این، لحظه قدرتِ علی است؛ نه فصلِ مظلومیتِ حسین
دکتر على مؤمن

در سالهای اخیر، یک گزاره تکراری در بخشی از گفتمان شیعی مدام بازتولید میشود: «ما امروز در مسیر حسین حرکت میکنیم؛ همانگونه که او کشته شد، ما هم کشته خواهیم شد».
این جمله، هرچند ریشه در احساسات دینی عمیق، صداقت نیت و فرهنگ ایستادگی دارد، اما در میدان واقعی سیاست و قدرت، پیام متفاوتی مخابره میکند؛ پیامی که میتواند از سوی رقیب یا دشمن، بهعنوان نشانهای از ضعف، انزوا و آمادگی برای شکست خوانده شود.
واقعیت این است که این نوع روایت، ناخواسته تصویری میسازد از جامعهای که خود را از پیش در سناریوی محاصره، حذف و فاجعه تعریف کرده است؛ جامعهای که گویی پیش از شروع بازی، پایان تراژیک آن را پذیرفته است.
اما آیا این تصویر با وضعیت واقعی امروز همخوانی دارد؟
جهان معاصر، بهوضوح از شکلگیری یک موقعیت تازه برای شیعیان حکایت میکند: افزایش ظرفیتهای انسانی، توسعه نفوذ جغرافیایی، و نقشآفرینی تعیینکننده در معادلات منطقهای. اینها نشانههای یک «وضعیت قدرت» هستند، نه یک «وضعیت محاصره».
مشکل از جایی شروع میشود که الگوهای تاریخی، بدون در نظر گرفتن تغییرات زمانه، بهصورت مکانیکی بازتولید میشوند. تاریخ، منبع الهام است؛ اما نسخه آماده برای همه زمانها نیست. هر دوره، منطق خاص خود را دارد و ابزارهای متفاوتی میطلبد.
امروز، شرایط دیگر شبیه کربلا نیست؛ نه از نظر توازن قوا، نه از نظر موقعیت ژئوپلیتیک، و نه از نظر ظرفیتهای انسانی و نظامی. بنابراین، اصرار بر بازسازی مداوم «روایت مظلومیت»، میتواند به تضعیف درک واقعی از موقعیت فعلی منجر شود.
در مقابل، بازخوانی «الگوی علوی» بهعنوان نماد حکمرانی، اقتدار و مدیریت، میتواند چارچوب دقیقتری برای فهم این مقطع تاریخی ارائه دهد. اگر کربلا، نماد ایستادگی در اوج نابرابری بود، دوره علوی، نماد اداره قدرت و تحقق عدالت در شرایط اقتدار است.
مسأله این نیست که فرهنگ فداکاری نفی شود؛ بلکه بحث بر سر این است که این فرهنگ، نباید به یک سرنوشت محتوم و دائمی تبدیل شود. شهادت، یک انتخاب در شرایط خاص است؛ نه یک تقدیر همیشگی برای همه زمانها.
امروز، نشانهها چیز دیگری میگویند: شیعیان در موقعیتی قرار دارند که میتوانند نهتنها مقاومت کنند، بلکه معادلات را شکل دهند.
در چنین شرایطی، ادامه دادن به ادبیات «قربانی شدن»، بیش از آنکه الهامبخش باشد، میتواند بازدارنده باشد. این ادبیات، اگر بر واقعیت پیشی بگیرد، تصویر قدرت را مخدوش میکند و میدان تحلیل را به نفع روایتهای رقیب واگذار میکند.
تاریخ شیعه، فقط تاریخ رنج نیست؛ تاریخ پیروزی هم هست. همانقدر که کربلا در حافظه جمعی حضور دارد، دورههای اقتدار و کامیابی نیز وجود داشتهاند، و امروز، نشانهها بیشتر به آن دورهها شباهت دارند.
شاید کافی باشد به تحولات اخیر و پایان برخی درگیریهای کوتاهمدت اما تعیینکننده نگاه کنیم تا بفهمیم در چه نقطهای ایستادهایم: در مسیر مدیریت قدرت، یا در روایت بازتولید مظلومیت؟
پاسخ این پرسش، تعیین میکند که کدام الگو را باید فعال کنیم: حسینِ در محاصره، یا علیِ در حال حکمرانی. اکنون، زمان آن است که واقعیت قدرت دیده شود، نه اینکه در سایه تصویر رنج پنهان بماند.



