشان ناکام خواهند ماند، انشاءالله.
۲. اگر ترامپ دست به این ماجراجویی بزند، من قاطعانه معتقدم که بیش از دو سوم آن نیروها نابود خواهند شد، زیرا مجاهد ایرانی میخواهد عطش خود را فرو نشاند. جنگهایی که بر ایران تحمیل شد را فراموش نکنیم که چگونه گروههای مجاهدین پابرهنه روی میدانهای مین میدویدند.
۳. آنچه که برخی از دولتهای کوچک و نظامها در این نبرد و تجاوز درک نکردهاند، این است که این امر پرده از وجود آنها برخواهد داشت و دیگر نام و نشانی و پرچمی از آنها نخواهیم دید، از جزایر فیلکه و بوبیان کویت گرفته تا راس الخیمه امارات و آنچه پنهان است، بزرگتر است.



