طناب، محکم کشیده شده… آیا نبرد بازپسگیری دولت آغاز شده است؟
حسن درباش العامری

سالهای اخیر برای بسیاری از عراقیها، امید به ریشهکنی فساد را به یأس تبدیل کرده است. چرا که چهرههایی را که خود پایههای به اصطلاح «فرآیند سیاسی» را تشکیل میدهند، همانها بر فراز منبرها علیه فساد شعار میدادند و تبلیغ میکردند که نامهای بزرگ در صورت هدفگیری سقوط خواهند کرد و سقوط آنها به معنای نابودی فرآیند سیاسی و بازگشت داعش و تروریسم است.
اما با انتخاب علی الزیدی، به نظر میرسد مرحله جدیدی آغاز شده است. حتی اگر کل فرآیند سیاسی آنها فرو بریزد، این امر بر واقعیت امنیتی تأثیری نخواهد داشت، چرا که طرفهای داخلی و خارجی وجود دارند که پشتیبانی و عوامل ثبات و موفقیت را برای او فراهم میکنند. در گذشته، هر بار که کمپین جدیدی اعلام میشد، به سرعت خاموش میگشت بدون اینکه به سران بزرگ دست یابد، زیرا فساد پشت پوششی دینی، فرقهای و سیاسی نمادین پنهان میشود و این باور را در شهروندان تثبیت کرده است که فاسدان بالای قانون هستند.
هنگامی که علی الزیدی مسئولیت دولت را بر عهده گرفت، نظرات بین خوشبین و شکاک تقسیم شد. برخی گمان کردند که او راه رویه قبلی را ادامه خواهد داد که به شعار بسنده میکرد، در حالی که برخی دیگر معتقد بودند که داوری واقعی با اعمال انجام میشود، نه با گفتار.
امروز، با اقدامات روزهای اخیر که منجر به دستگیری تعدادی از متهمان در پروندههای فساد و گشودن پروندههایی شد که بسیار حساس توصیف میشدند، جامعه عراقی شروع به باور این موضوع کرده است که تحرکی متفاوت در حال وقوع است که شایسته پیگیری است و دولت ممکن است واقعاً به پروندههایی نزدیک شود که مدتها منتظر گشودن آنها بود.
اما عراقیها نمیخواهند این اقدامات صرفاً یک کمپین موقت یا گزینشی باشد. آنها انتظار دارند که به تمام مفاصل فساد، بدون استثنا یا تبعیض، گسترش یابد و هر کس که از موقعیت یا نفوذ خود برای آسیب به بیتالمال استفاده کرده است، صرف نظر از وابستگی سیاسی، حزبی یا قبیلهای، مشمول آن شود.
همچنین شهروند عراقی به دنبال اصلاح قانون اساسی برای تبدیل نظام حکومتی به نظام ریاستی (دستوری) است که در آن رئیسجمهور از اختیار کامل برای انتخاب وزرا و مناصب مهم دولتی برخوردار باشد و به طور مستقیم با رأی عمومی انتخاب شود؛ چرا که نظام پارلمانی ناتوانی کامل خود را اثبات کرده است، زیرا بسیاری از فاسدان را از طریق خرید رأی و وجدان انتخاب میکرد. همچنین لازم است در مورد انتصاب سفرایی که به روشهایی انتخاب شدهاند که مردم عراق را خشمگین کرده و آرمانهای آنها را برای عراقی که به روی جهان باز است و منافع کشور را تأمین میکند، برآورده نمیسازد، تجدید نظر شود.
بازگرداندن اعتماد شهروندان صرفاً با دستگیری چند نفر محقق نمیشود، بلکه با ساختن نظام عدالتی که بازپسگیری اموال غارتشده را تضمین کند، هر کس که در غارت ثروتهای عراق دست داشته است را محاکمه کند و با اصلاح نهادهای دولت و تقویت نظارت از تکرار این جنایتها جلوگیری کند، امکانپذیر است.
فساد نه تنها پول، بلکه فرصتهای شغلی، خدمات، آموزش، بهداشت و آینده نسلهای کامل را به سرقت برده است. بنابراین هر نبرد واقعی علیه آن، نبردی برای بقای خود دولت خواهد بود.
اگر تحولات اخیر نشاندهنده آغاز این مسیر باشد، عراقیها در کنار آن ایستادهاند و آرزو دارند که «طناب محکم کشیده شود» و اصل «این مال را از کجا آوردی؟» اجرا گردد. منطقی نیست که فردی در تنگنای معیشتی وارد مقامی شود و سپس با انبوهی از پول برای خود، برادران و خانوادهاش خارج شود و صدها خودروی تحریکآمیز او را دنبال کنند و ساعتها راه را ببندند، در حالی که شهروند آرزوی مسئولی را دارد که با ماشین شخصی خود یا وسایل نقلیه عمومی رفتوآمد کند تا رنج شهروند را درک کرده و انگیزهای برای بهبود آن داشته باشد.
باید این کمپین ادامه یابد تا هیچ فاسدی مصون از قانون نباشد و مسئول دزد مانند جنایتکاری که امنیت ملی کشور را تهدید میکند، محاکمه شود و شهروند بالاخره احساس کند که عدالت بین قوی و ضعیف فرق نمیگذارد و هیبت دولت واقعاً بازگشته است. چرا که تاریخ کسانی را که شعار سر میدهند جاودانه نمیکند، بلکه کسانی را که شعارها را به اقداماتی تبدیل میکنند که مردم در واقعیت لمس میکنند، جاودانه میسازد.



