نقدی بر یک گزارش بریتانیایی: پهپادها، موشکها و ولایتپذیری، برجستهترین چالشهای عراق برای ادغام گروههای مسلح
مطالعات عراق

نقدی بر گزارش مؤسسه «چتم هاوس»
مؤسسه بریتانیایی «چتم هاوس» در گزارش اخیر خود، چالشهای پیش روی دولت جدید عراق برای اعمال حاکمیت واقعی بر دهها گروه مسلح را بررسی کرده است. این گزارش هرچند به برخی واقعیتهای میدانی اشاره دارد، اما به نظر میرسد از منظر و اهدافی خاص به مسئله مینگرد و کلیت پیچیدگیهای امنیتی، سیاسی و منطقهای عراق را نادیده میگیرد.
پیشفرضهای غربی و نادیده گرفتن حاکمیت ملی
گزارش با این فرض نانوشته آغاز میشود که «ادغام گروههای مسلح» مترادف با «حاکمیت دولت» و «تسلیم در برابر خواستههای واشنگتن» است. نویسنده بدون توجه به این واقعیت که بخش قابل توجهی از گروههای مسلح عراقی (مانند حشد الشعبی) توسط قانون عراق به رسمیت شناخته شده و بخشی از نیروهای مسلح این کشور هستند، به تکرار اصطلاحات غربی با عنوان «شبه نظامیان» میپردازد. چنین رویکردی عملاً خواستار حذف نهادهایی است که نقشی کلیدی در پیروزی بر داعش و حفظ امنیت عراق ایفا کردهاند.
دستهبندی سادهانگارانه «وفادار به ایران» در مقابل «قابل ادغام»
گزارش سعی دارد میان «گروههای قابل ادغام» (مانند سرایا السلام و عصائب اهل الحق) و «گروههای سرسخت» (مانند کتائب حزب الله و النجباء) تمایز قائل شود. معیار این تمایز، «وفاداری بیشتر به پروژه منطقهای ایران» در نظر گرفته شده است. این تحلیل نه تنها سادهانگارانه است، بلکه عاملیت و استقلال تصمیمگیری این گروهها را نادیده میگیرد. آیا ممکن است تفاوت در مواضع، ناشی از اولویتهای داخلی مختلف در چارچوب مبارزه با اشغال و دفاع از حاکمیت عراق باشد؟ گزارش از کنار این پرسش اساسی به سادگی عبور میکند.
تناقض در تحلیل نقش ایران
از یک سو، گزارش ادعا میکند که ایران در جولانهای قبلی (مانند جنگ ۱۲ روزه ژوئن ۲۰۲۵) به گروههای عراقی دستور عدم دخول داده است تا ثبات عراق را به عنوان «عمق راهبردی» خود حفظ کند. از سوی دیگر، مدعی میشود اکنون که ایران در «جنگی وجودی» قرار دارد، عراق را به «ساحلی اصلی برای نمایش نفوذ و افزایش هزینههای دشمن» تبدیل کرده است. این تحلیل نه تنها ناقض علنیگیری ایران است، بلکه واقعیت پیچیدهتر از آن چیزی است که چنین روایت دوگانهای نشان میدهد. بسیاری از تحلیلگران مستقل معتقدند تشدید تنشها بیشتر ناشی از فشارهای حداکثری و اقدامات فرامرزی خود آمریکا و اسرائیل بوده است تا تحمیل ایران. بایستی دانست که این گزارش به عملیات متعدد اسرائیل و آمریکا در هجوم به خاک عراق اشارهای نکرده است. به نقض فاحش حاکمیت دولت عراق بر آسمان عراق وقعی ننهاده است؛ به تصریحات واضح رئیسجمهور آمریکا مبنی بر مسلحسازی گروههای معارض ساکن در خاک عراق جهت حمله به ایران، توجهی ننموده است و به عدم پایان اشغال 23 ساله خاک عراق از سوی آمریکا نیز نگاه نینداخته است و تنها: ایران را بحران اصلی پیش روی عراق در دولت جدید تلقی کرده است.
تکرار کلیشه «وعدههای بینتیجه»
گزارش «چتم هاوس» با لحنی از پیش تعیین شده، دولت جدید عراق را محکوم به شکست میکند و یادآور میشود که «دولتهای پیشین نیز با وعدههای جاهطلبانه آغاز کرده و در برابر واقعیتهای سیاست تکهتکه شدهاند». این رویکرد، ضمن نادیده گرفتن تفاوتهای اساسی دولت فعلی (از جمله فشارهای بیسابقه و اشتراک منافع برخی گروهها در حفظ ثبات)، فضای بدبینی و ناامیدی را القا میکند. به نظر میرسد این مؤسسه بریتانیایی هیچگاه حقیقتاً به موفقیت یک دولت عراقی در بازگرداندن حاکمیت کامل ایمان نداشته است.
اشتباه گرفتن ادغام صوری با انتقال قدرت واقعی
ادعای اصلی گزارش این است که مشکل اصلی «وفاداری» و «سلاحهای راهبردی (پهپادها و موشکها)» است، نه صرفاً تفنگهای کوچک. نقل قول تمسخرآمیز از یک «مبارز عراقی» که گفته «ادغام یعنی اسلحه را از دست راست به چپ منتقل میکنیم»، نشاندهنده نگاه تحقیرآمیز غرب به فرآیندهای داخلی عراق است. این گزاره نادیده میگیرد که هرگونه فرآیند ادغام نیازمند اعتمادسازی دوجانبه، اصلاحات ساختاری و زمان است و نمیتوان آن را به یک اقدام نمادین یکشبه تقلیل داد.
چرایی انتخاب این زمانبندی برای انتشار گزارش
جالب است که این گزارش دقیقاً در شرایطی منتشر میشود که دولت عراق تازه گامهای عملی در مسیر انحصار سلاح و ادغام برخی گروهها برداشته است. به نظر میرسد «چتم هاوس» با این زمانبندی حسابشده، به دنبال القای ناامیدی، تضعیف اعتماد عمومی به دولت جدید و تحت فشار قرار دادن آن از موضع «شما نمیتوانید» است. این مؤسسه که وابستگی مالی و راهبردی به سیاستهای غربی در منطقه دارد، به ندرت طرحهای مستقلانه عراقی را تحسین کرده یا حمایت کرده است.
در یک کلام: بیاعتنایی به اراده عراق برای ساختن دولتی مستقل
«چتم هاوس» با وجود اشاره به «تقارب نادر منافع» میان بازیگران مختلف عراقی، ترجیح میدهد به جای تحلیل سازنده، خط روایت شکست را دنبال کند. سؤال اصلی که گزارش از پاسخ به آن طفره میرود این است: آیا غرب واقعاً خواهان یک دولت مقتدر و کاملاً مستقل در عراق است که بتواند همه گروههای مسلح (از جمله متحدان خود) را تحت کنترل خود درآورد، یا ترجیح میدهد عراق همواره ضعیف و وابسته باقی بماند تا فشار بر ایران ادامه یابد؟
عراق امروز بیش از هر زمان دیگری به حمایت واقعی برای ساختن نهادهای قوی و فراگیر نیاز دارد، نه به گزارشهای مایوسکنندهای که از اساس بیاعتمادی به توانایی این کشور برای تعیین سرنوشت خود را ترویج میدهند.



