الحاد و بی‌دینی در عراق؛ از توحیدستیزی تا جامعه‌ستیزی

تاریخ:

الحاد و بی‌دینی در عراق؛ از توحیدستیزی تا جامعه‌ستیزی

مطالعات عراق

مقدمه

عراق به عنوان یکی از کشورهایی که همواره با هویت دینی و مذهبی عمیق شناخته می‌شود، در سال‌های اخیر با پدیده‌ای نوظهور و چالش‌برانگیز مواجه شده است: رشد گرایش به بی‌دینی و الحاد در میان نسل جوان. این پدیده که با شاخص‌های متعدد آماری و میدانی قابل ردیابی است، از یک سو بازتاب تحولات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دو دهه اخیر این کشور است و از سوی دیگر، پیامد تعامل پیچیده با جریان‌های فکری جهانی و رسانه‌های فرامرزی.

بر اساس داده‌های یک نظرسنجی جهانی، عراق با ۹۲ درصد جمعیت دیندار همچنان در شمار دیندارترین کشورهای جهان قرار دارد . اما در همین حال، برخی مطالعات و اظهارات مقامات دینی از رشد نگران‌کننده گرایش به الحاد و لادینی در این کشور خبر می‌دهند. این تناقض ظاهری، خود نشان‌دهنده پیچیدگی پدیده و ضرورت تحلیل عمیق‌تر آن است.

علل ترویج بی‌دینی در عراق

ریشه‌های گسترش بی‌دینی در عراق را می‌توان در چند عامل درهم‌تنیده جست‌وجو کرد. نخست، عملکرد نهادهای دینی و سیاسی: بخشی از جوانان عراقی، دین و نهادهای دینی را با فساد، دروغ، خشونت و ناکارآمدی سیاسی پیوند زده‌اند. یک پژوهشگر عراقی در این باره می‌گوید: «ارتباط رجال دین و احزاب سیاسی با حافظه اجتماعی و سیاسی جوانان در حدود بیست سال گذشته، با ویژگی‌هایی چون فساد، دروغ، قساوت و وابستگی گره خورده است» . این تصویر، نفرتی نسبت به هر آنچه به دین منتسب است، ایجاد کرده است.

عامل دوم، ناکامی دین در پاسخ به نیازهای عملی زندگی است. بسیاری از جوانان مشاهده کرده‌اند که دینداری و انجام مناسک، به بهبود وضعیت شغلی، اقتصادی یا اجتماعی‌شان منجر نشده است. یک پژوهش دانشگاهی نشان می‌دهد که ۶۶ درصد از پاسخ‌دهندگان، ضعف برنامه درسی «تربیت اسلامی» و عدم تناسب آن با مقتضیات عصر را از عوامل انحراف دانش‌آموزان دانسته‌اند. همچنین ۶۱ درصد، ضعف خطاب تبلیغی و استدلال علمی و عقلی در میان مبلغان دینی را از علل گرایش به الحاد برشمرده‌اند .

عامل سوم، ضعف نقش نهادهای رسمی دینی است. بر اساس همان پژوهش، ۸۰.۶۸ درصد از پاسخ‌دهندگان، «غیبت نقش نهادهای دینی رسمی در تثبیت عقیده صحیح و درمان پدیده الحاد» را از عوامل مؤثر دانسته‌اند . این آمار نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از جامعه، نهادهای دینی را در برابر این پدیده منفعل می‌بیند.

عامل چهارم، شوک داعش و خشونت‌های افراطی است. صعود داعش و جنایات آن، که با نام دین انجام شد، ضربه سنگینی بر پیکره دینداری در عراق وارد کرد. یک مرد مسیحی در موصل می‌گوید: «افکار الحادی نیز به عنوان واکنشی به صعود داعش شروع به گسترش کرده است» . این پدیده به‌ویژه در استان نینوا و موصل، که صحنه جنایات داعش بود، نمود بیشتری دارد.

