از قویترین ارتش عربی تا ارتشی فرسوده؛ چگونه حمله به کویت نهاد نظامی عراق را از هم پاشاند؟
نویسنده: ایهاب مقبل

هنگامی که جنگ ایران و عراق در سال ۱۹۸۸ پایان یافت، عراق از یکی از طولانیترین جنگهای متعارف قرن بیستم بیرون آمد و صاحب ارتشی شد که از نظر تعداد و تجهیزات، یکی از بزرگترین ارتشهای جهان به شمار میرفت. این ارتش بیش از یک میلیون سرباز (شامل نیروهای فعال و ذخیره)، هزاران تانک و خودروی زرهپوش، یک نیروی هوایی بزرگ و همچنین تجربه رزمی کسبشده در هشت سال جنگ را در اختیار داشت.
اما این قدرت نظامی دوام نیاورد. در دوم اوت ۱۹۹۰، صدام حسین تصمیمی گرفت که بسیاری از مورخان و تحلیلگران آن را یکی از پرهزینهترین تصمیمات نظامی و سیاسی در تاریخ مدرن عراق میدانند: دستور حمله به کویت. این تصمیم، ارتش عراق را درگیر رویارویی با ائتلافی بینالمللی به رهبری واشنگتن کرد و بخش بزرگی از تواناییهای نظامی آن را نابود ساخت. پس از آن، محاصره اقتصادی طولانیمدت، توانایی توسعه و نوسازی ارتش را فلج کرد و سرانجام، نهاد نظامی عراق در سال ۲۰۰۳ به طور رسمی منحل شد.
ارتش عراق پس از جنگ با ایران: نیرویی عظیم با بهایی گزاف
ارتش عراق در اواخر دهه ۱۹۸۰ از نظر اندازه و قدرت زمینی، یکی از بزرگترین ارتشهای جهان بود. تعداد نیروهای عراقی بیش از یک میلیون نفر، شامل چهار هزار تانک، هزاران خودروی زرهپوش و قطعات توپخانه، و یک نیروی هوایی بزرگ (با جنگندههایی مانند میگ-۲۹، میگ-۲۳، سوخو-۲۲، سوخو-۲۵ و میراژ اف۱) بود. جنگ با ایران نیز تجربه گستردهای در جنگهای متعارف (به ویژه استفاده از زرهپوشها، توپخانه و عملیات گسترده زمینی) به ارتش داد.
اما این قدرت نظامی هزینههای اقتصادی هنگفتی داشت. عراق منابع عظیمی را در جنگ هزینه کرد و مجبور به استقراض از کشورهای عربی و خارجی شد و پس از سال ۱۹۸۸ با بحران مالی شدیدی روبرو گردید. خود ارتش نیز نیازمند نگهداری و بهروزرسانی مداوم بود که با کاهش منابع مالی، دشوار میشد.
تصمیم حمله به کویت: هنگامی که ارتش وارد جنگی حسابنشده شد
در دوم اوت ۱۹۹۰، نیروهای عراقی وارد کویت شده و در مدت کوتاهی بر آن مسلط شدند. از منظر صرفاً نظامی، ارتش عراق برتری قاطعی بر ارتش کویت داشت. اما مشکل اصلی، اشغال کویت نبود، بلکه مدیریت واکنش بینالمللی بود. رهبری عراق گمان میکرد جهان واقعیت را میپذیرد یا اختلافات قدرتهای بزرگ از مداخله نظامی گسترده جلوگیری میکند. اما محاسبات به سرعت تغییر کرد و ائتلافی بینالمللی به رهبری واشنگتن تشکیل شد تا عراق را به عقبنشینی وادار کند. بر اساس شهادتهای افسران ارشد عراقی (مانند سرتیپ رعد مجید الحمدانی)، تصمیم حمله یک تصمیم سیاسی بود که در حلقه رهبری عالی گرفته شد و حاصل ارزیابی جامع نظامی از سوی ستاد کل نبود. به این ترتیب، ارتش عراق خود را در برابر یکی از بزرگترین ائتلافهای نظامی تاریخ مدرن یافت.
