بسته شدن گذرگاه مرزی الشیب با ایران؛ اقدام تاکتیکی یا اعتراف به خلأ حاکمیت؟

بسته شدن گذرگاه مرزی الشیب با ایران از صبح چهارشنبه ۲۱ اکتبر، در حالی با توجیه «دلایل فنی» از سوی برخی منابع محلی اعلام شد که این اقدام در بستر فشارهای منطقهای و بینالمللی بر بغداد قابل ارزیابی است. منتقدان میپرسند آیا این تصمیم واقعاً یک اقدام مستقل عراقی برای کنترل مرزها است یا تسلیم در برابر خواستههای آمریکا که همواره به دنبال محدود کردن روابط همسایگی ایران و عراق بوده است؟
بر اساس ادعای برخی منابع، این گذرگاه محلی برای انتقال سلاح و قطعات پهپاد بوده است؛ ادعایی که بهانهای برای توجیه این بسته شدن فراهم کرده است. اما پرسش اساسی اینجاست: آیا برای بستن یک گذرگاه رسمی مرزی، همین ادعاهای اثباتنشده کافی است؟ در حالی که ایران همواره ثابت کرده است که نه تنها منبع صدور تروریسم به عراق نبوده، بلکه در خط مقدم مقابله با تروریسم داعش در کنار عراق ایستاده است. در مقابل، واقعیتهای میدانی نشان میدهد که تروریسم همواره از سوی همسایه غربی و از طریق مرزهای ناامن با سوریه و اردن به عراق سرازیر شده و جان هزاران شهروند عراقی را گرفته است. بنابراین، طرح اتهاماتی علیه ایران برای توجیه یک اقدام مرزی، نه با منطق امنیتی سازگار است و نه با سوابق همکاریهای راهبردی دو کشور.
دولت عراق اعلام کرده است که سایر گذرگاهها نیز بهتدریج بسته خواهند شد و تنها دو گذرگاه برای کنترل قاچاق باز خواهند ماند. اما این اقدام بدون شفافیت و به بهانه «دلایل فنی»، این شائبه را ایجاد میکند که بغداد تحت فشارهای بیرونی و بهجای اجرای یک استراتژی مستقل، تسلیم خواستههای آمریکا شده است. حاکمیت واقعی عراق زمانی ثابت میشود که بغداد بتواند تصمیمات خود را بر اساس منافع ملی و همسایگی اتخاذ کند، نه در سایه فشارهای خارجی. مرزهای عراق نباید میدان رقابت قدرتهای خارجی باشد و روابط با همسایه غربی (ایران) باید بر پایه احترام متقابل و منافع مشترک حفظ شود. شفافیت در این پرونده و پرهیز از دامن زدن به اتهامات بیاساس علیه ایران، ضرورتی حاکمیتی برای دولت عراق است.