عامل پنجم، بحران‌های اقتصادی و بیکاری است. فقر، بیکاری گسترده جوانان و نبود چشم‌انداز روشن برای آینده، زمینه را برای گرایش به روایت‌های جایگزین از زندگی فراهم کرده است.

درصد گرایش به بی‌دینی در عراق

آمار دقیق الحاد و لادینی در عراق به دلایل امنیتی و اجتماعی به سختی قابل دسترسی است. با این حال، برخی برآوردها ارقام قابل تأملی ارائه می‌دهند. یک پژوهش آمریکایی به نام «مرگ خدا در عراق» به قلم جان ریکاردو کول، مدعی است که ۳۲ درصد از مردم عراق «دیگر به وجود خدا اعتقاد ندارند» . همچنین «مؤسسه الدلیل» مدعی شده که نسبت الحاد در عراق از ۳۰ درصد فراتر رفته است .

در مقابل، نظرسنجی جهانی گالوپ نشان می‌دهد که ۹۲ درصد عراقی‌ها خود را دیندار معرفی می‌کنند و عراق در میان پنج کشور دیندار جهان قرار دارد . این تناقض را می‌توان با تفکیک میان «اعتقاد به خدا» و «پایبندی به نهاد دین» توضیح داد. ممکن است فردی همچنان به خدا اعتقاد داشته باشد اما از نهاد دینی، روحانیت و مناسک دینی فاصله بگیرد.

بر اساس گزارش‌های میدانی، الحاد در استان نینوا به‌ویژه در موصل و دهوک رو به افزایش است. یک کرد ایزدی ۴۶ ساله از دهوک می‌گوید: «الحاد و نفرت از دین به بالاترین سطح خود در میان همه طوایف عراق رسیده است. ملحدان در استان نینوا شروع به سازماندهی خود در گروه‌ها کرده‌اند و جلساتی برگزار می‌کنند» . یک زن ترکمن شیعه ۳۳ ساله از موصل نیز می‌گوید: «الحاد در موصل در حال گسترش است» و از وجود «هزاران ملحد» در این شهر خبر می‌دهد که خود را علناً ملحد معرفی نمی‌کنند .

تفاوت‌های بی‌دینی در گذشته و حال: از توحیدستیزی تا مرجعیت‌ستیزی و جامعه‌ستیزی

تحول ماهیت بی‌دینی در عراق را می‌توان در سه مرحله متمایز تحلیل کرد:

مرحله نخست: توحیدستیزی و الله‌ستیزی فلسفی. در گذشته، الحاد در عراق پدیده‌ای نخبه‌گرا و فلسفی بود. افرادی چون ابوالعلاء معری یا ابن راوندی، در چارچوب بحث‌های کلامی و فلسفی، به نقد باورهای دینی می‌پرداختند. این نوع الحاد، هرچند رادیکال، در چارچوب یک گفت‌وگوی فکری قرار داشت و عمدتاً به نخبگان و طبقات تحصیل‌کرده محدود می‌شد . حتی در دوره حزب بعث، به رغم سیاست‌های ضد دینی و تلاش برای «تغییر سرشت دینی مردم عراق»، این الحاد دولتی و ایدئولوژیک بود و نه یک پدیده اجتماعی گسترده .

مرحله دوم: مرجعیت‌ستیزی و نهادستیزی. پس از ۲۰۰۳، با ورود احزاب دینی به قدرت و پیوند نهادهای دینی با سیاست، شکل جدیدی از بی‌دینی ظهور کرد که هدفش نه سرکوب گزاره‌ی «الله» به عنوان مفهوم متافیزیکی، بلکه «مرجعیت دینی» به عنوان یک نهاد قدرت بود. جوانان عراقی که در نظر خود، شاهد فساد و ناکارآمدی احزاب دینی بودند، از «دین سیاسی» فاصله گرفتند. این مرحله را می‌توان «مرجعیت‌ستیزی» نامید؛ یعنی نقد و رد نهاد روحانیت و مرجعیت به عنوان واسطه‌های دین و معرفی گزینه‌ی خروج از دین برای هم‌فکران و مخالفان مرجعیت دینی. البته این رویکرد و نگاه، فرصتی برای پدید آمدن گروه‌های مذهبیِ ضد مرجعیت همانند گروه‌های جندالسماء ضیاء قرعاوی و جریان یمانی احمدالحسن نیز به‌شمار می‌آمد و در کنار رواج الحاد و خسته‌دینی یا بی‌دینی، انگیزه‌های گرایش به جریان‌های نوپدید دینی درون‌شیعی را در میان جوانان عراقی افزایش داد.  