طوفان صحرا: آغاز فروپاشی قدرت نظامی عراق
در ژانویه ۱۹۹۱، عملیات «طوفان صحرا» آغاز شد و ائتلاف کارزار هوایی فشردهای را به مدت بیش از یک ماه به راه انداخت. این کارزار فقط بمباران سنتی نبود، بلکه جنگی مبتنی بر برتری کامل فناوری بود که مراکز فرماندهی، پایگاههای هوایی، انبارهای مهمات و شبکههای ارتباطی را هدف قرار داد. ارتش عراق با وجود تعداد زیاد نیروها، در برابر دشمنی با برتری کامل هوایی و تواناییهای پیشرفته اطلاعاتی، ناتوان بود. این حملات، یگانهای عراقی مستقر در کویت را منزوی، خطوط تدارکاتی آنها را قطع و توانایی پاسخگویی آنها را تضعیف کرد. هنگامی که عملیات زمینی در فوریه ۱۹۹۱ آغاز شد، بیشتر یگانهای عراقی در عرض چند روز فروپاشیدند و مجبور به عقبنشینی از کویت شدند. جاده المطلاع در شمال کویت (که بعدها «جاده مرگ» نام گرفت) به نمادی از حجم خسارات ارتش عراق در هنگام عقبنشینی تبدیل شد، زیرا کاروانهای نظامی مورد بمباران شدید قرار گرفتند.

خسارات نظامی عراق: نابودی زرادخانهای که در طول دههها ساخته شده بود
خسارات ارتش عراق در جنگ خلیج فارس بسیار زیاد بود و تنها به شکست در نبرد محدود نمیشد، بلکه شامل نابودی بخش بزرگی از قدرت نظامی ساختهشده طی سالهای جنگ با ایران بود. بر اساس برآوردهای وزارت دفاع آمریکا و مطالعات نظامی غربی، عراق طی جنگ خلیج فارس حدود سه هزار تا سه هزار و هفتصد تانک، بیش از دو هزار خودروی زرهپوش و نفربر، و حدود دو هزار قطعه توپخانه را از دست داد. نیروی هوایی عراق نیز خسارات زیادی متحمل شد و تعداد زیادی از هواپیماهای نظامی منهدم یا از خدمت خارج شدند، در حالی که بیش از ۱۳۰ هواپیمای عراقی برای فرار از بمباران به ایران گریختند و پس از پایان عملیات در آنجا ماندند. تلفات انسانی نیز با توجه به منابع مختلف متفاوت است، اما بیشتر مطالعات نظامی به کشته شدن دهها هزار سرباز عراقی و اسارت حدود ۸۰ هزار نفر دیگر اشاره دارند. زیرساختهای نظامی عراق (پایگاههای هوایی، مراکز فرماندهی، انبارهای مهمات و شبکههای ارتباطی) نیز به شدت آسیب دیدند که توانایی ارتش را برای انجام عملیات گسترده پس از جنگ تضعیف کرد. علاوه بر تلفات مادی، بخشی از تجربه نظامی انباشتهشده طی سالهای جنگ ایران و عراق نیز از بین رفت و فرماندهی ارتش با تغییرات گستردهای روبرو شد که بر انسجام نهاد نظامی تأثیر گذاشت.
ترس در نهاد نظامی: برکناریها، اعدامها و سوءظنها
پس از جنگ، صدام حسین دست به بازسازی نهاد نظامی زد و برخی از فرماندهان را مسئول شکست دانست. در آن دوره، گزارشهای بینالمللی از بازداشت و اعدام افسران عراقی به دلیل مخالفت با حمله به کویت یا امتناع از اجرای دستورات خبر دادند. خبرگزاری رویترز در نوامبر ۱۹۹۰ به نقل از یک افسر عراقی فراری گزارش داد که صدام حسین دستور اعدام ۱۲۰ افسر و شش ژنرال را به دلیل مخالفت با حمله صادر کرده است. اما این روایت هرگز به طور قطعی اثبات نشد و اسامی یا شرایط اعدام آنها در اسناد پس از سقوط نظام ظاهر نشد. آنچه مسلم است، بازسازی گسترده نهاد نظامی پس از جنگ خلیج فارس، شامل کنار گذاشتن برخی فرماندهان و افسران و همچنین وقوع بازداشتها و اعدامهایی در مراحل مختلف حکومت صدام بود. نظام به دلیل ترس از کودتا، به جای اتکا به نهاد نظامی سنتی، بر دستگاههای امنیتی، گارد جمهوری و نیروهای ویژه وفادار به خود تکیه کرد. این امر ماهیت ارتش عراق را تغییر داد و وفاداری سیاسی به نظام را به عامل اصلی در انتخاب فرماندهان تبدیل کرد و استقلال نهاد نظامی را تضعیف نمود.
