اسپایکر میان جنایت و پدیده

تاریخ:

اسپایکر میان جنایت و پدیده

نویسنده: ماجد الشویلی

نام «اسپایکر» در اصل هیچ دلالتی بر فاجعه هولناکی که برای دانشجویان دانشکده نظامی این سرزمین رخ داد، نداشت. اما با گذشت زمان، این نام مترادف با جنایت شد، تا جایی که گویی رابطه میان آنها بدیهی فرض می‌شود. آیا این مفهوم در آگاهی جمعی تثبیت شده تا توجهات را از جنایتکاران واقعی و از بستر فکری و اجتماعی که جنایت را تولید کرد، منحرف سازد؟

اسپایکر یک جنایت منزوی نیست که با پایان یافتن لحظات خونینش تمام شود. این جنایت هر روز به شکل‌ها و صورت‌های گوناگون (سیاسی، فرهنگی و اجتماعی) تکرار می‌شود. این فاجعه بیانگر عمق شکافی بود که جامعه را می‌بلعد و فاصله بسیار میان اراده خیر و اراده شر نهفته در این کشور را آشکار ساخت.

این یک جنایت جنایی سنتی نیست که پس از قصاص جنایتکاران پرونده آن بسته شود. این فاجعه تجلی مناقشه طولانی از انباشت تاریخی و روایت‌های طایفه‌ای و قومی است که فرآیند سیاسی نتوانسته آنها را مهار کرده و در پروژه ملی جامع ادغام کند.

اسپایکر نه تنها فاجعه گروهی از قربانیان، بلکه فاجعه وطنی است که به فجایع عادت کرده، تکرار آنها را پذیرفته و در بازتولید آنها با نام‌ها و عناوین مختلف ماهر شده است.

نظام عوض شد، اما نظام فکری و اجتماعی که نفرت تولید می‌کند به اندازه کافی تغییر نکرد. گمان می‌رفت که انصاف مظلوم صرفاً با حاکم شدن او محقق می‌شود و بسنده کردن ستمگر به محکوم بودن کافی است. فراموش کردیم که ریشه‌های عمیق‌تر کینه‌ها و تعصب‌های ریشه‌دار در نفوس است.

اگر ریشه‌کن کردن حزب بعث برای حفاظت از میهن ضروری است، کدام یک اولویت بیشتری دارد: تشکیلات سیاسی یا ایده طایفه‌گری که به هر شکلی درمی‌آید و در هر عصری ظرف جدیدی برای خود می‌یابد؟

به ما گفته شده است که میهن به تسامح و آشتی و نصیحت برادرانه نیاز دارد. این حقیقت غیرقابل انکاری است. اما اقرار و اعتراف و راستگویی و مسئولیت‌پذیری کجاست؟ ساختن میهن بر عبور از زخم‌ها با سکوت استوار نیست، بلکه بر مواجهه با آنها با حقیقت، اعتراف و انصاف استوار است.

خطرناک‌ترین جنبه فاجعه اسپایکر این است که در روز وقوع جنایت آغاز نشد و به مرزهای آن ختم نشد. این فاجعه در ذهنی آغاز می‌شود که نفرت را توجیه می‌کند، در گفتمانی که تفرقه را تغذیه می‌کند و در تربیتی که به جای شهروندی، دشمنی را می‌کاراند.

آن کودکی که اسلحه به دست گرفت و آن را به سوی سر برادرش در میهن نشانه رفت، آیا بعثی بود؟ آیا از ظلم قدرت رنج برده بود؟ آیا تاریخ را خوانده و پیچیدگی‌های آن را درک کرده بود؟ یا او نیز قربانی تربیت وحشیانه‌ای بود که نفرت را در وجدانش پیش از آنکه معنای میهن را بیاموزد، کاشت؟

به همین دلیل، انتقام واقعی از قربانیان اسپایکر نه در قصاص، بلکه در ریشه‌کن کردن ریشه‌های فکری و اخلاقی است که جنایت را تولید کرد. ریشه‌کن کردن طایفه‌گری از نفوس پیش از نهادها، از فرهنگ پیش از سیاست، از برنامه‌های درسی پیش از شعارها.

طایفه‌گری را ریشه‌کن کنید تا برای قربانیان اسپایکر انتقام گرفته باشید.

طایفه‌گری را ریشه‌کن کنید تا از تکرار اسپایکر جلوگیری کرده باشید.

طایفه‌گری را ریشه‌کن کنید تا دیگر نیازی به ریشه‌کن کردن عنوان دیگری نداشته باشید.

آن را از رگها ریشه‌کن کنید تا عراق زنده بماند.

مرکز مطالعاتی الشهید الخامس

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here

پست را به اشتراک بگذارید:

عضویت در خبرنامه

spot_img

محبوب

مطالب مرتبط
مطالب مرتبط

گزارش آمریکایی: کنگره حمایت نظامی از عراق را به مهار گروه‌های مسلح مشروط می‌کند

گزارش آمریکایی: کنگره حمایت نظامی از عراق را به...

بازتابی تحلیلی-انتقادی از گزارش اسرائیلی «مکومیت»: بازخوانی رابطه ایران و «حلفای» منطقه‌ای

بازتابی تحلیلی-انتقادی از گزارش اسرائیلی «مکومیت»: بازخوانی رابطه ایران...

بخش دوم: فرودگاه بین‌المللی بغداد (BIAP) – معرفی فرودگاه‌های بغداد

بخش دوم: فرودگاه بین‌المللی بغداد (BIAP) – قلب تپنده...

تلاش‌های زیدی برای مبارزه با فساد؛ اقدامی واقعی یا گام‌هایی تبلیغاتی؟

تلاش‌های زیدی برای مبارزه با فساد؛ اقدامی واقعی یا...