مرحله سوم: جامعه‌ستیزی و هنجارشکنی. در مرحله کنونی، شاهد شکل جدیدی از بی‌دینی هستیم که از نقد نهاد دین فراتر رفته و به ستیز با ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی تبدیل شده است. این مرحله را می‌توان «جامعه‌ستیزی» نامید. بر اساس یک پژوهش دانشگاهی، ۲۲.۷ درصد از پاسخ‌دهندگان معتقدند که الحاد در میان دانش‌آموزان بغدادی «محصول مسائل روانی و جست‌وجوی شهرت از طریق مخالفت با عرف» است . این آمار نشان می‌دهد که بخشی از گرایش به الحاد، نه از سر جست‌وجوی حقیقت، بلکه به عنوان شکلی از شورش و هنجارشکنی اجتماعی و «کسب شهرت» از طریق مخالفت با مقدسات است.

ماجرای قرآن‌سوزی و پیامدهای آن

یکی از نقاط عطف در تشدید تنش‌ها میان جامعه دینی عراق و جریان‌های ضد دینی، ماجرای قرآن‌سوزی در سوئد بود. در ژوئن و ژوئیه ۲۰۲۶، سلوان مومیکا، پناهنده عراقی مقیم سوئد، چندین بار نسخه‌هایی از قرآن را در استکهلم به آتش کشید یا مورد اهانت قرار داد . این اقدامات که با مجوز پلیس سوئد و به بهانه «آزادی بیان» انجام شد، خشم گسترده‌ای در جهان اسلام و به‌ویژه عراق برانگیخت.

واکنش عراق سریع و شدید بود. دولت عراق سفیر سوئد را اخراج کرد و هشدار داد که در صورت تکرار، روابط دیپلماتیک را قطع خواهد کرد . معترضان عراقی، عمدتاً پیروان مقتدی صدر، به سفارت سوئد در بغداد حمله کردند و بخش‌هایی از آن را به آتش کشیدند . تظاهرات گسترده‌ای در بغداد و دیگر شهرها برگزار شد و معترضان شعار «بله، بله به اسلام، بله، بله به قرآن» سر دادند .

این ماجرا از چند جهت اهمیت دارد. نخست، واکنش احساسی و توده‌ای جامعه عراقی به اهانت به مقدسات را نشان داد و ثابت کرد که دین همچنان عنصر هویت‌ساز قدرتمندی در این کشور است. دوم، تضاد میان آزادی بیان غربی و حرمت مقدسات اسلامی را به سطح یک بحران دیپلماتیک ارتقا داد. سوم، این رویداد زمینه‌ساز قطبی‌شدن بیشتر میان جریان‌های دینی و ضد دینی شد. سلوان مومیکا خود یک عراقی بود که از دین اسلام خارج شده بود؛ و اقدام او به عنوان «انتقام» از دینی تلقی می‌شد که خود را از آن رها کرده بود.

نقش رسانه‌های غربی در ترویج الحاد در عراق

نقش رسانه‌های غربی در ترویج الحاد در عراق را نمی‌توان نادیده گرفت. یک مطالعه دانشگاهی در عراق به «تأثیر عمیق رسانه‌های غربی بر هویت دینی و ارزش‌های اجتماعی جوانان و ترویج سیستماتیک الحاد» اشاره می‌کند . در یک سمینار دانشگاهی در سال ۲۰۲۵، پژوهشگران عراقی به بررسی «نقش رسانه در مقابله با پدیده‌های انحرافی» پرداختند و بر «تأثیر رسانه‌های غربی بر هویت دینی و ارزش‌های اجتماعی جوانان و ترویج سیستماتیک الحاد» تأکید کردند .

