نه آمریکا پیروز شد و نه ایران شکست خورد؛ با کسب دستاوردهای سیاسی برای هر دو طرف
مهدی قاسم

بر اساس منطق پیروزی در جنگها، پیروز شرایط و خواستههای خود را برای تحقق اهدافش از جنگ تحمیل میکند و شکستخورده باید با همه شرایط با ذلت و خضوع موافقت کند. این همان چیزی است که در جنگ جهانی دوم پس از تسلیم نازیسم آلمان، فاشیسم ایتالیا و ژاپن شاهد بودیم. همچنین در جنگ ویتنام، با فرار و عقبنشینی نیروهای ارتش آمریکا و آزادی سایگون. و نیز آنچه در زیر چادر صفوان رخ داد، پس از پیروزی ائتلاف بینالمللی غربی-عربی بر ارتش عراق و بیرون راندن آن از خاک کویت، که هیئت مذاکرهکننده رژیم بعث عراق با همه شرایط تسلیم موافقت کرد.
اما در مورد آمریکا و ایران، هیچیک از دو طرف پیروزی نظامی قاطع و کاملی به دست نیاوردند تا بتوانند شرایط خود را تحمیل کرده و طرف مقابل را با ذلت بپذیرند. اگر عدم فروپاشی نظام اسلامی ایران را یک پیروزی در نظر بگیریم، خود ترامپ بارها اعلام کرده که قصد سرنگونی نظام ایران را ندارد و بهانه آن را ترس از هرجومرج و هجوم میلیونها پناهنده عنوان کرده است. البته این بهانه قانعکنندهای نیست؛ سرنگونی نظام در ایران کار آسانی نخواهد بود و نیازمند تهاجم نظامی گسترده و پرخطر با تلفات سنگین است که موفقیت آن نیز تضمینشده نیست. این امر به دلایل متعددی از جمله وسعت جغرافیایی، آگاهی ملی بالای اکثر ایرانیان و مخالفت قاطع آنها با همکاری با مهاجمان یا تسهیل مأموریتهای اشغالگری آنهاست.



