آیا الزیدی «مرد واشنگتن» در عراق است؟ برداشتی بریتانیایی از صحنه سیاسی ملتهب عراق

پایگاه بریتانیایی «امواج» در تحلیلی به این پرسش پاسخ داده است که آیا علی الزیدی نماینده واشنگتن در بغداد است یا خیر. نتیجه این تحلیل: الزیدی «مرد واشنگتن» در عراق نیست، اما ظهور او به عنوان نخستوزیر نشاندهنده تغییر در چارچوب هماهنگی علیه تهران نیست. برعکس، الزیدی در حوزه نفوذ ایران کار کرده و در آن بالیده است.
بر اساس این گزارش، ظهور الزیدی شوکهکننده و غیرمنتظره بود، زیرا او یک تاجر جوان و خارج از نخبگان سیاسی مستقر است. انتخاب او نه به دلیل قویترین بودن، بلکه به این دلیل بود که تنها گزینهای بود که همه ذینفعان میتوانستند او را تحمل کنند.
این تحلیل تأکید میکند که کنار گذاشته شدن نوری مالکی را نباید پیروزی واشنگتن تلقی کرد. صعود الزیدی نشاندهنده تغییر قاطع علیه تهران در ائتلاف شیعه حاکم نیست، بلکه بازتاب مکانیزم شناخته شدهای برای بقای طبقه سیاسی است: سپردن مسئولیت به شخصیتهای توافقی برای مدیریت فشارهای خارجی و داخلی.
به نظر میرسد الزیدی بیش از آنکه نقطه عطفی باشد، نشاندهنده تداوم وضع موجود است. عراق همچنان میدان رقابت نفوذ منطقهای است و نه ایران پیروز خواهد شد و نه آمریکا، بلکه هر دو مجبور به پذیرش کمتر از آن خواهند بود.
منابع آگاه از چارچوب هماهنگی به این پایگاه گفتند که قیس الخزعلی (رهبر عصائب اهل الحق) نقش مؤثری در انتخاب الزیدی ایفا کرده و او رابطه تاریخی با الخزعلی دارد. در مورد ایران نیز، مقامات ایرانی به طور غیرعادی از دخالت مستقیم در اختلافات داخلی چارچوب خودداری کردند و این غیاب به نیروهای دیگر اجازه داد فضا را پر کنند.
فائق زیدان، رئیس شورای عالی قضایی، به عنوان میانجی اصلی قدرت وارد این خلأ شد و نقش محوری در روند تشکیل دولت ایفا کرد. الزیدی نیز با ایجاد شبکه محدود اما مؤثر از روابط با رهبران اصلی اقشار مختلف سیاسی (کرد، شیعه، سنی)، پذیرش خود را برای نقش جدیدش تقویت کرده است.
عدم وابستگی حزبی و موقعیت خارج از نخبگان ریشهدار، او را برای همه طرفها قابل قبول ساخته است؛ او نمیتواند نظام سیاسی موجود را به چالش بکشد، اما به احتمال زیاد به آن وابسته خواهد بود.
نامزدی الزیدی با حمایت فوری واشنگتن مواجه شد و برای اولین بار در تاریخ سیاسی عراق، نخستوزیر مأمور مستقیماً از رئیسجمهور آمریکا تماس دریافت کرد. در مقابل، پاسخ تهران با تأخیر و در سطح وزیر خارجه بود. با این حال، این را نباید تأییدی بر این دانست که الزیدی مرد واشنگتن است، زیرا روابط آشکار او با ایران نه جدید است و نه سطحی.
این گزارش به تحریم بانک جنوب اسلامی (تحت ریاست الزیدی) توسط وزارت خزانهداری آمریکا به دلیل اتهامات پولشویی مرتبط با ایران اشاره میکند و میگوید: «این ویژگیها نشان میدهد الزیدی در حوزه نفوذ ایران غریبه نیست، بلکه شخصیتی است که در آن کار کرده و بالیده است.»
نویسنده همچنین هشدار میدهد که حمایت واشنگتن از الزیدی ممکن است خطای محاسباتی مشابه حمایت از مالکی در سال ۲۰۰۶ باشد. هدف آمریکا از حمایت از مالکی به عنوان «گزینه سوم» برای به حاشیه راندن شخصیتهای طرفدار ایران بود، اما او به یکی از قابلاعتمادترین شرکای ایران در بغداد تبدیل شد.
این تحلیل خاطرنشان میکند که متحدان طهران در عراق عمیقاً در نهادهای دولتی، بلوکهای سیاسی، شبکههای امنیتی، کانالهای اقتصادی و اتحادهای فراقومی ریشه دواندهاند و هیچ نخستوزیری، به ویژه با پایگاه سیاسی مستقل، نمیتواند به تنهایی آن را تغییر دهد.
الزیدی مانند پیشینیان خود به واشنگتن سخنرانی مشارکت خواهد داد، در حالی که در سیستمی کار میکند که ایران در آن وجه مشترک باقی میماند. به احتمال زیاد تهران از دولت او حمایت خواهد کرد تا راهی برای کاهش فشار بر منافع خود، حفظ انسجام متحدان و داراییهای راهبردیاش بیابد. آزمون اول برای الزیدی، توانایی او در اصلاح بخش امنیت خواهد بود، اما شرایط کنونی حاکی از آن نیست که او بتواند بیش از اصلاحات صوری (مانند پیشینیان) انجام دهد.