رسانه‌های اجتماعی به‌ویژه فیسبوک، نقش کلیدی در این فرآیند دارند. بر اساس یک مطالعه میدانی، «ملحدان از رسانه‌های اجتماعی به‌ویژه فیسبوک برای ردیابی و جذب افراد مستعد الحاد استفاده می‌کنند» . همچنین گزارش‌ها حاکی از آن است که «ملحدان با فعالیت در شبکه‌های اجتماعی و روابط شخصی، سعی در تغییر عقیده دیگران دارند» .

محتوای رسانه‌ای غربی نیز سهم قابل توجهی دارد. فیلم‌های مستند، سریال‌ها و برنامه‌های علمی که مضامین الحادی دارند، به‌طور گسترده در دسترس جوانان عراقی قرار می‌گیرند. یک پژوهش دانشگاهی به نمونه‌هایی چون مستندهای ریچارد داوکینز، سریال‌هایی چون «لاست» و «نظریه انفجار بزرگ» و برنامه‌های کانال‌های دیسکاوری و نشنال جئوگرافیک اشاره می‌کند که «حاوی نشانه‌ها و پیام‌های الحادی مستقیم یا غیرمستقیم» هستند . همچنین کتاب‌هایی چون «توهم خدا» اثر داوکینز به عربی ترجمه شده و توسط ملحدان عرب ترویج می‌شود .

راهکارهای مقابله با بی‌دینی در عراق

مقابله با پدیده بی‌دینی نیازمند رویکردی چندوجهی و مبتنی بر شناخت دقیق علل و ریشه‌هاست. بر اساس توصیه‌های پژوهشگران و نهادهای دینی عراقی، راهکارهای زیر قابل ارائه است:

۱. تجدید خطاب دینی و حرکت از وعظ به برهان. سمینارهای دانشگاهی در عراق بر ضرورت «تجدید خطاب اعتقادی با گذار از وعظ به برهان» تأکید کرده‌اند . خطاب دینی باید از پاسخ‌های سطحی و تکرار مکررات فراتر رفته و به شبهات فلسفی و علمی با استدلال‌های محکم پاسخ دهد.

۲. تقویت نقش نهادهای دینی رسمی. با توجه به اینکه ۸۰.۶۸ درصد پاسخ‌دهندگان غیبت نهادهای دینی رسمی را از عوامل الحاد دانسته‌اند، لازم است این نهادها فعال‌تر شده و به جای واکنش‌های انفعالی، برنامه‌های پیشگیرانه و آموزشی طراحی کنند .

۳. اصلاح نظام آموزشی. ضعف برنامه درسی «تربیت اسلامی» و عدم تناسب آن با مقتضیات عصر، یکی از عوامل گرایش به الحاد شناخته شده است. بازنگری در محتوا و روش‌های تدریس این دروس، با بهره‌گیری از روش‌های مدرن و پاسخ به شبهات روز، ضروری است.

۴. استفاده هوشمندانه از رسانه و فضای مجازی. با توجه به نقش کلیدی رسانه‌های اجتماعی در ترویج الحاد، لازم است محتوای هدفمند دینی به زبان‌های مختلف و با کیفیت بالا تولید شود. سمینار دانشگاهی در عراق توصیه کرده: «استفاده بهینه از شبکه‌های اجتماعی و هوش مصنوعی برای خدمت به ساختن انسان» و «ایجاد محتوای هدفمند به همه زبان‌ها برای مقابله با الحاد» .

