انتخاب على الزيدى براى نخستوزیری؛ ابعاد و پیامدها
شهاب نورانیفر

در تاريخ 27 آوريل رهبران چارچوب هماهنگى و به طور مشخص 11 رهبر از ميان 12 رهبر اين چارچوب (به استثناى حيدر العبادى) (منبع) يک گزينه غافلگيركننده را انتخاب كردند كه على الزيدى و از نسل جوان عراق و عملا از نسل سوم سياستمداران آن پس از نسل نوری المالكى و ابراهيم الجعفرى و نيز پس از نسل سودانى و كاظمى بود. اين انتخاب باعث شد عراق از بنبست موضوع نخستوزیری در بدترين شرايط به مدت 45 روز خارج شود و در بهترين شرايط هم بهطور کلی داراى نخستوزیری براى 4 سال آينده باشد. در اين يادداشت به بررسى اين انتخاب در سه سطح خواهيم پرداخت كه عبارت از نگاهى به شخصيت زيدى، موضع دو قدرت خارجى پر نفوذ در عراق و نيز پيامدهاى داخلى اين انتخاب خواهد بود.
نگاهى به شخصيت على الزيدى
على الزيدى در كنار اينكه شخصيتى اقتصادى و بازرگانى دارد، داراى روابط گسترده با شخصيتهای سياسى طراز اول عراق مانند نورى المالكى، قيس الخزعلى، فائق زيدان و محمد الحلبوسى است كما اينكه روابط خوبى با دفتر رهبر جريان صدر دارد و برادر او ضياء الزيدى نماينده مجلس از ائتلاف بازسازى و توسعه بوده و خانواده وى مالک شبكه دجله است كه امتياز آن را از جمال الكربولى سياستمدار اهل سنت خريده بود. همچنين زيدى از بستگان شبل الزيدى هم است و داراى روابطى اقتصادى با محمد الحلبوسى، خميس الخنجر و مثنى السامرايى است (منبع).
با اين حال روابط على الزيدى بيشتر در سطح اقتصادى و شخصى است و اين امر چه بسا براى داشتن روابطى سياسى و ايجاد مناسباتى سياسى كفايت نكند و اين سطح از روابط نيازمند تيزهوشى اوست؛ هرچند مىتواند زمينهساز ایجاد مناسباتی سیاسی هم شود. با این حال به باور برخى از ناظران انتخاب زيدى در حاليكه وى فاقد هرگونه عقبه سياسى و منصب اجرايى است، نشانگر رويكرد رهبران چارچوب هماهنگى به پست نخستوزیری به عنوان پستی تکنوکرات و در سطح مدیرکل است.
نگاهى به موضع آمريكا و ايران
تاكنون ایران برخلاف بسیاری از دیگر کشورها صرفا از طریق وزیر خارجه خود و نه معاون رئیسجمهور (همسطح نخستوزیر) مکلف شدن زیدی را تبریک گفته است و اين امر چهبسا برای عدم ايجاد تقابل ميان زيدى و آمريكا به دليل حمايت ايران از وى و تكرار سناريوى به چالش كشيده شدن نامزدى مالكى براى نخستوزیری و یا چهبسا براى ارزيابى مواضع و عملكرد زيدى بوده باشد.
اما در مقابل از سوى آمريكا دو موضع تبريک مشروط وجود دارد كه نخستين آنها از سوى سفارت آمريكا و دومين آنها از سوى ترامپ است. سفارت آمريكا در بغداد در تاريخ 29 آوريل تبريک خود را بر اساس تشكيل دولتى بنابر معیارهای «حفظ حاکمیت عراق، تقویت امنیت برای مقابله با تروریسم و ساختن آیندهای شکوفا» اعلام كرد (منبع) که ترجمه این شرایط به معنای دولتی به دور از نفوذ ایران با وابستگی تجاری و اقتصادی هر چه بیشتر به آمریکاست.
تبريک ترامپ هم در تاريخ 30 آوريل مشروط به «تشكيل دولتى عارى از تروريسم و همراه با روابطی پویا و ثمربخش با آمریکا» بوده است (منبع) و تقريبا مىتوان گفت از نظر محتوا تكرار همان تبريک سفارت آمريكا در بغداد و فقط همراه با تغييرى از نظر بيان و از نظر شكلى بوده است. بر اساس اين دو تبريک مىتوان گفت سياست آمريكا عبارت از اعطاى فرصت به زيدى جهت تشكيل دولتى بنابر معيارهاى آمريكاست و در صورت عدم تحقق اين مهم، آمريكا با على الزيدى همكارى نخواهد داشت.
پيامدهاى انتخاب زيدى در عرصه داخلى
يكى از مهمترین پیامدهای انتخاب زيدى در عرصه داخلى احتمال افزايش وزن مالكى در مقابل سودانى پس از دوئل انتخاب نخستوزیر و در صورت قطعى شدن انتخاب زيدى است. در واقع انتخاب زيدى حاكى از 3 واقعيت در قالب اين دوئل بود:
1-به باور ناظران مالكى توانست به هدف نخست خود يعنى جلوگيرى از تحقق دور دوم نخستوزیری سودانی دستیابد.
2-انتخاب زيدى بر اساس مدل مورد علاقه مالكى يعنى امضاى رهبران چارچوب هماهنگى محقق شد و نه مدل مورد علاقه سودانى يعنى رأیگیری نمایندگان چارچوب هماهنگی.
3-به باور كارشناسان با توجه به اينكه ائتلاف سودانى داراى عقبهای سیاسی و راهبردی نیست و بیشتر بر پايه اشتراكاتى در منافع شكل گرفته است، عدم دستیابی سودانی به دور دوم نخستوزیری میتواند بار دیگر فرصتی به مالکی برای ایجاد انشقاق در ائتلاف سودانى را اعطا كند.



