نگاهى به ديپلماسى دولت زيدى در تعامل با ايران و آمريكا
مطالعات عراق

انتخاب على الزيدى به عنوان نخستوزیر از اين جهت قابل توجه است كه وى مانند اسلاف خود از زمان عادل عبدالمهدى تاكنون، يک گزينه توافقى محسوب مىشود. بر همين اساس، به اين نكته بايد توجه داشت كه نخستوزیران عراقى تقريبا هميشه سعى داشتهاند تا توازنى ميان روابط خود با ايران و آمريكا برقرار كنند؛ هرچند اين توازن در هر دوره از دورههای نخستوزیری سياستمداران عراقى به شكلى بوده كه تا حدى كفه آن به سود ايران يا آمريكا متمايل بوده است. از سويى ديگر از زمان عادل عبدالمهدى تا على الزيدى، نخستوزیران عراقى يا از احزابى بسيار ضعيف و يا بدون پشتوانه حزبى انتخاب شدهاند. بدین ترتیب اين نوع نخستوزیران بيش از پيش مجبور هستند تا از نظر توازن ميان ايران و آمريكا، نهايت ظرافت را رعايت نمايند؛ هرچند براى اين افراد هم در نهايت كفه اين توازن به سود يكى از اين دو قدرت پر نفوذ در عراق برترى خواهد داشت. در همين رابطه در اين يادداشت، در ابتدا به چگونگى نخستوزیر شدن زيدى در سايه رقابت ميان ايران و آمريكا در حوزه عراق اشاره خواهيم داشت و سپس به بررسى سياست خارجى دولت زيدى تاكنون در قبال اين دو كشور خواهيم پرداخت.
زيدى نخستوزیری توافقی؟
در واقع على الزيدى در شرايطى نخستوزیر شد كه گزينه مالكى كه در مجموع رسانههای محلی، عربی و جهانی به عنوان گزینه نزدیک به ايران معرفى مىشد، تحت فشار و تهديدهاى آمريكا (منبع) نتوانست نخستوزیر شود و گزينههای نزدیکتر به آمريكا مانند حميد الشطرى رئيس سازمان اطلاعات هم نتوانستند به خاطر وضعيت فعلى مجلس و رشد نفوذ سياسى احزاب نزديک به ایران در آن و به عنوان يكى از دلايل در اين راستا به منصب نخستوزیری دست يابند (منبع).
در اين ميان موضوع جنگ و نياز آمريكا به ايجاد وضعيتى از ثبات در ديگر پروندههای خاورمیانه هم هم چهبسا بىتاثیر نبود و نیز ایران هم با اقتداری که از خود در این جنگ نشان داد، باعث شد تا حداقل گزينههایی تماما آمريكايى بر سر قدرت نيايند و حتى گزينه زيدى هم در ظاهر و ابتدا به ساكن نمىتواند آمريكايى محسوب گردد. بر همين اساس مىتوان گفت كه وضعيت روند جنگ و پيامدهاى پس از آن بر ذهنيت چنين نخستوزیرانی که بر اساس عدم مخالفت دو قدرت پر نفوذ در عراق به قدرت رسیدهاند، بسیار مؤثر خواهد بود.
وضعيت سياست خارجه زيدى تا بدين لحظه
واقعيت آن است كه سياست خارجه زيدى و ناظر به برقرارى توازن ميان ايران و آمريكا، تا بدين لحظه بيشتر متمايل به منافع آمريكا بوده است. در اين زمينه نمونههای متعددى را مىتوان ذكر كرد كه يكى از آنها فشار بسيار زيدى براى خلع سلاح گروههای مقاومت عراق بدون اعطاى حتى يک امتیاز مشخص به گروههای مقاومت و صرفا با تمرکز بر گرفتن سلاح این گروهها بوده است (منبع). همچنين زيدى بر خلاف دولت سودانى كه حداقل به دنبال تصويب قانون ساختار حشد الشعبى بود، اكنون به دنبال ادغام حشد الشعبى در طرح وزارتخانه امنيت فدرال است (منبع). البته اين بدان معنا نيست كه سودانى در زمان دولت خود كاملا به سود حشد فعاليت كرد؛ اما اين بدان معناست كه فعلا دولت زيدى ضعيفتر از زمان دولت سودانى با حشد الشعبى و نيز جبهه مقاومت تعامل داشته است.
همچنين در خصوص موضوع سفرهاى خارجى هم وضعيت زيدى قابل توجه است. دو سفر اول خارجه سودانى به اردن و كويت به عنوان دو كشور هممرز عراق و سفر سوم وى هم به ايران بود اما اكنون به احتمال زياد سفر نخست زيدى به واشنگتن خواهد بود و اين امر هم نشاندهنده اواویتبندیهای دولت زيدى در تنظيم روابط خود با ايران و آمريكاست. به باور ناظران چهبسا یکی از دلایل اين محاسبات از سوى دولت زيدى اين برداشت باشد كه ايران پس از جنگ اخير و با وجود مقاومت بزرگ خود اما به دليل هزينههای سنگين اين جنگ از نظر منطقهای تضعيف شده است. بر همين اساس مىتوان گفت در كنار وضعيت ايران در اين جنگ، تصويرى كه تهران مىتواند از خود از نظر منطقهای بهویژه در رابطه با پرونده لبنان ارائه دهد، چهبسا ممکن است در تغییر محاسبات آینده دولت فعلی عراق در این زمینه موثر باشد.