۵. کاهش فاصله میان علما و جوانان. یکی از دلایل گرایش جوانان به الحاد، فاصله گرفتن آن‌ها از علما و گرایش به «اصحاب افکار گمراه» است. پژوهشگران توصیه می‌کنند که علما و مبلغان باید در تعامل با جوانان، از تحقیر، طرد و برخورد خشک پرهیز کرده و فضایی گفت‌وگومحور ایجاد کنند .

۶. تقویت بنیان خانواده و آموزش مهارت‌های زندگی. ضعف نقش خانواده در پیشگیری از گرایش جوانان به الحاد، از عوامل مهم این پدیده است. آموزش خانواده‌ها برای تعامل سازنده با فرزندان و پاسخ به سؤالات دینی آن‌ها می‌تواند نقش بازدارنده داشته باشد.

۷. استفاده از هنر و درام. سمینارهای تخصصی در عراق بر استفاده از «درام به شکل هدفمند و علمی برای توضیح مفاهیم دین و برجسته کردن ارزش‌های انسانی و مفاهیم رحمت و عدالت در اسلام» تأکید کرده‌اند . هنر و رسانه می‌توانند زبان مؤثرتری برای انتقال مفاهیم دینی به نسل جوان باشند.

۸. مطالعات مستمر و رصد علمی. فقدان آمار دقیق و مطالعات جامع درباره ابعاد پدیده الحاد در عراق، یکی از خلأهای اساسی است. انجام پژوهش‌های علمی و میدانی مستمر، می‌تواند مبنای سیاست‌گذاری دقیق‌تر قرار گیرد.

درنهایت…

پدیده بی‌دینی و الحاد در عراق، پدیده‌ای چندلایه و پیچیده است که نمی‌توان آن را با برچسب‌های ساده‌انگارانه توضیح داد. از یک سو، عراق همچنان یکی از دیندارترین جوامع جهان است و دین عنصر هویت‌ساز اصلی آن به شمار می‌رود. از سوی دیگر، نسل جوان این کشور با پرسش‌های بنیادینی مواجه است که پاسخ‌های سنتی برای آن‌ها کافی نیست.

عوامل متعددی در گسترش این پدیده نقش دارند: عملکرد نهادهای دینی و سیاسی، ناکامی دین در پاسخ به نیازهای عملی زندگی، شوک داعش، بحران‌های اقتصادی و نفوذ رسانه‌های غربی. سیر تحول بی‌دینی در عراق از «توحیدستیزی فلسفی» به «مرجعیت‌ستیزی» و سپس به «جامعه‌ستیزی و هنجارشکنی» نشان می‌دهد که این پدیده از یک بحث نخبگانی به یک چالش اجتماعی و هویتی تبدیل شده است.

مقابله با این پدیده، نیازمند رویکردی جامع و هوشمندانه است که هم ریشه‌های اجتماعی و اقتصادی را هدف بگیرد و هم خطاب دینی را بازسازی کند. سرکوب، تحقیر و انکار صرف، نه تنها راه‌حل نیست، بلکه می‌تواند به تعمیق شکاف میان نسل جوان و نهادهای دینی منجر شود.

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here

پست را به اشتراک بگذارید:

عضویت در خبرنامه

spot_img

محبوب

مطالب مرتبط
مطالب مرتبط

آخرین وضعیت خروج نیروهای آمریکایی از عراق تا ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۶

آخرین وضعیت خروج نیروهای آمریکایی از عراق تا ۲۹...

کاهش حضور خارجی در عراق؛ پایگاه ویکتوری خالی شد و بعشیقه در مسیر تخلیه قرار گرفت

کاهش حضور خارجی در عراق؛ پایگاه ویکتوری خالی شد...

نفس‌های آلوده بغداد؛ فناوری نوین در برابر بحران آلودگی هوا

نفس‌های آلوده بغداد؛ فناوری نوین در برابر بحران آلودگی...

مرکز مطالعات: چالش‌های پیش روی تلاش‌های عراق برای یافتن مسیرهای صادراتی جایگزین برای تنگه هرمز

مرکز مطالعات چتم‌هاوس لندن: چالش‌های پیش روی تلاش‌های عراق...