تحریمهای بینالمللی: ارتشی که از توسعه بازماند
پس از جنگ خلیج فارس، شورای امنیت سازمان ملل تحریمهای اقتصادی شدیدی را علیه عراق اعمال کرد که یکی از مهمترین عوامل تضعیف ارتش عراق در دهه ۱۹۹۰ بود. عراق از خرید سلاحهای مدرن یا تأمین قطعات یدکی برای بسیاری از تجهیزات خود منع شد و با گذشت زمان، تعداد زیادی از تانکها و هواپیماها به دلیل کمبود نگهداری از کار افتادند. آموزش نظامی کاهش یافت، توانایی ارتش برای انجام مانورهای گسترده از بین رفت و ارتش از یک نیروی هجومی عظیم به یک نیروی دفاعی محدود با کمبود تجهیزات و فناوری تبدیل شد.
قیام ۱۹۹۱: فرسایش جدید ارتش
بلافاصله پس از جنگ خلیج فارس، قیامهای مردمی گستردهای در چندین شهر عراق (آغاز از جنوب و سپس شمال) علیه دولت بغداد رخ داد. این رویدادها منجر به مداخله ارتش و گارد جمهوری برای بازپسگیری کنترل شد و فرسایش بیشتری به نهاد نظامی وارد کرد. همچنین، این وقایع تأثیر عمیقی بر ارتش گذاشت و رهبری سیاسی را بیش از پیش از احتمال کودتا هراسناک ساخت و به موازنه قدرت میان ارتش، دستگاههای امنیتی و گارد جمهوری انجامید.
سال ۲۰۰۳: پایان کامل نهاد نظامی عراق
تا سال ۲۰۰۳، ارتش عراق دیگر آن ارتشی نبود که در سال ۱۹۸۸ از جنگ با ایران خارج شد. بیشتر تواناییهای خود را از دست داده بود، آمادگیاش کاهش یافته و تجهیزاتش در مقایسه با ارتش آمریکا قدیمی شده بودند. هنگامی که واشنگتن حمله به عراق را آغاز کرد، نیروهای عراقی به سرعت در برابر برتری نظامی آمریکا فروپاشیدند. پس از سقوط بغداد در سال ۲۰۰۳، پل برمر، حاکم مدنی آمریکا، فرمان شماره ۲ (مربوط به انحلال نهادها) را صادر کرد که به انحلال وزارت دفاع، ارتش عراق و نیروهای مرتبط با نظام پیشین انجامید. به این ترتیب، نهاد نظامی که تنها یک دهه و نیم پیش یکی از بزرگترین نهادهای نظامی منطقه بود، به دلیل جنگ خلیج فارس، تحریمهای بینالمللی و کاهش تواناییهای رزمی، به طور رسمی پایان یافت.
نتیجهگیری
حمله به کویت نقطه عطفی در تاریخ ارتش مدرن عراق بود. ارتش عراق در عرض چند سال، از یک نیروی عظیم نظامی که از جنگی طولانی با ایران بیرون آمده بود، به نهادی فرسوده تبدیل شد که بیشتر تواناییهای خود را به دلیل جنگ، تحریمها و درگیریهای داخلی از دست داده بود. یک تصمیم سیاسی واحد، ارتش عراق را وارد رویارویی با دشمنی کرد که از نظر فناوری و تواناییهای هوایی برتر بود و سالها سرمایهگذاری نظامی را به خسارات جبرانناپذیری تبدیل کرد. به این ترتیب، حمله به کویت نه تنها یک رویداد نظامی کوتاهمدت، بلکه آغاز مسیری طولانی بود که به افول ارتش عراق و پایان نقش آن به عنوان یکی از بزرگترین نیروهای نظامی در جهان عرب انجامید.



