از خیمه صفوان عراق ۱۹۹۱ تا یادداشت تفاهم ایران ۲۰۲۶؛ تفاوت میان امتیازات شکست و دستاوردهای پایداری
ضیاء ابو معارج الدراجی

در خوانش تاریخ سیاسی منطقه، تفاوتهای آشکاری میان لحظات شکست و لحظات پایداری، میان امتیازدهی در زیر بار شکست و مذاکره از موضع ثبات و قدرت، به وضوح قابل مشاهده است. در میان این دو الگو، دو تجربه به روشنی خودنمایی میکند: تجربه عراق در چادر صفوان، و تجربه جمهوری اسلامی ایران در یادداشت تفاهم اخیر که توسط میانجیگری پاکستان با ایالات متحده اعلام شد.
از خیمه صفوان، عراق در حالی بیرون آمد که سنگینبار از نتایج جنگی ویرانگر بود و در حالی پای میز مذاکره نشست که آثار شکست نظامی را بر دوش میکشید. شروط آن زمان حاصل مذاکره برابر نبود، بلکه بازتاب مستقیمی از موازنه قوایی بود که پیروز آمریکایی آن را تحمیل کرد. به دنبال آن، محاصره فراگیری رخ داد که سالهای طولانی به طول انجامید و بر اقتصاد، ساختار اجتماعی و سیاسی تأثیر گذاشت و کشور را وارد مرحله فرسایش عمیق کرد. همچنین ترتیبات مرزی و سیاسی جدیدی با کویت، عربستان سعودی و اردن در چارچوب بینالمللی تحمیل شد که در آن عراق محاصره شده و در حرکت و تصمیم خود مقید بود.
این صحنه از نظر بسیاری، الگویی روشن از آن چیزی بود که شکست میتواند با دولتی که از جنگی بیرون آمده بدون آنکه توانایی تحمیل شروط خود یا حفظ دستاوردهایش را داشته باشد، انجام دهد. این روند نهایتاً به سقوط نظام آن در سال ۲۰۰۳ انجامید.
در مقابل، الگوی ایرانی از نظر شکل، محتوا و نتایج متفاوت بود. بر اساس آنچه میانجیگری پاکستان درباره یادداشت تفاهم میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد، نتایج به شرح زیر بود:
-
لغو تحریمها علیه ایران
-
آزادی نسبی اموال بلوکه شده ایران
-
آتشبس فراگیر در همه جبههها و خروج اسرائیل از لبنان
-
باقی ماندن اورانیوم در ایران با ادامه تأسیسات هستهای
-
ایجاد صندوق جبران خسارت به ارزش ۳۰۰ میلیارد دلار به نفع ایران
-
رفع محاصره آمریکا علیه جمهوری اسلامی
-
اعطای نقش محوری به ایران در مدیریت تنگه هرمز و وضع عوارض خدمات دریایی در آینده
این بندها، همانطور که در بستر سیاسی خود دیده میشوند، نشاندهنده گذار ایران از موقعیت کشور محاصره شده به موقعیت کشور مؤثر در شکلدهی توازنهای منطقهای هستند، نه کشوری تابع آنها.
تفاوت اساسی میان این دو تجربه نه تنها در محتوای توافقها، بلکه در ماهیت لحظه تاریخیای است که آنها را ایجاد کرده است. در حالی که چادر صفوان نمایانگر لحظه شکست زیر فشار جنگ و محاصره بود، یادداشت تفاهم ایران تجسمبخش لحظه صعود سیاسی بود که در آن تهران معادلات خود را از طریق پایداری طولانی و مدیریت توازنهای منطقهای تحمیل کرد.
جمهوری اسلامی توانست طی سالها فشار و تحریم، الگویی مبتنی بر تبدیل چالشها به برگهای قدرت بسازد. مذاکرهکننده ایرانی نقش اساسی در ترجمه این پایداری به نتایج سیاسی ملموس، با بهرهگیری از ثبات جبهه داخلی و استحکام موضع راهبردی ایفا کرد.
همچنین، پایداری مردم ایران عامل تعیینکنندهای در این مسیر بود؛ چراکه تبعات محاصره و فشارهای اقتصادی را تحمل کردند بدون آنکه اجازه فروپاشی دولت یا عقبنشینی پروژه آن را بدهند. فداکاریهای رهبر شهید، علی خامنهای (رضوان الله علیه)، یکی از پایههای فکری و سیاسی بود که این رویکرد مبتنی بر عدم عقبنشینی در برابر فشارها را تثبیت کرد.
در مقابل، نتایج آن مرحله بر رژیم صهیونیستی به گونهای متفاوت ظاهر شده است. به جای دستیابی به اهدافی که از طریق فشارهای نظامی و سیاسی به دنبال آن بود، خود را با واقعیتی جدید و پیچیدهتر روبرو یافت؛ توانایی تحمیل شروط آن کاهش یافت و تصویر آن در برابر افکار عمومی جهانی لرزانتر شد، در شرایطی که موازنه نفوذ سیاسی در منطقه دگرگون شده است.
اما ایالات متحده در این بستر، به نظر میرسد با معادله جدیدی روبرو شده که واقعیات آن را تحمیل کرده است. ابزارهای فشار سنتی دیگر به تنهایی قادر به تعیین نتایج نهایی در سایه ظهور الگوهای مقاومت مستحکمتر در مدیریت مناقشه نیستند.
مقایسه میان صفوان و یادداشت تفاهم، صرفاً مقایسه دو توافق نیست، بلکه مقایسه دو لحظه تاریخی است: لحظه نظامی که از جنگی سنگینبار از شکست خارج شد تا جایی که سقوط کرد، و لحظه نظام دیگری که توانست از رویارویی طولانی بیرون آید در حالی که پروژه و دستاوردهای راهبردی خود را حفظ کرده است.
ایران طرف شکستخورده در معادله پایانی نبود، بلکه طرفی بود که توانست پایداری را به نتایج سیاسی تبدیل کند و موقعیت خود را در منطقه و جهان بازآرایی نماید، در حالی که تجارب دیگر گواه آن چیزی هستند که شکست وقتی شروط آن بدون توانایی تعادل تحمیل شود، به بار میآورد.
بدین ترتیب، تاریخ همچنان گواه است که کشورها نه فقط به آنچه در نبردها از دست میدهند، بلکه به آنچه از حاکمیت، پروژه و توانایی تداوم حفظ میکنند، سنجیده میشوند.



