نگاهى به وضعیت مقاومت عراق در جنگ 40 روزه
شهاب نورانیفر

در جنگ 40 روزه كه از تاريخ 28 فوريه شروع شد، گروههای مقاومت عراق در كنار جمهورى اسلامى ايران و مقاومت لبنان در يک جبهه حضور داشتند. در اين جنگ مقاومت عراق به طور ميانگين و به شكلى متغير بين 20 تا 40 عمليات را انجام داد؛ هرچند در برخى روزها تعداد اين عمليات به عدد 13 يا در برخى روزهاى ديگر اين عدد به 47 رسيد (منبع). بر همين اساس در اين يادداشت نگاهى كوتاه به عملكرد مقاومت عراق در اين جنگ خواهيم داشت و در این یادداشت ابتدا به تقسیمبندی در خصوص انواع عملیات مقاومت اشاره خواهیم کرد و سپس نکتهای در خصوص این عملکرد بیان خواهیم نمود و در پایان بررسی کوتاهی در خصوص مواضع طرفهای مختلف داخلی و خارجی در خصوص اقدامات مقاومت عراق خواهیم داشت.
دستهبندی عملیات مقاومت عراق
در جنگ رمضان كه البته همچنان احتمال ازسرگيرى آن هم هست، مقاومت عراق حملات خود را بر سه جبهه متمركز كرد كه عبارت بودند از:
1-حمله به مواضع آمريكا در عراق مانند پايگاه ويكتوريا در بغداد يا پايگاههای آمریکا در اربیل؛ با وجود اينكه اين حملات باعث تحت فشار قرار دادن آمريكا شد، اما بهنظر نمیرسد تاثیری در خروج باقیمانده این نیروها از عراق داشته باشد و صرفا حملات مقاومت عراق باعث كاهش حضور ديپلماتيک آمريكا (منبع) و نيز باعث خروج مستشاران ناتو گرديد (منبع).
2-حمله به پايگاههای آمریکا در كشورهاى حاشيه خليج فارس؛ اين حملات از نظر باز گذاشتن دست ايران از نظر حمله غيرمستقيم به مواضعى تنشزا و حساس در اين كشورها بسيار مؤثر بوده و فرصتى مناسب را براى ايران و جبهه مقاومت در اين زمينه فراهم كرد.
3-همكارى با ايران در زير آتش قرار دادن مواضع گروههای تروریستی و تجزیهطلب در اقلیم کردستان؛ اين اقدام هم از نظر تاثير چهبسا بيش از حملات به مواضع آمريكا در عراق مؤثرتر بود و باعث شد عملا باعث كنار گذاشته شدن سناريوى حمله زمينى اين گروهها از غرب ايران شود و نيز سبب آن شد تا اين گروهها در محاسبات خود در این باره محافظهکارانهتر عمل نمایند.
