بان زیاد.. آیا قرار است مهسا امینی عراق باشد یا پیراهن تازهی عثمان؟!
علی جاسب الموسوي

خداوند سرکار خانم دکتر بان زیاد را بیامرزد… یک تراژدی انسانی بود که پرهیز از بهرهکشی را واجب میکند، نه تبدیل خون به پرچم… حقیقت، بر سر چهارراهها عرضه نمیشود، بلکه در گزارش پزشکی قانونی و حکم دادگاه برمیآید که: خودکشی بود یا قتل؟ حقیقت با دلیل و مدرک پس از صدور رأی نهایی مراجع ذیصلاح شناخته میشود… نه با فریاد.
آنچه امروز میبینیم تلاشی برای کپیبرداری از مدل «مهسا امینی» به سبک عراقی است… یا بلند کردن «پیراهن عثمان» برای ایجاد فتنه و شعلهور کردن خیابانی خسته در زمانی حسابشده… شعارهای فریبنده که به نام انصاف ارائه میشوند… اما هدفشان بیعدالتی نیست، بلکه هرج و مرج است… و تحریک احساسات عمومی به جای آگاهیبخشی. اینگونه است که حوادث فردی به ابزاری برای اخاذی از دولت و تضعیف اعتماد به نهادها تبدیل میشوند.
و کسانی که از امروز در تظاهرات حاضر شدهاند و حقوق او یا موارد مشابه را مطالبه میکنند، چیزی جز گروهی از دلقکمآبان و فرصتطلبان نیستند… گروهی از زنان و به همراه آنان مردنماهایی که против قانون جعفری بودند… آنان شناختهشده و توسط سازمانهای مرتبط با سفارت آمریکا و انگلیس و دیگران حمایت میشوند… و هیچ ارتباطی با حقیقت عدالت یا احترام به خون او ندارند.
عدالت برای روح دکتر بان به معنای سه چیز است:
۱/ شفافیت کامل در روند تحقیق و نتایج آن.
۲/ مرجعیت انحصاری دادگستری و پزشکی قانونی… نه اتاقهای تاریک و رسانههای مغرض.
۳/ دستکشیدن از سیاسیسازی درد و تبدیل آن به سوخت فتنهای جدید.
دکتر بان زیاد، پرچمهای اعتراضی جدید برای بلند کردن نیست… بلکه حقیقتی است که باید محترم شمرده شود. انصاف او با عدالت است نه با فتنه… و با حقیقت است نه با شعارها.
مرکز دراسات الشهيد الخامس