نکتهای در خصوص عملیات مقاومت
با وجود اينكه مقاومت عراق در عرصههای متعددی عملياتهای عدیدهای انجام داده است و از نظر كمى سطح اين عمليات قابل توجه بوده، اما از نظر كيفى نتوانسته تا تفاوتى را ايجاد نمايد. اين نكته زمانى از نظر ميدانى بروز پيدا كند كه در نظر داشته باشيم مقاومت عراق بنابر اعلام خود توانسته بود تا هواپيماى باربرى نظامى آمريكايى را ساقط نمايد (منبع) يا به سامانه C-RAM در سفارت آمريكا آسيب بزند (منبع). اين امر باعث شده است تا مقاومت عراق نتواند در خصوص سطح ضربهزنی به آمریکا چندان مؤثر ظاهر شود. چهبسا میتوان گفت يكى از عوامل در اين زمينه به باور برخى كارشناسان به نوع ادراک جامعه شيعى عراق از جنگ فعلى باز مىگردد که در امتداد ادراک جنگ 12 روزه و نیز طوفان الاقصى است. بر اين اساس در ميان عراقىها اين باور وجود دارد كه جنگ رمضان يک جنگ موجوديتى براى ايران و جهان تشيع است اما همزمان آمادگى كامل مانند وضعيت حزبالله لبنان برای تحمیل هزینه كامل وجود ندارد و در واقع در ميان جامعه شیعى عراق در سطح نظرى و از نظر همبستگى و فكرى دركى كامل از خطرناک بودن اين وضعيت وجود دارد اما از نظر عملى آمادگى براى هزينه دادن موجود نيست كما اينكه به باور برخى ناظران ورود برخى از جريانهای شيعى حامى مقاومت و داراى جناح مسلح در سياست، در محافظهکاری بیشتر جبهه عراق در ضمن محور مقاومت، موثر بوده است. مجموع اين عوامل باعث شده است تا جبهه عراق علىرغم تاثیر کمی در این جنگ، فاقد تاثیر کیفی قابل توجهی باشد؛ به عبارتی دیگر چنین وضعیتی باعث شده است تا عملا مقاومت عراق به عنوان جبههای با عدم مشارکت محسوب شود، در حالیکه اصل مشارکت وجود داشته است اما آن تأثیر مطلوب را دارا نبوده است.
نگاهی کوتاه به مواضع طرفهای مختلف داخلی و خارجی به اقدامات مقاومت عراق
در این بخش این مواضع را میتوان به 5 دسته تقسیم میکنیم:
1-بهطور کل بیشتر احزاب بیت شیعی به تأکید بر انحصار سلاح در دست دولت و رد حملات به نمایندگیهای دیپلماتیک تأکید داشتند. به نظر میرسد علت این امر هم سطح بالای حضور احزاب سیاسی نزدیک به گروههای مقاومت یا احزابی به عنوان جناحهای سیاسی در این گروهها در سطح مجلس و نیاز رهبران سیاسی به حمایت این احزاب برای تشکیل دولت باشد.
2-در بیت سنی مواضع اندکی تفاوت داشت و دامنه محکومیت و انتقادها تندتر بوده است و برای نمونه از عباراتی مانند اقدامات تروریستی استفاده شده بود (منبع). میتوان گفت این موضعگیریها بیشتر به خاطر روابط این احزاب با کشورهای حاشیه خلیج فارس و نیز نزدیکی این احزاب با محور غرب و آمریکا بوده است.
3-در بیت کردی اما میزان دودستگی بیشتر بود. در حالیکه حزب دموکرات به تندی از اقدامات گروههای مقاومت انتقاد میکرد (منبع)، اما اتحادیه میهنی به دلیل روابطش با برخی از احزاب حامی گروههای مقاومت مانند عصائب اهل حق، تلاش داشته است تا بیشتر بر وضعیت بشردوستانه و حفظ جان غیرنظامیان در خصوص این حملات تمرکز داشته باشد (منبع).
4-اما موضع دولت عراق بیشتر بر تأکید بر بیطرفی بغداد در این جنگ و محکومیت همزمان حملات به نیروهای حشد الشعبی و نیز حملات به اماکن دیپلماتیک (بنابر اعلام دولت) تمرکز داشت (منبع). به باور برخی کارشناسان، مهمترین علت تلاش دولت برای اتخاذ چنین مواضعی، وابستگی دولت به گروههای مقاومت و احزاب حامی آنها در سیاست داخلی و وابستگی همزمان همین دولت به واشنگتن در سیاستهای بینالمللی و اقتصادی است.
5-اما کشورهای حاشیه خلیج فارس بیشتر موضع مطالبهگرایانهای داشتند و خواستار مقابله دولت با این گروهها شدند (منبع). البته به نظر میرسد، یکی از علل این موضع مطالبهگرایانه و عدم اتخاذ موضعی نظامی، عدم آمادگی این کشورها برای تنش نظامی همهجانبه با این گروهها و به خطر افتادن منافع اقتصادی آنها باشد.



